سه‌شنبه، 5 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
اربکان پسر و نوستالژی پدر؛نگاهی به پدیده میراث خانوادگی در سیاست ترکیه

Studio Ney

کارشناسان معتقدند که میراث و برند اربکان در رشد سیاسی رهبر حزب دوباره رفاه، موثر بوده است.

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم ، این روزها که فضای سیاسی – اجتماعی ترکیه با نوعی از عدم قطعیت و سردرگمی درباره میزان قدرت و نفوذ رهبران روبرو شده، فضا برای نشو و نمای سیاستمداران جدید و قدرتمند، فراهم شده است.

چنین به نظر می‌رسد که یکی از این رهبران که توانسته در مدت زمانی کوتاه، توجه بخشی از جامعه ترکیه را جلب کند، مهمت فاتح اربکان، پسر ارشد نخست وزیر فقید اسلامگرای ترکیه است. او حالا رهبری حزبی به نام «دوباره رفاه» را بر عهده دارد که انتخاب آن، یادآور نام حزب مشهور رفاه اربکان است که بسیاری از بزرگان سیاسی حزب عدالت و توسعه نیز روزگاری از اعضای آن حزب بوده‌اند.

مهمت اوغوتچی به عنوان نویسنده فوربس به درخواست این مجله خارجی، تحلیلی درباره فاتح اربکان نوشته و به دنبال ارائه پاسخی برای این سوال بوده است: آیا برند و میراث خانوادگی می‌تواند در رشد و اعتلای نام رهبران جدید در ترکیه موثر واقع شود؟

کارشناسان معتقدند که در چند سال گذشته، فاتح اربکان از اعتبار برند خانوادگی و نام پدرش هم استفاده کرده اما خودش نیز توانسته در قامت یک واقعیت سیاسی – اجتماعی ظاهر شود.

با این حال، این راه برای فرزندان دیگر خانواده‌های سیاسی ترکیه نیز مسدود نیست و در نتیجه بعید نیست که روزگاری، فرزندان اردوغان نیز به همین شکل وارد دنیای سیاست شوند.

بخش‌هایی از یادداشت مفصل دکتر اغوتچی درباره موقعیت سیاسی پسر مشهورترین رهبر اسلامگرای ترکیه را با هم مرور می‌کنیم:

پدیده فاتح اربکان، قدرتِ میراث یا واقعیت سیاسی؟

در فضای سیاسی ترکیه، برخی از نام‌های خانوادگی نه تنها نمایانگر اسم و رسم یک خانواده، بلکه نمایانگر یک ایدئولوژی، یک دوره و یک خاطره اجتماعی نیز هستند. «اربکان» یکی از آنهاست. نجم‌الدین اربکان نه تنها یک رهبر سیاسی، بلکه چهره بنیانگذار نهادینه‌سازی اسلام سیاسی در ترکیه، بسیج سیاسی سرمایه آناتولی و خط فکری مهمی به نام «چشم‌انداز ملی» بود. امروزه، همین نام خانوادگی بار دیگر در مرکز سیاست، این بار از طریق فاتح اربکان، در گردش است.

با این حال، اگرچه سیاست ترکیه به نام‌های خانوادگی احترام می‌گذارد، اما به طور خودکار رهبری پایدار را به ارث نمی‌گذارد. سوال این است: آیا فاتح اربکان واقعاً به یک پدیده سیاسی مستقل تبدیل می‌شود یا او هنوز تا حد زیادی حامل خاطره سیاسی پدرش است؟ برای درک ظهور فاتح اربکان، لازم است که به درستی دگرگونی‌های حوزه محافظه‌کاران در بیست سال گذشته را تفسیر کنیم.

برای سال‌های متمادی، حزب عدالت و توسعه، تحت رهبری رجب طیب اردوغان، بخش قابل توجهی از پایگاه چشم‌انداز ملی (Milli Görüş) را جذب کرد. کاریزمای قوی اردوغان، ظرفیت پیروزی در انتخابات و تجربه دولتی او، تا حد زیادی رأی‌دهندگان محافظه‌کار را در یک مرکز واحد متحد کرد.

