«امل شبیب»، در ویدئویی تحلیلی به ارزیابی اهداف پشت پرده اسرائیل از ترور شهید «عزالدین الحداد» پرداخته است.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم ، ترور شهید «عزالدین الحداد»، یکی از فرماندهان ارشد گردانهای قسام، شاخه نظامی حماس توسط رژیم صهیونیستی، بیش از آنکه نشانه پایان جنگ یا دستاورد نظامی تعیینکننده برای کابینه نتانیاهو باشد، تلاشی رسانهای برای پنهان کردن بنبست راهبردی تلآویو در نوار غزه به شمار میرود.
به باور تحلیلگران امنیتی رژیم صهیونیستی شهید الحداد صرفاً یک فرمانده میدانی معمولی نبود، بلکه از او به عنوان «شبح» و «روباه» شناخته میشد؛ فرماندهی که از مدیریت گردانهای التفاح، الدرج، الزیتون و الشجاعیه فعالیت جهادی خود را آغاز کرد و پس از ترور محمد الضیف و محمد السنوار، به فرماندهی کل گردانهای قسام رسید.
الحداد نقش کلیدی در بازسازی قدرت رزمی مقاومت پس از هر ضربه اسرائیل داشت و شخصاً در تونلها حضور مییافت و بر مدیریت نبردها، توسعه موشکها و سازماندهی مجدد یگانهای آسیبدیده نظارت مستقیم داشت.
اشتباهات محاسباتی اسرائیل در ترور عزالدین الحداد
رژیم اشغالگر صهیونیستی از ابتدای جنگ تصور میکرد حملات سنگین هوایی و زمینی به سرعت ساختار حماس را دچار فروپاشی خواهد کرد. اما واقعیت عرصه میدان خلاف این امر را نشان داد و این باریکه در عمل به تلهای فرسایشی و بلندمدت برای ارتش اسرائیل مبدل شد. هر بار که یک فرمانده ارشد قسام ترور میشد، به سرعت فردی دیگر به عنوان جانشین فرماندهی امور را در دست میگرفت و هر یگان تخریبشده، با سرعتی غیرمنتظره بازسازی میشد.
تحلیلگران به سه اشتباه راهبردی نتانیاهو در ارزیابی توان سازماندهی و فرماندهی مقاومت فلسطین در غزه اشاره میکنند:
1. تمرکز بر مدل فرماندهی متمرکز: اسرائیل گمان میکرد مقاومت حول چند نفر چهره شاخص و محدود فرماندهی و اداره میشود، در حالی که قسام سالها پیش ساختار خود را بر پایه تمرکززدایی و تربیت نسلهای متعدد فرماندهان میدانی بنا نهاده بود.
2. برداشت نادرست از جامعه فلسطینی: تلآویو انتظار داشت ویرانی گسترده، کشتار غیرنظامیان و محاصره، جامعه فلسطینی را علیه مقاومت بشوراند، اما نتیجه همه اینها معکوس بود؛ چرا که در باریکه غزه نسلی خشمگینتر، مقاومتر و متعهدتر به آرمان مقاومت فلسطین شکل گرفت و احیا شد.
3. اشتباه در ارزیابی اهداف جنگ: ترور فرماندهان ارشد مقاومت فلسطین به جای تسریع در روند پایان دادن به جنگ، تنها به یک دستاورد تاکتیکی موقت و محدود منتهی شد. در حالی که اهداف اصلی اسرائیل در آغاز جنگ نابودی حماس، بازگرداندن اسرای صهیونیست بدون اعطای هرگونه امتیاز در پرونده اسرای فلسطینی دربند رژیم و احیای بازدارندگی تلآویو پس از ضربه شوکآور 7 اکتبر اعلام شده بود، واقعیت ها در میدان نبرد تاکید دارند که اهداف اعلامی نتانیاهو حتی با گذشت نزدیک به دو سال و نیم در غزه همچنان ناکام باقی مانده است.
بنبست سیاسی-رسانهای نتانیاهو در غزه
در این شرایط، کابینه نتانیاهو با فشارهای داخلی شدید از سوی جریانهای سیاسی مخالف و رسانهها و افکار عمومی سرزمینهای اشغالی روبهرو است. ترور الحداد از سوی رسانههای همسو با سیاستهای کابینه افراطی نتانیاهو، به سرعت به یک عملیات رسانهای بزرگ مبدل شد تا تصویر ارتش رییم صهیونیستی را که علیرغم برتری مطلق هوایی، اطلاعاتی و آتش، نتوانسته جنگ را به سرانجام برساند، ترمیم کند.
اما ترور شهید الحداد همزمان واقعیت تلخی را برای نهادهای امنیتی اسرائیل فاش ساخت: حتی با اشراف کامل هوایی و اطلاعاتی، تلآویو سالها زمان و هزاران کشته و زخمی به بار آورد تا در نهایت دستش به فردی برسد که در طول دو جنگ غزه در میان رزمندگان حضور فعال داشت. این مسئله این سؤال جدی را به اذهان متبادر میسازد که اگر وضعیت یک فرمانده باسابقه، شناختهشده و تحت تعقیب اینگونه است، چند فرمانده دیگر همچنان در آرامش در شبکه تونلهای زیرزمینی غزه به مقاومت خود ادامه میدهند؟
اما در سمت مقابل اگرچه شهادت الحداد ضربهای دردناک اما نه مرگبار بر پیکر مقاومت فلسطین بود. الحداد به مانند بسیاری دیگر از فرماندهان همرزمش با شهادت چندین عضو خانوادهاش در خلال جنگ هزینه سنگینی را متحمل شد.
با این حال، سابقه دیرینه مقاومت فلسطین نشان داده که پس از ترور چهرههایی همچون شیخ احمد یاسین، عبدالعزیز الرنتیسی، احمد الجعبری، محمد الضیف و محمد السنوار هم ساختار حماس نه تنها دچار فرو نپاشی نشده است، بلکه انعطاف و عمق بیشتری یافته است.
تحلیلگران معتقدند غزه امروز دیگر فقط یک میدان نبرد نیست، بلکه به یک خاستگاه اجتماعی-فرهنگی برای مقاومت تبدیل شده است. ایده مقاومت تقریبا در ضمیر جمعی جامعه فلسطینی نهادینه شده و اسرائیل علیرغم توانایی ترور افراد، نتوانسته این باور را نابود کند.
نتیجهگیری
شهادت عزالدین الحداد بار دیگر نشان داد که جنگ غزه وارد مرحله جدیدی شده که اسرائیل در آن قادر به کسب پیروزی قاطع نیست. رژیم اشغالگر میتواند غزه را ویران کند، اما نتوانسته به آنچه در عمق جامعه و ساختار مقاومت فلسطینیان شکل گرفته پایان دهد. نتانیاهو اکنون بیش از هر زمان دیگری به «تصویری از پیروزی» نیاز دارد تا شاید بدین شکل شکست راهبردی خود را در غزه بپوشاند؛ شکستهایی که با وجود همه هزینهها، همچنان ادامه دارد.
انتهای پیام/
