علیرغم اتصال نت، اما عدم نگاه ساختارمند و حمایتی مدیران سینمایی به بین الملل این حوزه را باز دچار مشکل میکند.
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم ، در ماههای اخیر، بحث اینترنت نشان داد که بخشهایی از اقتصاد فرهنگ، بهویژه صنایع مبتنی بر ارتباطات جهانی، تا چه اندازه به زیرساختهای ارتباطی پایدار وابستهاند. اگرچه مسئله اینترنت مهم است، اما مسئله اصلی فراتر از وضعیت روزمره اینترنت است؛ مسئله، نبود یک سیاست پایدار برای حمایت ساختاری از کسبوکارهای فرهنگی متکی بر ارتباطات جهانی است.
در میان این صنوف، دفاتر پخش بینالملل سینما جایگاه ویژهای دارند. این دفاتر نقش واسطهای حیاتی میان سینمای ایران و بازار جهانی ایفا میکنند؛ از ارسال آثار به جشنوارههای بینالمللی گرفته تا ارتباط با شرکتها، خریداران و پلتفرمهای خارجی، و در نهایت مدیریت فرآیند مارکتینگ و فروش آثار ایرانی در عرصه جهانی. به بیان دقیقتر، این دفاتر یکی از دروازههای اصلی حضور سینمای ایران در زیستبوم جهانی سینما هستند.
اما نکته مهم اینجاست که تقلیل مسئله به «اینترنت» سادهسازی خطرناک یک بحران ساختاری است. مسئله اصلی، نبود یک نظام حمایتی مشخص، پایدار و نهادینهشده برای دفاتر پخش بینالملل است؛ نظامی که باید در شرایط عادی نیز فعال باشد، نه فقط در زمان بحران. به طور مشخص در روزهای اخیر نشانههایی از باز شدن اینترنت بین الملل دیده میشود که میتواند مشکلات این دفاتر را حل کند اما کماکان مسأله اصلی یعنی ضرورت حمایت و توجه به این دفاتر برای آینده و روزهای بحرانی سرجای خود باقی است.
در این میان، انتظار میرود نهادهای متولی سینما، بهویژه سازمان سینمایی و بنیاد سینمایی فارابی، نقش فعالتری در بازتعریف جایگاه دفاتر پخش بینالملل ایفا کنند. این نهادها، بهعنوان بازوهای اصلی سیاستگذاری و اجرای دیپلماسی فرهنگی سینما، میتوانند و باید سازوکاری طراحی کنند که این دفاتر نهتنها در زمان بحران، بلکه در شرایط عادی نیز از زیرساختهای حرفهای، حمایتی و ارتباطی برخوردار باشند. مشکلات بر سر راه این دفاتر باعث میشود تا در ایام پذیرش فیلمها از سوی جشنوارههای خارجی، صاحبان آثار و بخشکنندگان با مشکل روبرو شوند و فیلمها نتواند به دست جشنوارهها برسد.
نکته قابل توجه آن است که در حال حاضر، تمرکز بخش بینالملل سینمای ایران عمدتاً بر حضور در بازارهای فیلم، رویدادهای خارجی یا برگزاری هفتههای فرهنگی متمرکز است؛ در حالی که بخش مهمتر یعنی تقویت زیرساختهای واقعی پخش و حمایت از دفاتر فعال در این حوزه، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این در حالی است که بدون شبکه پخش قدرتمند و حرفهای، حضور در رویدادهای بینالمللی نیز کارکردی مقطعی و محدود خواهد داشت.
از سوی دیگر، مسئله دفاتر پخش بینالملل صرفاً یک چالش فنی یا ارتباطی نیست، بلکه به ساختار صنفی و حرفهای این حوزه نیز بازمیگردد. در شرایط کنونی، این دفاتر حتی از یک تشکل صنفی قدرتمند و فراگیر برخوردار نیستند؛ موضوعی که خود نشاندهنده پراکندگی ساختاری و کمتوجهی تاریخی به این بخش مهم از زنجیره سینمای ایران است.
با توجه به تجربه و سابقه مدیران فعلی حوزه سینمایی در عرصه بینالملل، انتظار طبیعی آن است که نگاه سیاستگذارانه از سطح مدیریت رویدادمحور فراتر رفته و به سمت طراحی یک اکوسیستم پایدار برای پخش بینالملل حرکت کند؛ اکوسیستمی که در آن دفاتر فعال، بهعنوان بازیگران رسمی و ضروری سینمای ایران، دارای جایگاه مشخص، حمایت ساختاری و دسترسی پایدار به زیرساختهای ارتباطی باشند. خصوصاً آنکه ریاست سازمان سینمایی، خود سالها مدیریت بخش بین الملل سینمای ایران در بنیاد سینمایی فارابی را برعهده داشته است و در جشنوارههای خارجی حضور داشته و از نزدیک با زیستبوم حضور بین المللی سینمای ایران در جهان آشنا است.
در همین راستا، حتی اگر مسئله اینترنت و ارتباطات بینالمللی امروز بهصورت مقطعی در وضعیت باثباتتری قرار داشته باشد، اصل ماجرا همچنان پابرجاست: باید برای روزهایی که ممکن است اختلال، محدودیت یا بحرانهای پیشبینینشده دوباره رخ دهد، آماده بود. این آمادگی نه با تصمیمهای موقت، بلکه با طراحی یک سیاست پایدار حمایتی محقق میشود.
در نهایت، آنچه اهمیت دارد بازتعریف نگاه به دفاتر پخش بینالملل بهعنوان یک رکن جدی در دیپلماسی فرهنگی سینمای ایران است؛ رکنی که اگر جدی گرفته نشود، حتی در بهترین شرایط ارتباطی نیز نمیتواند نقش واقعی خود را در معرفی و تثبیت سینمای ایران در جهان ایفا کند.
انتهای پیام/