با این حال، با گذشت زمان، مشکلات اقتصادی، فرسایش و خستگی سیستمی، تغییر نسل‌ها و به ویژه مسائل سیاست خارجی مانند درگیری غزه، جستجوهای جدیدی را در پایگاه محافظه‌کاران برانگیخت.

فاتح اربکان دقیقاً در همین نقطه شروع به ایجاد فضا کرد. انتقادات تند او از حزب عدالت و توسعه، به ویژه در مورد اسرائیل و غزه، توجه مردم را به سوی خود جلب کرد. به این دلیل که بخشی از پایگاه محافظه‌کاران، این موضوع را یک تناقض جدی می‌دانستند که آنکارا، با وجود اینکه در تقابل با اسرائیل در سطح لفاظی بسیار تند به نظر می‌رسید، تجارت را به طور کامل قطع نکرد و برخی از روابط اقتصادی را ادامه داد.

فاتح اربکان از این فرصت سیاسی مهم استفاده کرد. مخالفت او که از طریق «آزمون صداقت» انجام می‌شد، به یکی از حوزه‌هایی تبدیل شد که حزب حاکم، به‌ویژه با رأی‌دهندگان محافظه‌کار، در آن با مشکل مواجه شد.

کشور ترکیه , رجب طیب اردوغان ,

در برابر حملات هوشمندانه فاتح اربکان، اردوغان به نوعی، با یک تعدیل سیاسی کنترل‌شده اما قاطع به این تحولات پاسخ داد. زیرا دولت حزب عدالت و توسعه، رشد حزب رفاه، به‌ویژه موضع آن در مورد غزه، را در حوزه نفوذ محافظه‌کاران به عنوان یک خطر می‌دید. بنابراین، تنشی کنترل‌شده، گاهی شدید و گاهی ملایم، پدیدار شد.

در عین حال، توجه به این نکته نیز لازم است: فاتح اربکان با اردوغان مخالف است، اما پل‌های پشت سرش را کاملاً خراب نمی‌کند. او مخالف است، اما کاملاً روابط را قطع نمی‌کند. او انتقادات تندی مطرح می‌کند، اما در عین حال همیشه در را برای مصالحه باز می‌گذارد. این گاهی اوقات به عنوان یک استراتژی آگاهانه دیده می‌شود و گاهی اوقات منجر به انتقاد از «عدم توانایی در ایجاد یک خط کاملاً مستقل» می‌شود. زیرا فاتح اربکان از این موضوع آگاه است: بخش قابل توجهی از رأی‌دهندگان محافظه‌کار هنوز با اردوغان ارتباط عاطفی دارند. بنابراین، یک قطع رابطه بسیار شدید می‌تواند پایگاه خود او را محدود کند.

از سوی دیگر، می‌توان گفت که دیدگاه اردوغان نسبت به فاتح اربکان نیز مبتنی بر یک روانشناسی پیچیده است. در نهایت، اردوغان رهبری است که از جنبش چشم‌انداز ملی ظهور کرده و در مکتب سیاسی نجم‌الدین اربکان آموزش دیده است. بنابراین، می‌توان تصور کرد که او گاهی اوقات با این احساس به آن نگاه می‌کند که «من از درون این جنبش آمده‌ام و حتی من رویه سیاسی اصلی را که آن را به قدرت رساند، پایه‌گذاری کردم.»

این امر گاهی اوقات می‌تواند منجر به رویکردی کمی تحقیرآمیز نسبت به حزب دوباره رفاه به عنوان ادامه نوستالژیک جنبش قدیمی شود.

