چهارشنبه، 6 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
ایران محوری شهید جمهور

Studio Ney

گفتمان عبور از سلطه قدرت های جهانی و حرکت به سمت ایران محوری، توجه محافل سیاسی ایران را جلب کرد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، از وقتی ایران به نقطه کانونی توجه قدرت های شرق و غرب تبدیل شد و از اطرف و اکناف عالم مورد هجوم قرار گرفت، گفتمان عبور از سلطه قدرت های جهانی و حرکت به سمت ایران محوری، توجه محافل سیاسی ایران را جلب کرد.‌

از این رو طرح گفتمان ایران محوری مختص دوره فعلی نیست و در ادوار پیشین تاریخ سیاسی ایران نیز، بارها مطرح شده است.یادداشت پیش‌رو در کنار بازخوانی تجربه ایران محوری شهید رئیسی، به مرور سایر تجارب تاریخی ایران محوری نیز پرداخته است تا تمایز ویژه سیره سیاسی شهید رئیسی را با نگاهی تاریخی تببین کند‌.

ایران محوری ناکام عباس میرزا

تقویت قوای نظامی و مبارزه علیه قدرت های استعماری توسط عباس میرزا، فصل جدیدی از تحولات سیاسی را در ایران آغاز کرد.عباس میرزا از طریق ایجاد آمادگی نظامی در ارتش ایران، سعی داشت موازنه قدرت را به نفع ایران تغییر دهد و روند نقض مداوم منافع ملی و تمامیت ارضی ایران را پس از سال‌ها متوقف کند.عباس میزرا در مسیر احیای ایران محوری و عبور از قدرت های استعماری جهانی، دچار یک خطای راهبردی شد.

وقتی انگلیس در جریان جنگ ایران و روسیه تزاری، از روی خصومت با رقیب استعماری خود یعنی روسیه تزاری، خواستار حضور نیروهای نظامی انگلیسی در ارتش ایران شد، عباس میرزا به امید همکاری راهبردی و کمک نظامی انگلیس، این خواسته را پذیرفت.

اگرچه ارتش ایران به پشتوانه قدرت توپچی های انگلیسی در نبرد های اولیه با روسیه تزاری، پیروز از میدان خارج شد ولی در ادامه، اعتماد و تکیه به نیروهای نظامی انگلیسی به شکست سنگین ایران منجر شد.انگلیس در اواسط جنگ ایران، برای مهار توسعه‌طلبی ناپلئون (حاکم فرانسه) همچون سایر کشور های اروپایی با روسیه تزاری متحد شد و برای حفظ قدرت روسیه، جانب ایران را رها کرد.نیروهای انگلیسی حاضر در ارتش ایران به کارشکنی علیه ایران پرداختند و از ارتش ایران خارج شدند.

با رویگردانی نیروهای انگلیسی از همکاری با سپاه ایران، سربازان عباس‌میرزا نه تنها از نظر روحی تضعیف شدند، بلکه نتوانستند از توپخانه استفاده مؤثری کنند و این مسئله سهم زیادی در شکست ایران و تحمیل عهدنامه گلستان و ترکمانچای داشت.اعتماد عباس میرزا به انگلیس و اعطای اختیار توپخانه قشون ایران به نیروهای انگلیسی، استقلال ملی ایران را نقض و حرکت ایران گرایی عباس میرزا را با سرنوشت تلخی مواجه کرد.

ایران محوری جعلی فروغی

محمد علی فروغی، اولین نخست وزیر رضا شاه و از عوامل اصلی سقوط سلسله قاجار و ظهور سلسله پهلوی بود.فروغی در حوزه سیاست خارجی تأکید ویژه‌ای بر حفظ موضع بی طرفی و پرهیز از همکاری با قدرت های جنگ طلب داشت که ظاهرا نوعی ایران محوری و به معنای ممانعت ایران از همکاری خسارت بار با قدرت های استعماری بود.

به زعم فروغی، اعمال چنین سیاستی ضمن تضمین استقلال و تمامیت ارضی، امکان تأمین منافع ملی ایران و امنیت پایدار را از طریق فرآیند صلح و همکاری فراهم می کرد.

فروغی در این خصوص می گفت:هدف سیاست خارجی ایران حفظ بی طرفی و احترام نسبت به تمامیت ارضی سایر دولت ها است تا از این طریق مانع از اتخاذ موضعی مشابه دولت های روس و انگلیس علیه استقلال‌ و تمامیت ارضی ایران شود. رسیدن به این مقصود زمانی محقق می شود که ایرانیان جانب هیچ یک از دو دولت روس و انگلیس را به ضرر دیگری ترجیح ندهند.

