پرتلاش و خستگیناپذیر بود؛ مصمم، بااراده و برخوردار از پشتکاری کمنظیر در کسب علم و دانش. در عرصه تدریس و آموزش، آموزگاری ذوالفنون و کممانند بود.
ریاضیات، فیزیک، شیمی، جبر، مثلثات و دهها عنوان درسی دیگر را با تسلط و توانایی تدریس میکرد. با آنکه دانشآموخته رشته راه و ساختمان دانشکده فنی دانشگاه تهران بود، دانش و بینش او در تعلیم و تربیت، از بسیاری از دانشآموختگان رشتههای علوم تربیتی فراتر میرفت. انسانی فداکار، مسئولیتپذیر، سختکوش و عمیقا دلبسته به آموزش و پرورش بود. در اوج بحرانهای اجتماعی و سیاسی کردستان در دهه 60، مسئولیت مدیرکلی آموزش و پرورش استان کردستان را پذیرفت و با روحیهای جهادی، عزم و ارادهای استوار و نگاهی سازنده، برای بازسازی و نوسازی نظام تعلیم و تربیت آن دیار تلاش کرد. توسعه و تعالی تعلیم و تربیت ایران، مهمترین دغدغه زندگی حرفهای او بود؛ دغدغهای که بیش از 50 سال، با تمام وجود و توان برای تحقق آن کوشید. مدارس نمونهدولتی را بنیان گذاشت تا دانشآموزان مستعد، فارغ از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادههایشان، فرصت شکوفایی استعدادهای خود را بیابند. مجتمعهای آموزشی شبانهروزی را در مناطق محروم توسعه داد، ایده مدرسهمحوری را در آموزش و پرورش دنبال کرد و برای تقویت روحیه پژوهشگری در میان دانشآموزان، پژوهشسراهای دانشآموزی را بنیان نهاد. پس از دوران مسئولیتهای رسمی و در سالهای بازنشستگی نیز از تلاش بازنایستاد. مؤسسهای مردمنهاد برای خدمت به محرومان بنیان گذاشت و توان و تجربه خود را در مسیر حمایت از آنان به میدان آورد. عضویت در شورای عالی آموزش و پرورش و حضور در دیگر مجامع علمی و تربیتی نیز فرصتهایی بود که همواره از آنها برای اعتلای آموزش و پرورش بهره میگرفت. او تا واپسین روزهای زندگی، حتی برای لحظهای از اندیشیدن به توسعه، پیشرفت و تعالی آموزش و پرورش ایران غافل نماند. اینها تنها گوشهای از کارنامه انسانی است که در قامت معلمی بزرگ، مدیری توانمند، اندیشمندی اثرگذار در تعلیم و تربیت و استادی وارسته در توانمندسازی معلمان ایران شناخته میشد؛ زندهیاد دکتر اصغر فانی.
از یک دعوت تا مسیری ماندگار
در سال ۱۳۵۸، هنگامی که بهعنوان معلم پایه چهارم دبیرستانهای منطقه نازیآباد تهران مشغول تدریس بود، ایشان را برای همکاری و حضور در معاونت آموزشی منطقه ۱۶ تهران دعوت کردم. این دعوت، نقطه آغاز مسیری تازه در فعالیتهای مدیریتی و اجرایی ایشان در آموزش و پرورش شد؛ مسیری که بهتدریج زمینهساز مسئولیتهای مهمتر در سطح استان و وزارت آموزش و پرورش شد و سرانجام در دو نوبت، تصدی وزارت آموزش و پرورش را برای ایشان به همراه داشت. و همکاری ما طی این 47 سال همچنان در حوزه آموزش و پرورش ادامه داشت و آخرین همکاری وی تأسیس و راهاندازی دانشکده علوم انسانی در دانشگاه مهر البرز با اولویت فرهنگیان و معلمان بوده است، اما به باور من، آنچه دکتر فانی را در حافظه تاریخی آموزش و پرورش ایران باقی و ماندگار میکند، صرفا عناوین و مسئولیتهای مدیریتی او نیست؛ بلکه اندیشهها، باورها، اصول حرفهای و درسهایی است که از یک عمر تلاش و خدمت او برای نسلهای آینده به یادگار مانده است. برخی از مهمترین این درسآموختهها را میتوان چنین برشمرد:
۱. توسعه ایران از مسیر توسعه آموزش و پرورش میگذرد
باور عمیق دکتر فانی این بود که آینده درخشان ایران بدون اهتمام جدی به تعلیم و تربیت فرزندان این سرزمین دستیافتنی نیست. توسعه پایدار، پیشرفت اقتصادی، تعالی فرهنگی و انسجام اجتماعی، همگی به کیفیت نظام آموزش و پرورش وابستهاند. هیچ جامعهای نمیتواند آیندهای بهتر از کیفیت آموزشی که برای نسل آینده خود فراهم میکند، انتظار داشته باشد.
۲. آموزش و پرورش به انسانهای بزرگ و شایسته نیاز دارد
پیشرفت آموزش و پرورش بیش از هر چیز نیازمند حضور انسانهایی بزرگ، باهوش، دانا، تحصیلکرده، توانمند و آیندهنگر است. هر اندازه شایستگیهای حرفهای و مدیریتی راهبران آموزشی بالاتر باشد، امکان تحقق اهداف تعلیم و تربیت بیشتر خواهد شد. آموزش و پرورش جایگاه مدیران کمنگر، کمتوان و فاقد افقهای بلند نیست. این عرصه به انسانهایی نیاز دارد که وسعت اندیشه، قدرت تشخیص، شجاعت تصمیمگیری و توانایی تحولآفرینی داشته باشند.