گلایه‌های قدیمی

یکی از نکات مهم درباره مواضع حزب دوباره رفاه علیه حزب اردوغان، یادآوری انتقادات و گلایه‌های قدیمی مرحوم اربکان است. انتقادات تند نجم‌الدین اربکان از اردوغان و کادرهای حزب عدالت و توسعه در گذشته، هنوز در حافظه سیاسی مردم ما باقی مانده است. به ویژه، اظهارات او در مورد خود اردوغان. به خاطر بیاورید روزی را که اردوغان، به تندی از استاد قدیمی خودش انتقاد کرده و درباره تفکرات سیاسی حزب رفاه و حزب فضیلت گفته بود: «ما آن پیراهن تنگ را از تنمان درآوردیم و حالا لباس دیگری پوشیده ایم».

همین یک جمله کافی بود تا اربکان نیز در انتقادات بعدی در آخرین سالیان عمر خود، اردوغان و حزب عدالت و توسعه را به سازش با غرب، امپریالیسم و صهیونیسم متهم کند.

این موضوع باعث ایجاد تنش تاریخی و روانی در رابطه فاتح اربکان با اردوغان می‌شود. حالا با این شرایط، آیا آشتی فاتح اربکان با شاگردان قدیمی پدرش در حزب سعادت امکان‌پذیر است و می‌تواند همراه با آنها در برابر اردوغان بایستد؟ آیا ممکن است شاهد ادغام حزب دوباره رفاه و حزب سعادت باشیم؟

از لحاظ تئوری، قرابت فرهنگی و ایدئولوژیک قابل توجهی بین پایگاه‌های رأی‌دهندگان این دو حزب وجود دارد. هر دو ساختار از سنت اربکانی سرچشمه می‌گیرند و برای بخش خاصی از رأی‌دهندگان محافظه‌کار-ملی‌گرا جذاب هستند. این نزدیکی می‌تواند پایگاه رأی‌دهندگان آنها را در کوتاه‌مدت گسترش دهد و تعادل قوی‌تری در سیاست‌های محافظه‌کارانه در دوران پس از اردوغان ایجاد کند.

با این حال، سیاست عملی صرفاً مبتنی بر قرابت ایدئولوژیک نیست. رقابت در رهبری، پویایی پرسنل، شکایات گذشته و استراتژی‌های سیاسی متفاوت می‌تواند ادغام را دشوار کند. علاوه بر این، رویکرد سنتی‌تر و محتاطانه‌تر حزب رفاه ممکن است همیشه به راحتی با لحن تهاجمی‌تر حزب دوباره رفاه، همسو نشود. با این وجود، با توجه به ماهیت چندپاره سیاست راست میانه و محافظه‌کار در ترکیه، همکاری‌های پشت پرده یا نزدیکی‌های مبتنی بر انتخابات تعجب‌آور نخواهد بود.

کشور ترکیه , رجب طیب اردوغان ,
نقاط ضعف شخصی یا آسیب‌پذیری‌ سیاسی

فاتح اربکان مانند هر رهبر سیاسی، جنبه‌های بحث‌برانگیز و آسیب‌پذیری‌های خاص خود را دارد. اول و مهمتر از همه، بزرگترین خطر او این است که شخصیت سیاسی‌اش هنوز به طور کامل تعریف نشده است.

بخشی از جامعه هنوز او را از دریچه «پسر نجم‌الدین اربکان» می‌بیند. این هم یک مزیت قدرتمند و هم یک بار سنگین است. از آنجا که او دائماً با پدرش مقایسه می‌شود، طبیعتاً انتظارات بالایی از نظر کاریزما، فن بیان، جاذبه فکری، مدیریت بحران و عمق سیاسی ایجاد می‌شود.

مسئله دوم، درک ظرفیت رهبری اوست. فاتح اربکان هنوز مدیریت دولتی، مدیریت شهری یا مدیریت بحران بین‌المللی در مقیاس بزرگ را تجربه نکرده است. در ترکیه، رأی‌دهندگان، در یک مقطع خاص، نه تنها به لفاظی‌های ایدئولوژیک، بلکه به این سوال که «آیا او می‌تواند حکومت کند؟» نیز نگاه می‌کنند.

