به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محسن صرافی: مدیران تولید سینمای ایران، همچون بسیاری از فعالان حرفه‌ای این عرصه، سال‌هاست با شرایطی دشوار و ناپایداردست‌وپنجه نرم می‌کنند. حذف الزام معرفی مدیرتولید از فرآیند بررسی پرونده‌های متقاضی پروانه ساخت و درج نام او در پروانه‌های صادرشده، یکی از تصمیم‌هایی است که عملاً جایگاه حرفه‌ای و امنیت شغلی اعضای این صنف را تضعیف کرده است. در چنین شرایطی، هیئت‌مدیره انجمن صنفی مدیران تولید سینما با جدیت و پیگیری مستمر، بازگرداندن الزام معرفی مدیرتولید مورد تأییدصنف را دنبال می‌کند؛ مطالبه‌ای به‌حق و حرفه‌ای که نه امتیازخواهی، بلکه دفاع از تخصص، ضابطه و حقوق اولیه اعضای یک صنف است.

طی سال‌های اخیر، ورود سرمایه‌هایی که بدون شناخت کافی از مناسبات حرفه‌ای سینما وارد این عرصه شده‌اند، زمینه‌ساز گسترش بی‌ضابطگی در ساختار تولید شده است. برخی سرمایه‌گذاران، به جای بهره‌گیری از نیروهای متخصص، با انتصاب افراد فاقد صلاحیت و تجربه در جایگاه‌های تخصصی، از جمله مدیریت تولید، امنیت شغلی، روانی و اقتصادی اعضای صنف را به مخاطره انداخته‌اند. شاید از نگاه برخی مدیران، ورود این سرمایه‌هابه معنای روشن ماندن چراغ سینما باشد؛ اما پرسش اینجاست: کدام سینما، کدام فیلم، کدام فرهنگ و کدام هنر؟ صرف افزایش تعداد تولیدات، بدون توجه به کیفیت اثار و سلامت مناسبات حرفه‌ای، نمی‌تواند نشانه رونق سینماتلقی شود.

یکی از پیامدهای این وضعیت، افزایش غیرمتعارف هزینه های تولید است؛ هزینه‌هایی که بخشی از آن تحت تأثیر مدیریت غیرتخصصی و به ویژه پرداخت دستمزدهای نجومی و نامتناسب به بازیگرانی است که حضورشان در یک پروژه، الزاماً تناسبی با میزان استقبال تماشاگر یا امکان بازگشت سرمایه ندارد. در این میان، عنوان مدیرتولیدنیز گاه به افرادی واگذار می‌شود که نه تجربه لازم را دارند و نه شناخت کافی از مسئولیت‌های این حرفه؛ عنوانی تشریفاتی در چنین پروژه‌هایی که بعضاً به پوششی برای پنهان کردن ضعف مدیریت، فقدان دانش تخصصی و ناتوانی در اداره پروژه تبدیل شده است.

مدیریت تولید، حرفه‌ای تخصصی و برخوردار از مسئولیت‌های جدی است. مدیرتولید در بسیاری از پروژه‌ها طرف قرارداد بخش قابل توجهی از عوامل فیلم و معتمد آنان است، تعهدات مالی و اجرایی متعددی بر عهده دارد و بخش مهمی از هزینه‌های تولید با مسئولیت،مدیریت و نظارت او تخصیص می‌یابد و هزینه می‌شود.سازمان‌دهی عوامل، تضمین استمرار روند تولید، نظارت بر تعهدات اجرایی و در مواردی پذیرش مسئولیت در قبال اشخاص و نهادهای مرتبط با پروژه، تنها بخشی از وظایف اوست. با این اوصاف، چگونه می‌توان انتظار داشت فردی بار چنین مسئولیت‌هایی را بر دوش بکشد، اما از ابتدایی‌ترین پشتثانه های صنفی و امنیت شغلی محروم باشد؟

