عصر دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵، نشست سیوپنجم سلسلهنشستهای «وضعیتشناسی مهاجرین افغانستانی در ایران» با موضوع «مسئله مهاجرین افغانستانی در ایرانِ پساجنگ»، به همت انجمن راحل در خانه اندیشهورزان تهران برگزار شد.
در این نشست حسین کمیلی، مسئول مرکز تخصصی مهاجرین بنیاد فرهنگی خاتمالاوصیا؛ دکتر سیدعلی کشفی، عضو شورای علمی مؤسسه علم و سیاست اشراق؛ دکتر محمدرضا زهرایی، عضو کارگروه مسائل اجتماعی مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی؛ و دکتر سید عسکر موسوی، محقق ارشد دانشگاه آکسفورد و استاد مدعو دانشگاه علامه طباطبایی به بررسی مسئله مهاجرین در ایران پساجنگ پرداختند.
رضا عطایی دبیر کارگروه اجتماعی-سیاسی انجمن راحل و دبیر جلسه در آغاز نشست با اشاره به تحولات جنگهای اخیر و ضرورت بازنگری در سیاستگذاری کشور گفت مسئله مهاجرین را نمیتوان صرفاً به بحث حضور یا عدم حضور آنان تقلیل داد. به گفته او، شرایط جدید منطقهای و جهانی اقتضا میکند که این مسئله از ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی و تمدنی بررسی شود. به گفته او مسئله مهاجرین را باید فراتر از بحثهای معمول درباره حضور و اقامت آنان بررسی کرد و تحولات منطقهای و جایگاه جدید ایران، ضرورت طرح دوباره این مسئله را از ابعاد گوناگون ایجاد کرده است.
حسین کمیلی، نخستین سخنران، از افزایش محبوبیت ایران در بخشی از افکار عمومی کشورهای اسلامی و حضور گسترده مردم در خیابانها بهعنوان دو پدیده مهم جنگ اخیر یاد کرد. او سپس به همراهی مهاجرین افغانستانی در تجمعات داخل ایران و راهپیماییهای حمایتی در شهرهای مختلف اروپا پرداخت و گفت این حضور در شرایطی رخ داده که جامعه مهاجر طی سالهای گذشته با اتهامزنی و مهاجرهراسی روبهرو بوده است. کمیلی با انتقاد از فاصله میان همراهی اجتماعی مهاجرین و برخی سیاستهای رسمی، به مشکلات تحصیلی آنان و وضعیت شماری از جانباختگان افغانستانی جنگ اشاره کرد.
دکتر سیدعلی کشفی، سخنران دوم، با ارائه متنی با عنوان «شرق رازآلود است»، رابطه ایران و افغانستان را فراتر از مفهوم متعارف مهاجرت دانست. او با طرح مفهوم «وحدت تاریخی» بر نقش زبان فارسی، اسلام و پیوندهای تمدنی در شکلگیری مناسبات دو جامعه تأکید کرد. کشفی همچنین گفت برای تحقق این افق، باید گروهها و ائتلافهای فکری و اجتماعی شکل بگیرند که بتوانند دستورکارهای تازهای را وارد نظام سیاستگذاری کنند.
دکتر محمدرضا زهرایی نیز با نقد نگاه امنیتی به جامعه مهاجر، آرمانهای انقلاب اسلامی را با برخی رویههای اجرایی در حوزه مهاجرت در تعارض دانست. او گفت مهاجرینی که سالها در ایران زندگی کردهاند، فارسیزباناند، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی دارند یا در دفاع از ایران عزیزانی را از دست دادهاند، نباید صرفاً بر اساس تابعیت در جایگاه بیگانه قرار گیرند. زهرایی همچنین برخی مفاد قوانین و طرحهای مهاجرتی را از نظر پیامدهای حقوقی و انسانی مورد انتقاد قرار داد.
دکتر سید عسکر موسوی در بخش پایانی نشست، ابتدا با تعبیر «پروژه انقلاب اسلامی» مخالفت کرد و گفت بهتر است از «اندیشه انقلاب اسلامی» سخن گفته شود؛ زیرا پروژه معمولاً آغاز و پایان مشخصی دارد، درحالیکه اندیشه میتواند استمرار و امتداد داشته باشد.او سپس با اشاره به تجربه انقلاب ایران، تغییر سریع باورها درباره قدرتی را یادآوری کرد که در نگاه بسیاری شکستناپذیر به نظر میرسید. موسوی گفت جنگ اخیر نیز در بخشی از افکار عمومی جهان این تصور را تغییر داده که ایستادگی در برابر آمریکا ممکن نیست. او به تجربه گفتوگو با برخی افراد در انگلستان اشاره کرد که به گفته او، نگاهشان نسبت به ایران و امکان مقاومت در برابر قدرتهای بزرگ تغییر کرده بود.موسوی تأکید کرد این تحول نباید فقط در انسان ایرانی رخ دهد؛ انسان افغانستانی نیز باید توانایی و نقش خود را در این افق انسانی و تاریخی بازشناسد. او با نقد تقلیل هویت به مرزهای ملی، پیوندهای ایران و افغانستان را گستردهتر از دستهبندیهای تابعیتی دانست.
در بخش پرسشوپاسخ نیز موضوعاتی مانند نسبت اندیشه انقلاب اسلامی با دولت-ملت، امکان مشارکت مهاجران در جامعه و چگونگی تبدیل همبستگی به سیاستهای پایدار مطرح شد. مباحث پایانی نشست، مسئله مهاجرت را به موضوعی گستردهتر درباره باور، خودآگاهی و آینده مشترک دو جامعه پیوند زد.
