به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محسن شریف‌خدائی-تحلیلگر روابط بین‌الملل:‌ انتخابات ۲۰۲۶ اسرائیل ‌در یکی از پیچیده‌ترین و پرتنش‌ترین دوره‌های تاریخ سیاسی خود قرار دارد. سه سال پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگی که بیش از 70 هزار کشته در غزه برجای گذاشت، جامعه اسرائیل با شکاف‌های عمیق، بی‌اعتمادی گسترده، فشارهای خارجی و بحران مشروعیت سیاسی روبه‌رو است. بسیاری انتظار داشتند انتخابات بتواند مسیر تازه‌ای برای خروج از این وضعیت ترسیم کند، اما نتیجه نهایی نه‌تنها راه‌حلی ارائه نکرد، بلکه خود به بخشی از بحران تبدیل شد. آنچه رخ داد، نه پیروزی قاطع یک جناح، بلکه بن‌بست کامل سیاسی بود؛ بن‌بستی که می‌تواند اسرائیل را تا آستانه یک انتخابات دیگر در سال ۲۰۲۷ بکشاند و پیامدهای مهمی برای منطقه، به‌ویژه ایران، داشته باشد.

‌نتایج انتخابات نشان داد هیچ‌یک از دو بلوک اصلی قادر به تشکیل دولت نیستند. بلوک حاکم به رهبری بنیامین نتانیاهو اکثریت خود را از دست داد و از ۶۸ به ۵۳ کرسی سقوط کرد. اپوزیسیون یهودی به رهبری گادی آیزنکوت فقط اندکی پیش رفت و از ۴۶ به ۴۸ کرسی رسید. در مقابل، احزاب عربی با بسیج گسترده رأی‌دهندگان خود تقریبا دو برابر شدند و از ۱۰ به ۱۹ کرسی رسیدند. این نتایج نشان می‌دهد جامعه اسرائیل نه به‌طور کامل به سمت راست چرخیده و نه به سمت چپ، بلکه به‌شدت قطبی و پراکنده شده است. اپوزیسیون امید داشت آیزنکوت، با سابقه نظامی و ریشه‌های اجتماعی در میان یهودیان شرقی، بتواند رأی‌دهندگان سنتا راست‌گرا را جذب کند. بخشی از این اتفاق افتاد، اما نه به اندازه‌ای که بتواند اکثریت را تغییر دهد. در مقابل، احزاب عربی با رشد چشمگیر، اکنون یک‌سوم اپوزیسیون را تشکیل می‌دهند، اما به دلیل خط قرمزهای سیاسی، قادر به تبدیل آن به قدرت اجرایی نیستند.

‌در چنین شرایطی، تشکیل دولت تا حد زیادی ناممکن به نظر می‌رسد. احزاب عربی اعلام کرده‌اند حتی به‌طور ضمنی نیز حاضر نیستند از نتانیاهو حمایت کنند. از سوی دیگر، آیزنکوت در کارزار انتخاباتی تأکید کرده بود فقط با احزاب یهودی وارد ائتلاف می‌شود؛ احزابی که اسرائیل را به‌ عنوان کشور یهودی به رسمیت می‌شناسند و احزاب عربی در این تعریف نمی‌گنجند.

‌نتانیاهو تلاش دارد با آیزنکوت به یک ائتلاف بزرگ برسد؛ همان طرحی که ترامپ نیز او را به آن تشویق کرده تا کابینه‌ای بدون حضور راست افراطی تشکیل دهد. اما آیزنکوت این گزینه را فقط در صورتی می‌پذیرد که نتانیاهو از نخست‌وزیری کنار برود؛ شرطی که نتانیاهو قاطعانه رد کرده است. تاکنون هیچ نشانه‌ای از شکاف در صفوف حزب لیکود دیده نمی‌شود. در نتیجه، اسرائیل وارد روند پیچیده قانونی تشکیل دولت می‌شود. اگر همه مراحل بی‌نتیجه بماند، انتخابات جدید باید ظرف ۹۰ روز برگزار شود و این سناریو، محتمل‌ترین مسیر پیش‌روی اسرائیل به نظر می‌رسد.

‌پیامدهای داخلی این بن‌بست گسترده است. در صورت شکست مذاکرات، نتانیاهو به‌ عنوان نخست‌وزیر موقت در قدرت باقی می‌ماند و کشور وارد چرخه‌ای طولانی از بی‌ثباتی سیاسی می‌شود. این وضعیت می‌تواند تصمیم‌گیری‌های کلان را فلج کند، شکاف میان جامعه یهودی و عرب را افزایش دهد، بحران اعتماد عمومی را تشدید و زمینه تشکیل کمیسیون تحقیق درباره وقایع ۷ اکتبر را فراهم کند. این بی‌ثباتی در شرایطی رخ می‌دهد که اسرائیل با فشارهای خارجی بی‌سابقه‌ای روبه‌رو است. خشونت شهرک‌نشینان و عدم مهار آن‌، باعث شده اروپا تحریم‌هایی علیه تل‌آویو اعمال کند و محدودیت‌هایی بر صادرات تسلیحات به اسرائیل وضع شود. در آمریکا نیز احتمال کاهش کمک‌های مالی و محدودیت بر صادرات تسلیحات به اسرائیل وجود دارد، اگر دموکرات‌ها کنترل کنگره را به دست گیرند.