سوم، زبان اقتصادی او گاهی اوقات بیش از حد نوستالژیک یا نظری تلقی می‌شود. اقتصاد قرن بیست و یکم دیگر ساختاری نیست که بتوان آن را صرفاً با انتقاد از نرخ بهره یا تأکید کلاسیک بر تولید توضیح داد. در عصر هوش مصنوعی، جنگ نیمه‌هادی‌ها، گذار انرژی، مواد معدنی حیاتی، اقتصاد داده‌ها و حاکمیت دیجیتال، انتظار فزاینده‌ای برای یک دیدگاه فنی‌تر، به‌روزتر و جهانی‌تر وجود دارد.

یکی دیگر از حوزه‌های شکننده، پایداری سازمان حزبی است. در ترکیه، احزاب کوچک اما تأثیرگذار اغلب بیش از حد به کاریزمای رهبران خود وابسته می‌شوند. وقتی نهادسازی ضعیف باقی بماند، رشد سریع می‌تواند به همان سرعت به فروپاشی تبدیل شود.

کشور ترکیه , رجب طیب اردوغان ,
امروزه، اهمیت استراتژیک واقعی فاتح اربکان نه چندان در درصد آرایی که به دست آورده، بلکه در چگونگی شکل‌گیری سیاست‌های محافظه‌کارانه در دوران پس از اردوغان نهفته است. زیرا مشخص نیست که آیا حوزه محافظه‌کاری در دوران پس از اردوغان کاملاً در یک مرکز واحد باقی خواهد ماند یا خیر.

حزب «دوباره رفاه» ادعا می‌کند که نماینده یک خط ایدئولوژیک «چشم‌انداز ملی» معتبرتر است. این امر پایگاه اصلی خاصی را برای آن فراهم می‌کند. با این حال، برای اینکه جایگزینی برای قدرت حاکم در ترکیه باشد، تنها یک پایگاه وفادار کافی نیست. لازم است که به رأی‌دهندگان میانه‌رو دسترسی پیدا کرد، جوانان را متقاعد کرد، به اقتصاد اعتماد ایجاد کرد، با نظام بین‌المللی روابط برقرار کرد و ظرفیت مدیریت دولتی را نشان داد.

آزمون اصلی برای فاتح اربکان درست از همین جا آغاز خواهد شد. او باید از نظر استراتژیک چه کاری انجام دهد؟ اگر فاتح اربکان می‌خواهد به یک مرکز ثقل سیاسی بلندمدت و پایدار تبدیل شود، تکیه صرف بر میراث گذشته کافی نخواهد بود.

اول، جنبش «چشم‌انداز ملی» باید با زبان عصر جدید به‌روز شود و از یک خاطره نوستالژیک فراتر رود. این جنبش باید کادرهای قوی‌تر و سیاست‌های ملموسی در زمینه‌هایی مانند هوش مصنوعی، امنیت انرژی، جنگ فناوری، بیکاری جوانان، صنعت دفاعی، اصلاحات آموزشی و اقتصاد دیجیتال تولید کند.

دوم، این جنبش باید نه تنها برای وجدان محافظه‌کاران، بلکه برای طبقه متوسط که به دنبال امنیت اقتصادی هستند نیز جذاب باشد. در ترکیه، رأی‌دهندگان به ظرفیت مدیریت بحران به اندازه قرابت ایدئولوژیک توجه می‌کنند. سوم، این جنبش باید منطقه خاکستری بین مخالفت با اردوغان و نزدیکی به او را روشن کند.

فاتح اربکان امروز چهره‌ای از یک رهبر را در سیاست ترکیه به تصویر می‌کشد که بی‌سروصدا اما به شکل مؤثر در تلاش است تا فضایی برای خود ایجاد کند. می‌توان گفت که او شکاف‌های اخلاقی، نارضایتی اقتصادی و جستجوهای پس از حزب عدالت و توسعه، به ویژه در پایگاه محافظه‌کاران، را به درستی تفسیر کرد. با این حال، سیاست ترکیه عرصه بسیار دشواری است. به دوش کشیدن میراث، یک مزیت اولیه را فراهم می‌کند، اما رهبری پایدار را تضمین نمی‌کند.
انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم