نفت و گاز ایران امروز از یک منبع اقتصادی فراتر رفته و به ابزار بازدارندگی راهبردی تبدیل شدند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، محمد قربانی کارشناس انرژی در یادداشتی به ابعاد راهبردی نفت در جنگ تحمیلی سوم و حوادث پس از آن پرداخته است.
نفت و گاز، منابع طبیعی و انرژیهای راهبردیاند که همواره نقش تعیینکنندهای در اقتصاد و تولید کشور داشتهاند؛ اما امروز این ظرفیت فراتر از یک منبع درآمدی عمل میکند و به ابزاری بازدارنده در برابر فشار قدرتهای جهانی تبدیل شده است. در تمام جنگهای تحمیلی علیه ایران، یک سوی توطئه در پی تضعیف ملت ایران و سوی دیگر در پی تسلط بر طلای سیاه کشور بوده است.
پس از جنگ رمضان اخیر، یکی از محورهای اصلی فشار آمریکا، تهدید علیه مسیرهای صادراتی و زیرساختهای نفتی ایران بوده است. ادعاهایی که از سوی مقامات آمریکایی درباره انفجار خودکار خطوط لوله در صورت توقف انتقال نفت مطرح میشود، بیش از آنکه بر مبنای دانش فنی باشد، مصرف روانی و رسانهای دارد.
تجربه سالهای 92 و 97 نشان داده صنعت نفت ایران در مواجهه با محدودیتهای تولید و تحریمهای سنگین، توان احیای سریع چاهها را داشته است. متخصصان داخلی در فاصلهای چندماهه موفق شدند ظرفیت تولید را به مدار بازگردانند و همین تجربه، پشتوانهای محکم برای عبور از شرایط فعلی محسوب میشود.
وجود بیش از 2 هزار حلقه چاه تولیدی در مناطق نفتخیز جنوب، خود گواهی روشن بر ناکارآمدی تهدیدات دشمن است. از سوی دیگر، سامانههای ایمنی و قطع اضطراری تولید در زمان کوتاه فعال میشوند و مانع بروز حوادثی نظیر انفجار گسترده خواهند شد؛ موضوعی که در نمونههای مشابه منطقهای نیز اثبات شده است.
امروز تولید نفت کشور حدود 4 میلیون بشکه در روز برآورد میشود. بخش مهمی از این تولید، صرف مصرف داخلی و خوراک پالایشگاهها میشود؛ زنجیرهای که از تولید بنزین و گازوئیل تا خوراک پتروشیمی، روانکنندهها و قیر را شامل میشود و ارزش افزودهای بسیار فراتر از فروش خام برای اقتصاد ملی ایجاد میکند.
در حوزه صادرات نیز با وجود فشارهای دریایی، ایران همچنان مسیرهای متنوع انتقال نفت را حفظ کرده است. تجربه نشان داده آمریکا جز برخی توقیفهای محدود، نتوانسته اختلالی جدی در صادرات نفتی کشور ایجاد کند و همین مسئله ضرورت بهرهگیری هوشمندانهتر از ظرفیتهای ذخیرهسازی و لجستیکی را برجسته میکند.
استفاده از مخازن راهبردی، فعالسازی ظرفیتهای خارج از مدار و بهرهگیری از انبارهای ذخیره، از جمله راهکارهای مؤثر در مدیریت شرایط جنگی است. این اقدامات میتواند ضمن حفظ پایداری تولید، مانع ایجاد فشار مضاعف بر شبکه انتقال و صادرات شود.
در کنار این ظرفیتها، توسعه صادرات زمینی به کشورهای همسایه همچون افغانستان و پاکستان که با چالش تأمین سوخت مواجهاند، راهکاری کاملاً عملیاتی است. همچنین مسیرهای ریلی، بهویژه در ارتباط با بازار چین، میتواند بخشی از فشار محاصره دریایی را خنثی کند.
با این حال، آنچه بیش از آسیب احتمالی به چاههای نفت اهمیت دارد، صیانت از مخازن سوخت و پالایشگاههاست. آسیب به این بخش میتواند تأمین بنزین و سوخت داخلی را با اختلال مواجه کند؛ موضوعی که باید در اولویت برنامههای پدافندی و ذخیرهسازی کشور قرار گیرد.
یکی از راهکارهای مهم در این حوزه، ایجاد ذخایر زیرزمینی در فضاهای کورهای و مخازن طبیعی است. این ظرفیت میتواند امکان ذخیرهسازی چند میلیون بشکه سوخت را فراهم کند و تابآوری کشور را در برابر حملات احتمالی افزایش دهد.
آمارها نشان میدهد در بیش از شصت روز اخیر، درآمد نفتی ایران رشد قابلتوجهی داشته است. این مسئله بیانگر آن است که با وجود فشارها، نه تنها صادرات متوقف نشده بلکه فرصتهایی تازه برای گسترش تعاملات انرژی با کشورهای مختلف ایجاد شده است.
تنگه هرمز همچنان شاهراه حیاتی اقتصاد انرژی جهان است و ایران با حفظ امنیت این مسیر، علاوه بر تثبیت جایگاه ژئوپلیتیکی خود، میتواند از این مزیت برای تولید ثروت و جبران بخشی از آثار تحریمها بهرهبرداری کند.
در کنار این مسائل، نباید از یک تهدید قدیمی غافل شد؛ سیاستی که سالها با هدف تشویق ایران به خامفروشی دنبال شده است. در حالی که راهبرد اصولی، توسعه صنایع پاییندستی و تبدیل نفت خام به محصولات با ارزش افزوده بالاتر است؛ مسیری که سودآوری و استقلال اقتصادی بیشتری به همراه دارد.
تحولات اخیر نشان داد اکنون بهترین زمان برای برنامهریزی پساجنگ در حوزه انرژی است. لازم است گروهی تخصصی از مدیران و کارشناسان صنعت نفت، از همین امروز برای شناسایی نقاط ضعف، طراحی راهکارهای اصلاحی و تدوین برنامههای سریعالاجرا اقدام کنند.
یکی از مهمترین درسهای این دوره، آسیبپذیری برخی واحدهای پتروشیمی به دلیل تمرکز زیرساختهای یوتیلیتی بود. پراکندگی هوشمندانه این واحدها در طرحهای آینده میتواند سطح تابآوری تأسیسات را به شکل محسوسی افزایش دهد.
همچنین تجهیزات کلیدی نظیر توربینها و کمپرسورها باید تحت پوشش تدابیر جدی پدافند غیرعامل قرار گیرند. ایجاد حفاظهای پیشساخته و طراحیهای مقاومسازیشده، میتواند زمان بازگشت واحدها به مدار تولید را در شرایط بحرانی به حداقل برساند.
واقعیت این است که شرایط جنگی، اگرچه دشوار و پرهزینه است، اما در بسیاری موارد فرآیند تصمیمگیری و اخذ مجوزها را تسهیل میکند. این فرصت نباید از دست برود و مسئولان صنعت نفت باید از همین امروز برای اخذ مجوزهای لازم و اجرای طرحهای بلندمدت اقدام کنند.
صنعت نفت ایران امروز در نقطهای حساس ایستاده است؛ جایی که مدیریت بحران، آیندهنگری و تصمیمسازی دقیق میتواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. اگر این مسیر با تدبیر طی شود، ایران نهتنها از این میدان سربلند بیرون خواهد آمد، بلکه زیرساختی نیرومندتر برای دهههای آینده بنا خواهد کرد.
نویسنده: محمد قربانی، کارشناس حوزه انرژی
انتهای پیام
