تا اینجای کار استراتژی «جنگ مطلق» ترامپ ناکام مانده است. استراتژی که ایران خود از آن بهرهبرداری کرده بود و بعید بود در این دام بیفتد. آمریکا و اسرائیل با تصویرسازی و روایتپردازی از یک جنگ تمامعیار و خونبار درصدد بودند ایران را به حملهای پیشدستانه وادار کنند. درست شبیه همان کاری که ایران با اسرائیل انجام داده بود و با اینکه نتانیاهو میدانست ایران ارادهای جدی برای حمله به اسرائیل ندارد، اما از فرصت بهوجودآمده استفاده کرد تا با حمله به ایران نشان بدهد هم دست حریف را خوانده و هم قادر است در موقعیتی برتر کار را تمام کند. هر سه طرف درگیر بهخوبی آگاهاند که جنگ مطلق فقط یک ایده است، ایدهای برای گریز از جنگی واقعی. در جنگ مطلق اگر طرف اول از خشونت بیشتری استفاده کند، طرف دیگر هم باید به همان میزان خشونت اعمال کند. اگر طرف اول درصدد خلع سلاح طرف دیگر باشد، طرف دوم به مقاومت و خشونت بیشتری تن میدهد. اگر یکی بخواهد دیگری را نابود کند، دیگری با تمام قوا میجنگد تا نابود نشود. این موارد تصاویری از جنگ خونباری است که با نابودی یا تسلیم یک طرف به پایان خواهد رسید. اغلب کسانی که با آموزههای نظامی آشنا نیستند، تصوری که از جنگ دارند، جنگ مطلق است. از اینرو است که رسانههای مخالف ایران، روایتها و تصاویری فراهم میکنند تا مردم عادی یا بوروکراتها و روشنفکران را وادارند روایتهایشان را باور کنند و در مسیر آنان گام بردارند تا از یک جنگ خونبار پیشگیری کنند. این تصاویر و ناآشنایی با سیاست عقلانیت جنگ موجب میشود مقاومتهای مردمی خاصه روشنفکران در هم شکند و در خدمت تهدید و ارعاب دشمن قرار گیرد. جنگ مطلق غیرعقلانی است و عقلانیت جایش را به خشم، احساسات و انتقام میدهد و بسیار طبیعی است که مردم، نخبگان و روشنفکران از آن واهمه داشته باشند.
اما بخش عمدهای از این واهمه برساخته طرفی است که میخواهد تصویر استراتژی جنگ مطلق را به کشوری القا کند. هدف واقعی همه جنگها بدون استثنا تحمیل اراده یکی به دیگری است؛ همان شیوهای که هرروزه در سیاست و دیپلماسی بین کشورها اتفاق میافتد. دوستیها و همگراییها بیش از هر چیز بر منافع استوارند، نه یک دوستی واقعی. دیپلماسیها همواره فعال هستند، نه برای جلوگیری از یک جنگ مطلق، بلکه برای اجتناب از یک جنگ واقعی. در «جنگ واقعی»، جنگ یک رویداد مستقل نیست، بلکه شبکهای از روابط سیاسی، اقتصادی و نظامی کشورهای دیگر را درگیر میکند. جنگ واقعی زمانبر و نتیجه جنگ به ملاحظات سیاسی وابسته است. به معنای دقیقتر، ملاحظات سیاسی نقش تعیینکنندهای در جنگ دارند. جنگ واقعی صرفا متکی به ابزارهای نظامی نیست و طرفی پیروز میدان است که در کنار نیروها و ادوات جنگی از سیاست عقلانیت جنگ سود میبرد. آغاز، تداوم و اتمام جنگ حول محور عقلانیت سیاسی و نظامی است. در اینجا عقل حکم میکند چگونه باید مقاومت کرد یا جنگید یا برای برونرفت از بحران راه دیپلماسی را پیش گرفت. در جهان امروز و در شرایط کنونی آموزههای هابرماسی که همچون وردی برای برههاست دیگر کارایی ندارد. خاصه اینکه این اندیشمند بزرگ در کمال ناباوری کنار اسرائیل ایستاد و از آن حمایت کرد. ایران درگیر یک جنگ واقعی است و باید از سیاست عقلانیت جنگ بیشتر بهرهبرداری کند. استراتژی جنگ مطلق برای طرفین جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل کاراییاش را از دست داده است و با شکست جمهوریخواهان در انتخابات اخیر آمریکا فضا برای اداره این جنگ واقعی هموارتر شده است.
