دوشنبه، 4 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
آیت‌الله رئیسی و رویکرد عدالت‌محور در حکمرانی اسلامی

Studio Ney

شهیدرئیسی را می‌توان از چهره‌هایی دانست که در عرصه حکمرانی،بر پیوندارزش‌های دینی و مسئولیت اجرایی تأکید داشت.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، آیت‌الله سیدابراهیم رئیسی را می‌توان از چهره‌هایی دانست که در عرصه حکمرانی، بیش از هر چیز بر پیوند میان مبانی فکری، ارزش‌های دینی و مسئولیت اجرایی تأکید داشت. در منظومه فکری او، اداره کشور صرفاً به معنای مدیریت اداری و اقتصادی نبود، بلکه رسالتی الهی و اجتماعی برای تحقق عدالت، حمایت از محرومان و صیانت از کرامت انسانی به شمار می‌رفت. از همین‌رو، توجه ویژه او به اقشار آسیب‌پذیر جامعه را باید نه یک شعار سیاسی، بلکه بخشی از یک نگاه ایدئولوژیک و اعتقادی دانست که در رفتار و سیاست‌گذاری‌های او بازتاب می‌یافت.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های رویکرد رئیسی، تأکید مستمر بر محرومیت‌زدایی و کاهش فاصله طبقاتی بود. در شرایطی که بخش‌هایی از جامعه با مشکلات معیشتی، تورم، بیکاری و فشارهای اقتصادی روبه‌رو بودند، او تلاش می‌کرد سیاست‌های اجرایی دولت را به سمت حمایت از طبقات ضعیف و متوسط سوق دهد. این رویکرد، از منظر فکری، ریشه در این باور داشت که کارگزاران نظام اسلامی وظیفه دارند بیش و پیش از هر چیز، زندگی مردم ـ به‌ویژه نیازمندان ـ را در اولویت قرار دهند. در چنین چارچوبی، رفاه عمومی نه یک امتیاز، بلکه حق مردم و تکلیف حاکمیت تلقی می‌شود.

از نگاه آیت‌الله رئیسی، عدالت تنها یک مفهوم انتزاعی یا آرمانی نبود، بلکه باید در قالب برنامه‌های عملی و قابل‌سنجش در جامعه تحقق پیدا می‌کرد. او بر این باور بود که عدالت زمانی معنا می‌یابد که در سفره مردم، در دسترسی به خدمات، در اشتغال، در حمایت‌های اجتماعی و در فرصت‌های برابر خود را نشان دهد. بنابراین، سیاست‌های حمایتی، پرداخت یارانه‌ها، توجه به مناطق محروم، رسیدگی به وضعیت معیشتی اقشار ضعیف و تلاش برای کنترل نابسامانی‌های اقتصادی، همگی در چارچوب همین نگاه عدالت‌محور قابل تحلیل هستند. این اقدامات نشان می‌داد که او میان ایمان دینی و اقدام اجرایی جدایی قائل نبود و وظیفه دولت را در خدمت به مردم معنا می‌کرد.

نکته مهم دیگر در تحلیل این رویکرد، توجه او به کرامت انسانی بود. در اندیشه اسلامی، انسان صرف‌نظر از موقعیت اجتماعی و اقتصادی‌اش، دارای شأن و حرمت ذاتی است. بر همین اساس، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر صرفاً از سر ترحم یا مصلحت سیاسی معنا پیدا نمی‌کند، بلکه بر پایه احترام به منزلت انسان و ضرورت رفع تبعیض استوار است. آیت‌الله رئیسی نیز در گفتار و عملکرد خود، بر این اصل تأکید داشت که جامعه اسلامی باید به‌گونه‌ای اداره شود که هیچ فردی احساس طردشدگی، فراموش‌شدگی یا بی‌پناهی نکند. چنین نگاهی، ریشه در همان گفتمان انسانیِ اسلامی دارد که در آن، رسیدگی به ضعفا از شاخص‌های اصلی عدالت حاکمیت محسوب می‌شود.

