عصر امروز طنین تمنای 355 محفل استغاثه در خراسان جنوبی، جانهای تشنه را به زلال معرفت حسینی پیوند زد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، امروز خورشید در میانه آسمان شرق، طور دیگری میتابید، از آستان ملکوتنشان باقریه(ع) و حسین بن موسی الکاظم(ع) تا دورافتادهترین روستاهای مرزی در زیرکوه و نهبندان، ول ولهای برپا بود. 355 میعادگاه، آغوش گشوده بودند تا 355 پنجره به سوی بهشت باز شود، امروز، ساعتها به وقت «عاشقی» کوک شده بود و ثانیهها، عطر سیب کربلا را در مشام خشک کویر میپاشیدند.
در جایجای این جغرافیای صبور، از مصلاهای باشکوه گرفته تا مسجدکهای گلی در دل بیابان و گلزارهایی که عطر پیراهن یوسفهای شهید را میدادند، همهجا بوی «بازگشت» میآمد؛ مردم نیامده بودند تا حاجت بخواهند بلکه آمده بودند تا در هیاهوی رنگارنگ دنیا، خود گمگشتهشان را در زلال دعای عرفه پیدا کنند.
در بیرجند، مسجد امام حسین(ع) گویی قطعهای از خاک عرفات شده بود؛ زنجیرهای از دستهای لرزان و چشمهای بارانی که شهر را به آسمان گره میزد و طنین «یا رب، یا رب» آنها، سقف فلک را میشکافت.
باران معرفت بر گونههای آفتابسوخته
هوا داغ بود اما نه به داغی سینههایی که از شرم گناه و شوق وصال میسوختند، مردان و زنانی که پیشانیشان، غزل رنج و کار در زیر آفتاب تموز بود، امروز کتاب دعا را پیش روی دلشان گذاشته بودند و با هر فراز از نجوای سیدالشهدا(ع)، مرواریدهای اشک بر شیار صورتهای رنجکشیده میغلتید و خاک کویر را به بوسه برمیگزید.
پیرمردی در گوشه ای از مسجد، با دستانی که بوی نان حلال و خوشه گندم میداد، با لرزشی که حکایت از عمری بندگی داشت، مفاتیح را ورق میزد و صدای خشدارش، وقتی میخواند: «اِلهی اَنَا الَّذی اَسَاْتُ...» (خدایا من همانم که بد کردم...)، ستونهای جان هر شنوندهای را میلرزاند؛ اینجا، عطش استغفار، چنان گلویی را فشرده بود که هیچ آبی جز اشک، سیرابش نمیکرد.
میانبُری از ریگزار تا نینوا
عرفه در این دیار، تنها یک دعا نبود؛ پیشدرآمدی بود بر مرثیه خون، وقتی نیشتر روضه به رگ غیرت جمعیت خورد و نام «غریب مادر» در فضا پیچید، گویی نسیمی از سمت گودال قتلگاه، پرچمهای سوگ را به رقص درآورد.
355 نقطه از استان، یکباره کربلا شد، شانه به شانهی پیران محاسنسپید، جوانانی نشسته بودند که با نگاههای نجیب و پیراهنهای سادهشان، ثابت کردند که ریشه این ارادت، در عمق جان این خاک دوانیده شده است.
عرفه در خراسان جنوبی، رزمایشی از جنس نور بود؛ رزمایشی برای اثبات این حقیقت که عشق به حسین(ع)، جغرافیای دور و نزدیک نمیشناسد و کویر، مستعدترین خاک برای روییدن گلهای سرخ عاشقی است.
غروبی به رنگ خون، دلی به سپیدی نور
خورشید که با دامن خونین از افق نارنجی کویر کوچ میکرد، آرامشی عجیب بر شهر مستولی شده بود، با آخرین فرازهای دعا، گویی باری از سرب از روی شانههای خسته شهر برداشته شد.
مردم با چشمهایی سرخ اما دلهایی سپید، میعادگاهها را ترک میکردند و رد اشک بر گونهها خشک شد اما جویبار زلالی که در رگهای تشنه 355 نقطه خراسان جنوبی جاری گشته تا ماهها جان بیدار این مردمان را تر و تازه نگاه خواهد داشت.
امروز فرشتگان، عیار بندگی مردم صبور کویر را با ترازوی اشک سنجیدند و نام خراسان جنوبی را در جریده عاشقان ابدی ثبت کردند.
انتهای پیام/256