فروغی در حالی از ایران محوری و فراغت از سلطه قدرت های جنگ طلب سخن می گفت که در مقطع حساس جنگ جهانی دوم، دیپلماسی او غایتی جز تأمین منافع روس و انگلیس نداشت.او در جریان حمله متفقین، با شفاعت خاندان پهلوی نزد سران متفقین، به سلطه قدرت های استعماری بر ایران تداوم بخشید و طبق خواست متفقین، محمد رضا شاه پهلوی را به قدرت رساند‌.

طی این فرآیند، منافع ملی ایران عملا قربانی اهداف روس و انگلیس شد و در اثر اعمال سلطه اقتصادی متفقین و وقوع قحطی دوم، سه میلیون نفر از مردم ایران جان باختند.از این رو راهبرد بی طرفی در حوزه سیاست خارجی که مورد تأکید فروغی بود، در ادوار بعدی حکومت پهلوی، دیگر همچون گذشته ادامه پیدا نکرد.به زعم پهلوی دوم ایران در جنگ جهانی دوم به واسطه خوش باوری و اعلام بی طرفی در قفس صلح گرفتار شد.او بر خلاف فروغی از بی طرفی فاصله گرفت و موضع‌گیری صریحی در تحولات جهانی داشت و همواره جانب بلوک غرب را می گرفت.محمد رضا می دانست که برای حفظ حکومت خود لاجرم باید با قدرت های غربی همکاری کند تا با تقویت و جلب حمایت بلوک غرب، از هجوم بلوک شرق و موج ناسیونالیسم عربی در امان بماند.

او از ترس خطر اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق که در ایران توسط حزب توده نمایندگی می شد و نیز موج ناسیونالیسم عربی جمال عبدالناصر، به دامان غرب پناه برد و هرچه در توان برای خدمت به نیروی نیابتی بلوک غرب یعنی اسرائیل گذاشت.

ایران محوری متمایز انقلاب اسلامی و شهید جمهور

انقلاب اسلامی ایران در روزگاری به پیروزی رسید که دو قطب قدرتمند جهان یعنی ابر‌قدرت امپریالیسم با رهبری آمریکا و ابر‌قدرت سوسیالیسم با رهبری شوروی بر جهان تسلط داشتند و هر یک از کشورها در یکی از این دو بلوک شرق یا غرب تعریف می شدند.

حتی کشورهای عضو جنبش عدم تعهد که ظاهرا به هیچ‌یک از بلوک‌های قدرت نظام جهانی وابستگی و تعهدی نداشتند نیز از این قاعده مستثنا نبودند و هرکدام به یکی از دو قطب امپریالیسم و یا سوسیالیسم وابسته‌ بودند.

به زعم برخی انقلاب اسلامی نیز راهی جز انتخاب یکی از دو بلوک شرق یا غرب نداشت.اما در عمل، ایران محوری انقلاب اسلامی همه را شگفت‌زده کرد.پس از تسخیر لانه جاسوسی و پایان تعلق و وابستگی ایران به آمریکا، برخی تصور می کردند انقلاب اسلامی لاجرم به شوروی و بلوک شرق گرایش پیدا خواهد کرد.

چنین سناریویی هیچ‌گاه تحقق پیدا نکرد و انقلاب اسلامی بدون در اینکه در بلوک شرق ادغام شود به حرکت خود ادامه داد.آن هم در شرایطی که عنصر داخلی شوروی یعنی جریان حزب توده، ادغام انقلاب اسلامی در بلوک شرق را امری حیاتی قلمداد می کرد و می گفت:یا ما باید به شوروی وابسته بشویم و یا در غیر این صورت انقلاب شکست خواهد خورد».با مقاومت انقلاب اسلامی در برابر پذیرش سلطه بلوک شرق و غرب، ایران به استقلال سیاسی رسید و با مؤفقیت از دوگانه شرق و غرب عبور کرد.تا جایی که حتی احسان طبری، از مهمترین اعضای حزب توده نیز عبور مؤفقیت آمیز انقلاب اسلامی از سلطه قدرت های جهانی را تحسین کرد.