۳. سرمایه اصلی آموزش و پرورش، منابع انسانی و شایستگی معلمان است
از نگاه دکتر فانی، مسائل مالی، تجهیزات، فضای آموزشی و فناوری، اگرچه مهم و ضروریاند، مسئله محوری و تعیینکننده آموزش و پرورش نیستند. مسئله اصلی، توانمندسازی منابع انسانی و در رأس آنها ارتقای شایستگیهای حرفهای معلمان است. هر اندازه نظام حکمرانی کشور و مدیریت آموزش و پرورش بر سرمایه انسانی، بهویژه معلمان، سرمایهگذاری کند، زمینه پیشرفت پایدار کشور بیشتر فراهم خواهد شد. به بیان دیگر، کیفیت آموزش و پرورش هر کشور، آینهای از کیفیت معلمان آن سرزمین است. میزان توسعهیافتگی کشورها را باید در کنار شاخصهای اقتصادی و صنعتی، در شایستگی معلمان و کیفیت نظام تربیت معلم آنها نیز جستوجو کرد.
۴. معلمی حرفه است و مدیریت آموزش و پرورش
مسئولیتی انسانی و اخلاقی
معلمی صرفا یک شغل نیست؛ حرفهای تخصصی، مسئولیتی اجتماعی و رسالتی انسانی است. همچنین مدیریت در آموزش و پرورش، فقط اداره تشکیلات و منابع نیست؛ نوعی راهبری و حکمرانی در عرصه انسانسازی است و آداب و الزامات خاص خود را دارد. صداقت و درستکاری، نظم و انضباط، تعهد و دلسوزی، سختکوشی و تلاش مستمر، درگیری عمیق و همدلی با کار، خودانگیختگی، میل به تعالی، رضایت و لذتبردن از خدمت، روحیه همکاری و کار تیمی، استقلال حرفهای و پایبندی به اخلاق، از جمله ویژگیهایی هستند که دکتر فانی در مدیریت و خدمت آموزشی به آنها باور داشت و در عمل نیز برای تحققشان تلاش میکرد.
۵. آموزش و پرورش عرصه تخصص و شایستهسالاری است
آموزش و پرورش، امری تخصصی است و اداره اثربخش آن مستلزم برخورداری از صلاحیتهای علمی، حرفهای و تجربی در همه سطوح است. احراز هر مسئولیت باید بر پایه دانش مرتبط، تجربه کافی، توانمندی حرفهای و شایستگیهای متناسب با آن جایگاه صورت گیرد. شایستهسالاری و رعایت صلاحیتهای حرفهای در انتخاب مدیران و مسئولان آموزشی، از دغدغههای اساسی دکتر فانی در تمام دوران فعالیتش بود. او در این زمینه بر اصول حرفهای خود پافشاری میکرد؛ حتی آنجا که پایبندی به این اصول، به محرومیت او از برخی مسئولیتها میانجامید. این پایمردی نشان میدهد برای یک مدیر حرفهای، اصول و باورها باید بر مصلحتاندیشیهای کوتاهمدت و منافع فردی تقدم داشته باشند.
فانی، باقی است
۶. عشق به آموزش و پرورش، خدمت به محرومان و نهادسازی برای ماندگاری خدمت
دلبستگی عمیق به آموزش و پرورش و عشق به خدمت به معلمان و دانشآموزان ایران، بهویژه محرومان، جاماندگان و بازماندگان از تحصیل، از برجستهترین ویژگیهای شخصیتی دکتر فانی بود. او بهخوبی دریافته بود که خدمت ماندگار، صرفا با اقدامات مقطعی و فردی تحقق نمییابد؛ بلکه نیازمند نهادسازی، ساختارسازی و ایجاد سازوکارهایی است که حتی پس از پایان مسئولیت افراد نیز به حیات خود ادامه دهند. تلاش برای ایجاد فرصتهای برابر آموزشی، حمایت از دانشآموزان مستعد مناطق محروم، استفاده از ظرفیتهای دولتی و غیردولتی و جلب مشارکت خیرین، از جمله درسآموختههای ارزشمند زندگی حرفهای اوست. او نشان داد که مسئولیت اجتماعی در آموزش و پرورش، زمانی به ثمر مینشیند که عشق به انسانها با اندیشه نهادی، برنامهریزی و اقدام مستمر همراه شود.
دکتر اصغر فانی از میان ما رفت، اما اندیشهها، باورها، خدمات و آثار تربیتی او همچنان زنده است. او از جمله انسانهایی بود که هویت و اعتبار خود را نه از عناوین و منصبها، بلکه از تلاش برای ساختن آینده دیگران به دست آورد. شاید مهمترین پیام زندگی او برای مدیران، معلمان، سیاستگذاران و راهبران نظام تعلیم و تربیت این باشد که خدمت واقعی، با پایان مسئولیت پایان نمییابد؛ انسان زمانی ماندگار میشود که حاصل اندیشه و تلاش او در زندگی دیگران و در سرنوشت جامعه اثر بگذارد. در روزگاری که بیش از هر زمان دیگری به اندیشههای بزرگ، مدیران شایسته، معلمان توانمند و نظام آموزشی تحولخواه نیازمندیم، بازخوانی راه و منش دکتر فانی میتواند چراغی برای آینده آموزش و پرورش ایران باشد. به یاد آن معلم بزرگ، چه زیباست که سخن را با این ابیات از حافظ به پایان ببریم:
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جریده عالم دوام ما
راهش باقی، اندیشهاش جاری و یادش برای همیشه در حافظه تعلیم و تربیت ایران ماندگار باد.
