به گزارش گروه رسانهای شرق،
درگذشت حسن حبیبی، یکی از اخبار تلخ فوتبال ایران در ساعات اخیر است. کاپیتان اسبق تیم ملی فوتبال ایران که اولین جام قهرمانی ملتهای آسیا را بالای سر برد و البته نقش ویژهای در کشف و پرورش بسیاری از بازیکنان و مربیان مطرح داشت.
هر چه فکر میکنم، کملطفی از حسن آقا ندیدم. خوشبختانه شانس آوردم که مربیان باسواد و دلسوزی در کنارم داشتم که مهمترینِ آنها حسن حبیبی بود. در موردش میشود به اندازه شاهنامه صحبت کرد
حبیبی در محله چهارصد دستگاه و در دو دهه ۳۰ و ۴۰ شمسی، فوتبال را در زمینهای خاکی آغاز کرد و خیلی زود و بهعنوان بزرگتر، تمام اتفاقات را زیر نظر گرفت. همایون شاهرخی که از دهه ۳۰ با حسن حبیبی ارتباط داشت، میگوید: حسن آقا بچه چهارصد دستگاه بود و ما از ۱۳ سالگی زیر نظر ایشان و برادرش بازی میکردیم. هر چه داشتیم، از منوچهر حبیبی و حسن آقا بود. همیشه شرمنده حسن آقا هستم و خواهم بود. متأسفانه اسطوره بزرگی را از دست دادیم، اما ای کاش وقتی بود، قدرش را بیشتر میدانستیم.
حسن حبیبی، حتی از همان نوجوانی ژن لیدری داشت و نقش بزرگتر را برای سایرین بازی میکرد. شاهرخی میگوید: حسن آقا، از اول هم رئیس بود. در همان چهارصد دستگاه، تمام امور فوتبال را در همان نوجوانی هدایت میکرد و مسئول همه تیمها بود. او نقش پررنگی در کشف و پرورش خیلی از بازیکنان داشت؛ نمونهاش خودم، فریبرز اسماعیلی، اصغر شرفی و خیلیهای دیگر. تا وقتی که چهارصد دستگاه را خراب کردند، حسن آقا سهم اول را در فوتبالِ این محله ایفا میکرد. ایشان به جوانها واقعا کمک کرد؛ هم از نظر ورزشی و هم اخلاقی.
همایون شاهرخی که خود زمانی بازیکن و سرمربی تیم ملی بود، صحبتهایش را اینگونه ادامه میدهد: حسن آقا و برادرش وظیفه استعدادیابی در محله چهارصد دستگاه و زمین خاکیاش را بر عهده داشتند. البته هر کسی میآمد، باید استعداد داشت تا بازی میکرد. خودشان به عملکرد بازیکنان نگاه میکردند و نظر فنی میدادند. فوتبال مرا هم منصورخان پسندید و هم حسن آقا. البته که حسن آقا همهکاره تیم بزرگها بود.
اصغر شرفی خاطرهای نقل میکرد با این مضمون که وقتی زمان امتحانات میرسید، حسن حبیبی فوتبال را در چهارصد دستگاه تعطیل میکرد و به همه میگفت بروید و درس بخوانید. همایون شاهرخی هم این موضوع را تأیید میکند: حسن آقا هم به درس میرسید و هم به فوتبال. این خاطره، عین واقعیت است. همه آنهایی که در چهارصد دستگاه فوتبال بازی میکردند، دیپلم گرفتند، به دانشگاه رفتند و صاحب شغلی شدند. کم پیدا میشد کسی که موفق نباشد. وقتی امتحانات فرا میرسید، میگفت فوتبال تعطیل و حالا درس. خود ما هم وقتی دانشگاه پلیس بودیم، وقتی میخواستیم آزمون بدهیم، زندهیاد مهدی اسداللهی که مربی ما بود، میگفت فوتبال تعطیل. ما همیشه شرمنده این بزرگان هستیم.
شاهرخی جدا از اینکه در چهارصد دستگاه و تیم پاس، کنار حسن حبیبی بازی میکرد، در مربیگری هم اغلب همکارِ او بود. شاهرخی میگوید: ما نظرکرده حسن آقا بودیم. ایشان به من خیلی محبت داشت. خیلی از همدورهایها حضور داشتند، اما این ما بودیم که در مربیگری با هم حرکت کردیم. علاوه بر حضور در کلاسهای مربیگری، مهمترین تجربهای که اندوختم، از کلاسِ حسن آقا بود. نظم، انضباط، دیسپلین و تاکتیک را از ایشان یاد گرفتیم و در مربیگری استفاده کردیم. روی هم رفته، حسن آقا به من خیلی محبت داشت.
سرمربی اسبق تیم ملی فوتبال ایران میگوید: بعد از انقلاب که شد به امارات رفتم. چهار، پنج سال آنجا بودم و ایشان ابراز تمایل کرد که به امارات بیاید. با هم رفتیم شباب الاهلی و در این باشگاه همکاری کردیم.
شاهرخی درباره خاطراتی که با حسن حبیبی داشت، اینگونه صحبت میکند: حضور در کنار ایشان، همهاش خاطره است. هر چه فکر میکنم، کملطفی از حسن آقا ندیدم. خوشبختانه شانس آوردم که مربیان باسواد و دلسوزی در کنارم داشتم که مهمترینِ آنها حسن حبیبی بود. در مورد ایشان میشود به اندازه شاهنامه صحبت کرد. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است.
اما صحبتهای پایانی همایون شاهرخی: ایکاش مربیان فعلی، یک سوم داشتههای او را داشتند. معرفت، انسانیت، دانش و درس زندگی دادن. من خودم این مسائل را توانستم کاملاً لمس کنم. ایشان فقط مربی فوتبال نبود، یک معلم اخلاق بود. متأسفانه در این چند سال اخیر خیلی مورد توجه قرار نگرفت. کلاً روزگار غریبی است.
منبع: ایرنا