از سوی دیگر، اقدامات حمایتی او را می‌توان به‌عنوان تلاشی برای تزریق امید به جامعه نیز ارزیابی کرد. در فضای اجتماعی‌ای که فشارهای اقتصادی گاه موجب کاهش اعتماد عمومی و افزایش نگرانی‌های معیشتی می‌شود، حضور یک مدیر و رئیس‌جمهور که آشکارا بر حمایت از مردم تأکید می‌کند، می‌تواند به بازسازی سرمایه اجتماعی کمک کند. آیت‌الله رئیسی با طرح‌های حمایتی و حضور میدانی در میان مردم، می‌کوشید این پیام را منتقل کند که دولت نسبت به دردها و مشکلات جامعه بی‌تفاوت نیست. این مسئله از منظر ایدئولوژیک نیز اهمیت داشت؛ زیرا در الگوی حکمرانی اسلامی، فاصله گرفتن مسئولان از مردم و بی‌توجهی به رنج اقشار ضعیف، مغایر با روح عدالت‌خواهی و مردم‌داری است.

همچنین باید توجه داشت که این نوع رویکرد، برآمده از نگاه او به مسئولیت دینیِ قدرت بود. در این دیدگاه، قدرت نه ابزار برتری‌جویی، بلکه وسیله‌ای برای خدمت، اصلاح و اقامه قسط است. بنابراین، هرگونه برنامه اقتصادی یا اجتماعی زمانی ارزشمند تلقی می‌شود که در نهایت به بهبود زندگی مردم و کاهش شکاف‌های اجتماعی بینجامد. از این منظر، تلاش برای کاهش فقر، حمایت از خانواده‌های کم‌درآمد، ایجاد بسترهای لازم برای اشتغال و تقویت خدمات عمومی، همه بخشی از یک پروژه بزرگ‌تر در راستای تحقق عدالت اسلامی بودند.

افزون بر این، یکی از جنبه‌های مهم حکمرانی عدالت‌محور در اندیشه رئیسی، توجه به مناطق کمتر برخوردار و محروم کشور بود. او باور داشت که عدالت جغرافیایی نیز بخشی از عدالت اجتماعی است و توسعه نباید محدود به مراکز بزرگ و مناطق برخوردار بماند. از این‌رو، سفرهای استانی، بازدیدهای میدانی و پیگیری مستقیم مسائل استان‌ها در راستای همین نگاه قابل تفسیر است. چنین رویکردی بیانگرآن بود که دولت باید به‌جای اتکا به گزارش‌های کلی و فاصله‌دار، واقعیت زندگی مردم را در میدان مشاهده کند و بر اساس نیازهای واقعی آن‌ها تصمیم بگیرد.

از سوی دیگر، توجه به تولید داخلی و حمایت از اشتغال نیز در منظومه فکری او جایگاه ویژه‌ای داشت. در نگاه عدالت‌محور، اشتغال صرفاً یک شاخص اقتصادی نیست، بلکه راهی برای حفظ عزت‌نفس، ایجاد استقلال فردی و تقویت بنیان خانواده است. هر سیاستی که بتواند فرصت کار شرافتمندانه را برای مردم فراهم کند، در واقع به تحقق بخشی از عدالت کمک کرده است. از این منظر، پشتیبانی از کسب‌وکارهای کوچک، رفع موانع تولید و تلاش برای رونق اقتصادی، بخشی از مسئولیت اجتماعی دولت در قبال اقشار کم‌برخوردار به شمار می‌آمد.

در مجموع، آیت‌الله رئیسی را می‌توان نمادی از سیاست‌ورزی دانست که کوشید میان مبانی اعتقادی، عدالت اجتماعی و کارآمدی اجرایی ارتباط برقرار کند. توجه او به اقشار آسیب‌پذیر، مبارزه با فقر و تلاش برای بهبود معیشت مردم، تنها مجموعه‌ای از تصمیم‌های اداری نبود، بلکه بیانگر نوعی جهان‌بینی بود که در آن دولت باید در صف مقدم خدمت به محرومان قرار گیرد. از همین‌رو، میراث فکری و اجرایی او را می‌توان در چارچوب رویکردی تحلیل کرد که محور اصلی آن، تحقق عدالت، صیانت از کرامت انسان و تقویت امید اجتماعی است؛ رویکردی که در فضای سیاسی و اجتماعی ایران، جایگاه ویژه‌ای یافته و همچنان قابل بررسی و تأمل است.

یادداشت از حیدرعلی رستمی

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم