شبکه الجزیره نوشته چهار موج اقتصادی جنگافروزی آمریکا علیه ایران تا سالها ادامه خواهند داشت.
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم ، عمیر وقاص، تحلیلگر مسائل اقتصادی، در یادداشتی برای الجزیره استدلال میکند که حتی در صورت دستیابی به توافق صلح و بازگشایی تنگه هرمز، بحران اقتصادی این جنگ پایان نخواهد یافت. او معتقد است ترکشهای این نبرد در قالب چهار موج پیاپی، ساختار تجارت جهانی و ثبات سیاسی کشورهای در حال توسعه را تا سالها ویران خواهد کرد.
محورهای این تحلیل به شرح زیر است:
1. موج اول؛ جهش قیمت سوخت و بحران زنجیره تأمین کود
نویسنده تأکید میکند افزایش بهای نفت و گاز تنها نقطه ورود بحران است. گاز طبیعی 70 تا 80 درصد هزینه تولید آمونیاک را تشکیل میدهد و انسداد هرمز—آبراهی که 30 درصد صادرات آمونیاک و 35 درصد صادرات اوره جهان از آن میگذرد—عرضه کود شیمیایی را به شدت مهار کرده است. این شوک ظرف دو فصل کشت، به بهای مواد غذایی سرایت کرده و خود را در قیمت نان قاهره و برنج داکا نشان میدهد.
2. موج دوم؛ آسیبهای ساختاری و ماندگار به مسیرهای کشتیرانی
تجربه دریای سرخ پس از حملات اواخر 2023 نشان داد که تغییر مسیر کشتیها به سمت دماغه امید نیک، هزینههای ثابت جدیدی را به بیمهها و تجار تحمیل میکند که حتی پس از ثبات امنیتی نیز به حالت قبل بازنمیگردد. نویسنده هشدار میدهد که ساختار تجارت جهانی دچار صدمه معماری شده و وضعیت تنگه هرمز نیز حتی پس از صلح، به راحتی به رونق پیش از جنگ باز نخواهد گشت.
3. موج سوم؛ انتقال بار تورم و فقر به جنوب جهانی
در حالی که اقتصادهای پیشرفته با تکیه بر ذخایر ارزی و تنوع بخشیدن به تامینکنندگان، شوکهای انرژی را جذب میکنند، کشورهای در حال توسعه مجبور به کاهش واردات، افت ارزش پول ملی و جیرهبندی کود هستند. از آنجا که سهم غذا در سبد هزینه خانوارهای کشورهای فقیر 44 درصد (در مقایسه با 16 درصد کشورهای ثروتمند) است، این جنگ عملاً به ابزاری برای انتقال ثروت از فقیرترین مردم جهان به صادرکنندگان عمده کالا تبدیل شده است.
4. موج چهارم؛ سرنگونی دولتها و بروز ناآرامیهای سیاسی
شوکهای زنجیره تأمین در نهایت قراردادهای اجتماعی را نابود میکنند؛ همانطور که خیزشهای عربی موسوم به بهار عربی محصول جهش قیمت گندم و سقوط دولت سریلانکا ناشی از بحران ارزی بود. تورم ناشی از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به کشورهایی در جنوب جهانی آسیب میزند که پیش از این درگیر پیامدهای پاندمی بودهاند و این وضعیت، به سقوط برخی از این دولتها به دلیل از دست رفتن مشروعیت داخلی منجر خواهد شد.
5. بیتوجهی قدرتهای بزرگ به معماری بازسازی پساجنگ
در حال حاضر هیچکدام از این طرحهای حمایتی روی میز مذاکرات صلح قرار ندارند. نویسنده معتقد است ساختار بازسازی اقتصادی—درست مانند خود جنگ—توسط طرفهایی طراحی میشود که کمترین آسیب را از آن دیدهاند و منافع کشورهای محروم کاملاً نادیده گرفته شده است.
6. جمعبندی
تحلیل الجزیره عیان میکند توافقنامهای که به عنوان پایان جنگ امضا و تصویربرداری میشود، صرفاً برای طرفهای درگیر در نبرد به معنای پایان است. برای اقتصادهای ضعیف جنوب جهانی که سهمی در شروع این بحران نداشتهاند اما اکنون باید صورتحساب سنگین مخارج آن را پرداخت کنند، بار اصلی جنگ تازه آغاز شده است.
انتهای پیام/