آیا صرف آنکه مدیریت تولید مستقیماً واجد مالکیت هنری اثر نیست، می‌تواند توجیهی برای نادیده گرفتن جایگاه حرفه‌ای آن باشد؟ مگر ارزش یک شغل در سینماصرفاً با سهم آن در وجوه هنری اثر سنجیده می‌شود؟ چگونه می توان پذیرفت افراد فاقد سابقه و صلاحیت، صرفاً به اعتبارروابط شخصی، سفارش، دوستی یا وابستگی خانوادگی به صاحبان سرمایه، به‌عنوان مدیرتولید به عوامل یک فیلم معرفی شوند، اما اعضای باسابقه و متخصص صنف از فرصت اشتغال محروم بمانند؟ تأمین سرمایه، به‌خودی‌خود، نه معادل تهیه‌کنندگی حرفه‌ای است و نه مجوزی برای نادیده گرفتن صلاحیت تخصصی سایر مشاغل سینمایی. برای حفظ حرمت تهیه‌کنندگان حرفه‌ای و خوش‌نام سینمای ایران نیز باید میان تهیه‌کنندگی مسئولانه و صرف برخورداری از منابع مالی تمایز قائل شد.

این مناسبات غیرحرفه‌ای تنها به مدیران تولید آسیب نمی زند؛ بلکه امنیت شغلی تمام عوامل سینما و اعتبار ساختار تولید را تهدید می‌کند. هنگامی که رکوردشکنی،گردش سرمایه و درآمدزایی کوتاه‌مدت بر کیفیت هنری و مسئولیت فرهنگی تقدم پیدا می‌کند، سینما به عرصه آزمون‌وخطای افراد فاقد تجربه و شناخت تبدیل می‌شود؛افرادی که گاه بر ویرانه‌های مناسبات حرفه‌ای، به دنبال کسب تجربه و منافع شخصی‌اند. نتیجه چنین رویکردی را نه‌فقط در تضعیف حقوق صنفی، بلکه در افت کیفیت برخی آثار، سطحی‌نگری و فاصله گرفتن از مسئولیت فرهنگی سینمانیز می‌توان مشاهده کرد.

مدیران و متولیان کنونی سینمای ایران را مخاطبان این یادداشت می‌دانم؛ مدیرانی که یقین دارم پیش از نگارنده و بیش از او، از این مشکلات و نابسامانی‌ها آگاهی دارند.در روزگاری که دشواری‌های اقتصادی، معیشت و امنیت شغلی بسیاری از اعضای خانه سینما را تحت تأثیر قرار داده است، انتظار می‌رود با تعامل جدی‌تر با صنوف، به‌ویژه انجمن صنفی مدیران تولید، برای اصلاح این وضعیت اقدام کنند. بازگرداندن الزام معرفی مدیرتولید مورد تأییدصنف و درج نام او در پروانه ساخت، حداقل اقدامی است که می تواند بخشی از اعتبار حرفه‌ای و امنیت شغلی ازدست‌رفته اعضای این صنف را احیا کند.

چراغ سینما را نمی‌توان صرفاً با ورود سرمایه روشن نگه داشت . سرمایه‌ای که بدون تعهد حرفه‌ای و احترام به حقوق نیروی انسانی وارد این عرصه شود، شاید چراغ برخی سالن های سینما را، آن هم در مقاطعی از سال روشن کند، اما اندک پرتوی از آن هرگز به خانه سینماگران نخواهد رسید.

دفاع از جایگاه مدیرتولید، دفاع از یک عنوان شغلی نیست؛ دفاع از تخصص، عدالت صنفی، امنیت شغلی و حق زیستن شرافتمندانه در روزگاری است که بحران اقتصادی، بیش از هر زمان دیگری، معیشت و آینده حرفه ای اعضای صنوف سینمایی، به‌ویژه مدیران تولید، را تحت تأثیر قرار داده است.

مشاهده خبر در سایت شرق