طبری عقب نشینی کوبا و شوروی در برابر تهدید نظامی آمریکا را با رفتار شجاعانه ایران در جریان تسخیر لانه جاسوسی مقایسه می کرد و در تقبیح عقب‌نشینی شوروی و تحسین مقاومت ایران می گفت: با وجود آن که کوبا و شوروی پیمان نظامی داشتند و استقرار سکوها حق قانونی شوروی و کوبا بود، خروشچف در مقابل تهدید آمریکا دوام نیاورد‌. اما، ایران سفارت آمریکای ابرقدرت را تسخیر نمود و دیپلمات‌های آمریکایی را بازداشت کرد است که این حرکت با عرف تعریف شده در قوانین بین‌المللی مغایرت دارد ولی با این حال، امام خمینی، «رمزی کلارک» فرستاده کارتر برای گفت‌و‌گو با ایران را از فراز آسمان ترکیه بر‌می‌گرداند و اعلام می‌کند که خواسته ما مشخص است و نیازی به گفت‌و‌گو و شرح و تفسیر ندارد.

انقلاب اسلامی در دهه های بعدی حیات خود، شاهد ظهور شخصیتی بود که به منطق ایران محوری انقلاب اسلامی جانی دوباره بخشید.شخصیتی بی نظیر که رهبر انقلاب از دست‌رفتن او را خسارتی جبران ناپذیر دانست و او را شهید خدمت نامید.شهید سید ابراهیم رئیسی در قامت ریاست قوه مجریه، بر خلاف دولت پیشین، از غرب گرایی و شرق گریزی فاصله گرفت و دیپلماسی ایران را به سمت ایران محوری هدایت کرد.

او دیپلماسی نامتوازن دولت پیشین را اصلاح کرد و فارغ از تعلقات غربی و شرقی، تنها به تأمین ملی ایران اندیشید‌.شهید رئیسی در شرایطی راهی پاستور شد و منصب ریاست قوه مجریه را بر عهده گرفت که روابط خارجی در وضعیت وخیمی به سر می برد.

تمرکز کاذب دولت یازدهم و دوازدهم بر جلب حمایت و همکاری غرب طی یک دوره هشت‌ساله، امکان هرگونه خلاقیت و گره‌گشایی را از دستگاه دیپلماسی کرده بود و در عین حال، حتی پس از ابراز وفاداری هشت ساله دولت‌مردان پیشین، هیچ خبری از حمایت و همکاری غرب نبود.

صادرات روزانه نفت ایران که پیش از انعقاد برجام، یک میلیون و 500 هزار بشکه بود، در اواخر دولت دوازدهم، به کمتر از 300 هزار بشکه رسید و شهید رئیسی دولت را با همین وضعیت بحرانی تحویل گرفت.

دولت دوازدهم حتی در شرایطی که غرب هرگونه فرصت همکاری و تجارت نفتی را از ایران دریغ می کرد نیز توجه چندانی به ظرفیت تجاری شرق نداشت و تجارت نفتی ایران را قربانی تعلقات غرب گرایانه خود کرده بود.

در دولت دوازدهم، میزان صادرات نفت ایران به چین با وجود خودداری کشور های غربی از خرید نفت ایران، تنها حدود 78 هزار بشکه در روز بود!اما ایران محوری شهید رئیسی و پرهیز او از هرگونه غرب گرایی و شرق گرایی، امکان گشایش تجاری را برای ایران فراهم کرد.شهید رئیسی تجارت خارجی غرب محور را تعدیل کرد و از ظرفیت های تجاری شرق به نفع منافع ایران بهره گرفت.

دولت سیزدهم بدون نقض استقلال‌ ملی و اعطای هرگونه امتیاز، به تجارت نفتی ایران رونق بخشید و افزایش 3.5 برابری صادرات نفت تا 1.7 میلیون بشکه در روز و افزایش 3.5 برابری درآمد صادرات نفت را برای کشور به ارمغان آورد.آن هم در شرایطی که آمریکا با اعمال فشار به کشورهای عربی برای فروش نفت به چین به‌دنبال پُر کردن ظرفیت نفتی بزرگ‌ترین مقصد صادراتی نفت ایران بود و علیه تجارت نفتی ایران و چین، کارشکنی می کرد‌. اما عضویت هوشمندانه دولت سیزدهم در سازمان‌های منطقه‌ای مانند شانگهای و بریکس موجب تثبیت جایگاه مطلوب ایران در صادرات نفت خام شد و توطئه آمریکا را خنثی کرد.

یادداشت از محمد عرفان خانی

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم