کامران شریفی . متخصص داخلی، دانشیار دانشکده دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد
در 1884، ادوین اَبِت دانشمند الهیات، استاد و کشیش آنگلیکن، کتابی به ظاهر فکاهی با نام مسطحستان منتشر کرد. در ظاهر، یک داستان طنزآمیز به نظر میرسد اما ابعاد فلسفی درخشانی دارد. راوی داستان یک مربع است و فقط در جهانی زندگی میکند که دو بعد دارد. این جامعه مسطحستان یک نظام طبقاتی عجیب دارد. مثلث در پایینترین رتبه و هر چه تعداد اضلاع بالاتر میرود، رتبه هم بالاتر میرود. این که در جامعه دوبعدی اینها چگونه یکدیگر را میشناسند، مفصل است و بهتر است اصل داستان لو نرود. اما شبی موجودی میآید که از نظر راوی داستان، یک دایره دیده میشود، ولی او کره است و خود را مسافری از فضاستان Spaceland معرفی میکند. تلاش کره برای تفهیم موقعیت خودش به راوی داستان ما که یک مربع است، تقریباً غیرممکن است. کره هر چقدر تلاش میکند که مفهوم بالا را برای وی شرح دهد، به بنبست میخورد؛ چون تمام تجربه راوی داستان ما از جهان در دو جهت خلاصه شده است: چپ و راست، و جلو و عقب. این قسمت یکی از زیباترین ایدههای کتاب است: اگر تمام تجربه شما فقط دو بعد باشد، چگونه میتوانید چیزی را تصور کنید که خارج از آن دو بعد است؟
کره مجبور می شود که به جای توضیح نمایش دهد. وقتی که کره از صفحه محل زندگی مربعِ راویِ داستان خارج میشود، ناپدید میشود. وقتی با جهان وی تماس مییابد، یک نقطه، سپس دایرهای کوچک، بعد بزرگتر و بعد دوباره کوچک میشود و دوباره ناپدید میشود. به لطف کره، مربعِ روایِ داستان با یک انقلاب معرفتی مواجه میشود؛ چیزی که قبلاً برای وی غیرممکن بود. این کتاب توسط غلامرضا لایقی و منوچهر انور جداگانه به فارسی به ترتیب با عنوان سطحستان و پختستان ترجمه شده است.
و ارتباط این داستان با روز رادیولوژی: طب انقلابهای معرفتی متعددی (آناتومی، بافت شناسی، پاتولوژی) را از سر گذرانده و همچنان با انقلابهای معرفتی جدی در حال مواجهه است. اما رادیولوژی و فناوریهای پیرو آن در قالب طب تصویری (سونوگرافی، سی تی سکن و ام آر ای) تنها یک پیشرفت فناورانه نیست؛ بلکه یک انقلاب بزرگ فلسفی و معرفتی است که کل مواجهه انسان را با مسئله بیماری تغییر دادند؛ همانند همان مربعِ راوی داستان مسطحستان. ابعاد کشف بزرگ پروفسور فیزیک، رونتگن، تقریباً غیرقابل تصور بوده فقط محدود به طب نیست؛ اما بیش از همه ما آن را درطب می شناسیم و از نقش پررنگ آن در صنعت تقریباً چیزی نمیدانیم.
پیامدهای این انقلاب معرفتی در اولتراسونوگرافی ادامه یافت. همین اینک بسیاری از دامپزشکان در نقاط دور افتاده با دستگاه سونوگرافی خدمات تشخیص آبستنی دامها را انجام میدهند. فقط یک مثال کافی است؛ به لطف این انقلاب معرفتی، زمان اولین تشخیص آبستنی در گاو شیری از روز 42 به روز 28 کاهش یافته است. به حساب سرانگشتی، اگر هر گاو شیری 2 میلیون تومان در روز خرج داشته باشد، این انقلاب معرفتی یعنی 28 میلیون تومان صرفهجویی به ازای هر گاو، و آن را در سطح کشور و در میزان گازهای گلخانهای کمتری که وارد جو میشود تصور کنید.
رادیوگرافی یک انقلاب معرفتی بود که می توان آن هوش مصنوعی زمان خود نامید. برای انسان میتوان آن را معادل تغییر معرفتی در پرسوناژ آقای خط در کارتون زیبای La Linea که خالق آن اوسوالدو کاواندولی بود در نظر گرفت، اگر میتوانست متوجه دنیای چند بعدی شود. از یک نظر هر دو داستانِ مسطحستان و آقای خط، طرح فلسفی مشترکی دارند، خط و سطح محل زندگیشان است، اما اختلافی فلسفی دارند: مسئله آقای خط، این است که اگر جهان من فقط همین خط باشد، چگونه در آن زندگی کنم؟ ولی مربعِ راوی ما در مسطحستان، فهمیده است که اگر جهان من فقط چیزی باشد که میتوانم ادراک کنم، چه چیزهایی را نمیبینم.
ابعاد فلسفی رادیولوژی که به هوشیاری رونتگن ممکن شد، هر دو جنبه را برای ما روشن کرده است: 1) چگونه بهتر زندگی کنیم؛ و 2) چه چیزهایی را نمی بینیم. همیشه رادیولوژیستها وقتی به یک تصویر رادیولوژی یا مونیتور سونوگرافی نگاه میکنند، سخت در حال انتقاد از خود هستند که چه چیز را نمیبینند و دائم خود را نقد میکنند. از این رو، 8 نوامبر را باید برای تقدیر از تمامی ورزندگان به کار رادیولوژی و طب تصویری، هم در عرصه حرفههای در پیوند با پزشکی و هم صنعت باید گرامی داشت.
