نقد خط دفاعی تیم ملی فوتبال بیشتر روی سن بازیکنان این خط است در حالی که باید به ساختار دفاعی تیم پرداخته شود.
به گزارش خبرگزاری تسنیم ، هر بار تیم ملی ایران برابر مهاجمان سرعتی دچار مشکل میشود، اولین واکنش تکرار یک جمله آشناست: «خط دفاع پیر و کُند است.» آیا مسئله واقعاً به همین سادگی است؟ آیا مشکل اصلی تیم ملی فقط کاهش سرعت بدنی مدافعان است یا ساختار تاکتیکی ایران مدافعان را در موقعیتهایی قرار میدهد که هر خط دفاعیای را آسیبپذیر نشان میدهد؟
فوتبال مدرن مدتهاست از تحلیلهای صرفاً فیزیکی عبور کرده است. امروز بسیاری از مربیان بزرگ اروپا اعتقاد دارند سرعت تصمیمگیری، اسکن محیط و کیفیت جاگیری، حتی مهمتر از سرعت دویدن است. به همین دلیل شاید برای تحلیل مشکلات دفاعی تیم ملی، باید به جای شناسنامه مدافعان، به ساختار بازی نگاه کرد. استفاده از مدافعان با سن بالا مسبوق به سابقه است و میتوان از یحیی گلمحمدی و سهراب بختیاریزاده نام برد که در جامجهانی موفق به گل زدن هم شدهاند.
اولین مشکل در نحوه استقرار دفاعی ایران دیده میشود؛ مخصوصاً زمانی که تیم در فاز مالکیت قرار دارد. در بسیاری از مسابقات، فولبکها همزمان جلو میروند و فاصله میان هافبک دفاعی با مدافعان میانی زیاد میشود. نتیجه این اتفاق ساده است: با از دست رفتن توپ، مدافعان مرکزی در فضای باز و موقعیتهای دوبهدو رها میشوند.
در چنین شرایطی حتی مدافعی با سرعت مناسب هم آسیبپذیر به نظر میرسد. دلیل این است که مدافع باید در فضایی بزرگ تصمیم بگیرد؛ آیا جلو بیاید؟ عقب بنشیند؟ مهاجم را پوشش بدهد یا فضای پشت سر که میتواند مورد استفاده تیم حریف قرار گیرد؟ کوچکترین تأخیر در این تصمیمگیری میتواند صحنه را به موقعیت گل تبدیل کند.
اینجاست که مفهوم «کندی ادراکی» اهمیت پیدا میکند؛ مسئلهای که در فوتبال ایران کمتر درباره آن صحبت میشود. بسیاری از مدافعان بزرگ جهان الزاماً سریعترین بازیکنان نیستند، اما پیش از رسیدن توپ، موقعیت را خواندهاند. آنها مدام محیط اطراف را اسکن و زاویه بدن را تنظیم میکنند و قبل از مهاجم تصمیم میگیرند.
مشکل دفاع ایران در بسیاری از صحنهها دقیقاً همین است؛ واکنشی بودن به جای پیشبینی. مدافع ایرانی اغلب زمانی تصمیم میگیرد که خطر شکل گرفته است، نه چند ثانیه قبل از آن. به همین دلیل خط دفاع در مواجهه با پاسهای عمقی یا تغییر جهت سریع بازی، متزلزل دیده میشود.
نکته مهم دیگر به فاصله خطوط برمیگردد. تیم ملی در برخی مسابقات، مخصوصاً مقابل تیمهایی که توان عبور از پرس اولیه را دارند، با شکاف میان خط هافبک و دفاع مواجه میشود. این فاصله باعث میشود مدافعان به ناچار از منطقه امن خود خارج شوند و در فضای بزرگ دفاع کنند؛ اتفاقی که احتمال خطا را بالا میبرد.
در فوتبال امروز، کیفیت دفاع فقط با عملکرد مدافعان سنجیده نمیشود. بسیاری از تیمهای بزرگ جهان، دفاع را از خط حمله آغاز میکنند و این نکته زبانزد مربیان فوتبال است که اولین مدافع همان مهاجم تیم است که در ساختار تیم باید تعریفات خاص خود از سبک بازی را داشته باشد. اگر پرس اولیه ناقص باشد، اگر هافبک دفاعی پوشش مناسبی ندهد و اگر ساختار «دفاع پس از حمله» شکل نگیرد، خط دفاع دائماً در وضعیت اضطراری قرار میگیرد.
شاید به همین دلیل باشد که تیم ملی ایران مقابل برخی تیمهای بزرگ، عملکرد دفاعی بهتری دارد. زمانی که ایران عقبتر بازی میکند و فضاها فشردهتر میشوند، مدافعان کمتر در موقعیتهای واکنشیِ فضای باز قرار میگیرند اما مقابل تیمهایی که ایران مجبور به مالکیت بیشتر است، ضعفهای ساختاری بهتر دیده میشود.
این به معنای بینقص بودن مدافعان ایران نیست. طبیعی است که افزایش سن روی کیفیت بازی بدون توپ، بازگشتها و نبردهای سرعتی تأثیر میگذارد ولی تقلیل تمام مشکلات دفاعی تیم ملی به «کُند بودن» شاید سادهترین و در عین حال ناقصترین تحلیل ممکن باشد.
مسئله اصلی احتمالاً جای دیگری است؛ در ساختاری که مدافعان را بارها در بدترین سناریوی ممکن قرار میدهد. جایی که فاصلهها زیاد است، پوششها ناقص است و تصمیمگیری باید در کسری از ثانیه انجام شود. در چنین شرایطی، دفاع فقط قربانی سرعت پایین نیست؛ قربانی ساختار است.
انتهای پیام/