‌در چنین شرایطی، احتمال ازسرگیری جنگ با ایران یکی از مهم‌ترین نگرانی‌هاست. گزارش‌ها نشان می‌دهد نتانیاهو و دولت آمریکا در حال بررسی گزینه حمله احتمالی به ایران هستند. اما پرسش کلیدی این است که آیا نخست‌وزیری که اکثریت خود را از دست داده، می‌تواند کشور را وارد جنگی بزرگ کند؟ چنین اقدامی می‌تواند بحران سیاسی داخلی را تشدید کند، شکاف میان ارتش و دولت را افزایش دهد، اعتراضات اجتماعی را شعله‌ور کند و حمایت خارجی را بیش از پیش کاهش دهد. با این حال، نتانیاهو ممکن است جنگ را به‌ عنوان راهی برای بازگرداندن حمایت داخلی، جلوگیری از سقوط سیاسی و ایجاد فضای اضطراری برای تشکیل دولت در نظر بگیرد. اما این اقدام می‌تواند پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی برای اسرائیل و منطقه داشته باشد.

‌در این میان، یک عامل جدید وارد صحنه شده است: تلاش‌های مستقیم دونالد ترامپ برای شکل‌دادن به یک ائتلاف میان گادی آیزنکوت، نفتالی بنت و آویگدور لیبرمن. هدف اصلی ترامپ نه کنارزدن نتانیاهو، بلکه واداشتن او به تشکیل دولتی بدون حضور احزاب راست افراطی است؛ دولتی که نتانیاهو همچنان در رأس آن باشد، اما ترکیب کابینه‌اش تغییر کند و از وابستگی به جریان‌های تندرو فاصله بگیرد. از نگاه ترامپ، حضور بن‌گویر و اسموتریچ در کابینه مانع تصمیم‌گیری‌های کلان و موجب تنش در روابط واشینگتن-تل‌آویو شده است. به همین دلیل، او می‌کوشد با نزدیک‌کردن آیزنکوت، بنت و لیبرمن به یکدیگر، فشار لازم را برای تشکیل یک دولت میانه‌روتر فراهم کند.

‌از سویی، بخش مهمی از جامعه اسرائیل نسبت به دخالت ترامپ در سیاست داخلی آن حساسیت شدید دارند. بسیاری از رأی‌دهندگان، چه در جناح چپ، چه در میانه و حتی بخشی از راست سنتی، معتقدند دخالت یک کشور خارجی در فرایند تشکیل کابینه اسرائیل، نقض استقلال سیاسی کشور است.

‌در مجموع، انتخابات اخیر اسرائیل نه‌تنها راه‌حلی برای بحران سیاسی نبوده، بلکه خود به بخشی از بحران تبدیل شده است. بن‌بست کامل میان جناح‌ها، رشد چشمگیر احزاب عربی، کاهش مشروعیت نتانیاهو، دخالت خارجی و فشارهای بین‌المللی، اسرائیل را وارد چرخه‌ای از بی‌ثباتی ساختاری کرده است.

نتانیاهو در گذشته نشان داده بحران‌های امنیتی می‌توانند موقعیت سیاسی او را تقویت کنند، اما شرایط امروز اسرائیل با دوره‌های پیشین تفاوت دارد. او اکثریت خود را از دست داده، جامعه اسرائیل به‌شدت قطبی شده، حمایت خارجی کاهش یافته و فشارهای اقتصادی و اجتماعی رو به افزایش است. با این حال، او ممکن است جنگ را به‌ عنوان راهی برای بازگرداندن حمایت داخلی، جلوگیری از سقوط سیاسی و ایجاد فضای اضطراری برای تشکیل کابینه در نظر بگیرد. این محاسبه، هرچند از منظر سیاسی محتمل است، می‌تواند پیامدهایی غیرقابل پیش‌بینی برای اسرائیل و منطقه داشته باشد.

‌نکته مهمی که می‌تواند محاسبات امنیتی را تغییر دهد، هم‌زمانی وضعیت اسرائیل با انتخابات کنگره آمریکاست. اعضای کنست جدید اسرائیل تا ۱۰ نوامبر سوگند یاد نمی‌کند و تا آن زمان، نتانیاهو همچنان بر پارلمان فعلی کنترل دارد و از اکثریت برخوردار است؛ اکثریتی که پس از تشکیل مجلس جدید از میان خواهد رفت. از سوی دیگر، انتخابات کنگره آمریکا در ۳ نوامبر برگزار می‌شود و هرچند نتایج آن بلافاصله فضای سیاسی واشینگتن را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما کنگره جدید تا اوایل ژانویه آغاز به کار نمی‌کند. در این فاصله، دولت ترامپ همچنان با کنگره فعلی در تعامل و از اختیارات کامل برخوردار است. این هم‌پوشانی زمانی -یعنی دوره‌ای که نتانیاهو هنوز اکثریت کنست را در اختیار دارد و دولت آمریکا نیز تا آغاز به کار کنگره جدید محدودیتی ندارد- می‌تواند احتمال تصمیم‌گیری‌های امنیتی، از جمله اقدام مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران را افزایش دهد؛ هرچند چنین اقدامی همچنان با ریسکی بالا و پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی همراه است.

 

مشاهده خبر در سایت شرق