یکشنبه، 3 خرداد 1405
اشتراک‌گذاری خبر Copied!
یادداشت| وقتی رودخانه خاموش می‌شود

Studio Ney

احیای واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که میان توسعه، محیط‌زیست و منافع عمومی توازن ایجاد شود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، زاینده‌رود سال‌هاست که فقط با آب تعریف نمی‌شود. این رودخانه اکنون به معیاری برای سنجش کیفیت تصمیم‌گیری در حوزه منابع طبیعی و میزان توجه به آینده سرزمین تبدیل شده است. هر بار که بستر خشک آن در قلب اصفهان دیده می‌شود، در واقع بخشی از واقعیت پنهان بحران آب در ایران آشکارتر از گذشته خود را نشان می‌دهد.

مسئله زاینده‌رود را نمی‌توان صرفاً در قالب چند عدد و آمار مربوط به بارندگی یا حجم سدها خلاصه کرد. آنچه امروز رخ داده، نتیجه زنجیره‌ای از انتخاب‌ها و سیاست‌هایی است که در طول سال‌ها بدون در نظر گرفتن ظرفیت واقعی طبیعت ادامه پیدا کرده‌اند. توسعه‌ای که همواره شتاب داشته اما کمتر به توان اکولوژیک منطقه توجه کرده، حالا هزینه‌های خود را آشکار کرده است.

در بسیاری از کشورهای جهان، زمانی که منابع طبیعی وارد مرحله هشدار می‌شوند، نخستین اقدام، محدود کردن فشار بر آن منابع است؛ اما در ماجرای زاینده‌رود، گاهی روندها معکوس به نظر می‌رسد. هنوز هم بارگذاری‌های جدید، توسعه نامتوازن و مصرف فزاینده آب ادامه دارد؛ گویی تصور می‌شود منابع طبیعی توان بی‌پایانی برای تحمل دارند.واقعیت این است که بحران آب، پیش از آنکه یک مسئله فنی باشد، یک مسئله مدیریتی و فرهنگی است.

تا زمانی که نگاه عمومی و سیاست‌گذاری رسمی بر پایه مصرف بیشتر و توسعه بدون محدودیت شکل بگیرد، هیچ پروژه انتقال آب یا طرح مقطعی نمی‌تواند تضمین‌کننده پایداری باشد. طبیعت، برخلاف بسیاری از مسائل دیگر، با دستور و بخشنامه تغییر نمی‌کند و قواعد خود را دارد.از سوی دیگر، فراموش کردن نقش زاینده‌رود در حیات اجتماعی و تاریخی اصفهان نیز خطای بزرگی است.

این رودخانه فقط یک مسیر عبور آب نیست؛ بخشی از حافظه جمعی مردم، هویت شهری و حتی ساختار فرهنگی منطقه به آن وابسته بوده است. خشک شدن زاینده‌رود، تنها خشک شدن یک رودخانه نیست؛ خاموش شدن بخشی از جریان زندگی در شهری است که قرن‌ها با این رودخانه معنا پیدا کرده بود.شاید مهم‌ترین پرسش امروز این باشد که آیا هنوز فرصت برای تغییر مسیر باقی مانده است یا نه. پاسخ به این سؤال وابسته به آن است که بحران زاینده‌رود تا چه اندازه جدی گرفته شود.

اگر همچنان تصمیم‌ها با نگاه کوتاه‌مدت و موقتی اتخاذ شوند، آینده این رودخانه تفاوت چندانی با امروز نخواهد داشت. اما اگر سیاست‌گذاری آب به سمت واقع‌بینی، شفافیت و رعایت ظرفیت‌های طبیعی حرکت کند، هنوز می‌توان امیدوار بود که زاینده‌رود دوباره به بخشی زنده از جغرافیای ایران تبدیل شود. نکته‌ای که کمتر درباره آن صحبت می‌شود، تأثیر روانی و اجتماعی خشکی زاینده‌رود بر شهروندان اصفهانی است.

نسلی که سال‌ها این رودخانه را به‌عنوان بخشی از زندگی روزمره خود می‌شناخت، امروز با تصویری متفاوت روبه‌روست؛ تصویری که به مرور حس ناامیدی نسبت به آینده محیط‌زیست و کیفیت زندگی شهری را تقویت می‌کند. بحران‌های زیست‌محیطی فقط منابع طبیعی را از بین نمی‌برند، بلکه اعتماد اجتماعی به امکان بهبود شرایط را نیز تضعیف می‌کنند.از طرف دیگر، ادامه وضعیت کنونی می‌تواند پیامدهایی فراتر از استان اصفهان داشته باشد.

تجربه بحران آب در مناطق مختلف کشور نشان داده که تخریب منابع آبی به‌تدریج زمینه‌ساز مهاجرت، تغییرات اقتصادی و افزایش فشار بر سایر مناطق می‌شود. به همین دلیل، مسئله زاینده‌رود را نباید صرفاً یک موضوع محلی دانست؛ این بحران بخشی از تصویر بزرگ‌تر چالش آب در ایران است.در نهایت، احیای زاینده‌رود تنها به معنای بازگشت آب به بستر رودخانه نیست.

احیای واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که میان توسعه، محیط‌زیست و منافع عمومی توازن ایجاد شود؛ توازنی که سال‌هاست در بسیاری از تصمیم‌گیری‌ها نادیده گرفته شده است. بدون چنین تغییری، حتی اگر آب برای مدتی کوتاه به زاینده‌رود بازگردد، بحران اصلی همچنان پابرجا خواهد ماند.

یادداشت از: حجت عابدی‌اصل، فعال رسانه‌ای

انتهای پیام/

مشاهده خبر در سایت تسنیم