به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

نسیم قاضی‌زاده:‌ تماشای نمایش‌های همایون غنی‌زاده بیش از آنکه مواجهه با یک روایت نمایشی متعارف باشد، ورود به جهانی است که قواعد آشنای واقعیت در آن به‌هم می‌ریزد. جهانی تاریک، نامتعارف، گاه هراس‌آور و در عین حال به‌شکلی عجیب زیبا؛ جهانی که شخصیت‌هایش انگار از حاشیه کابوس‌ها، خاطرات پریشان و داستان‌های وهم‌آلود بیرون آمده‌اند. در این جهان، خشونت چندان غریبه نیست، جنون مرز مشخصی با عقل ندارد و زیبایی گاهی درست در جایی ظاهر می‌شود که انتظارش را نداریم.

«دیوانه‌خانه زری‌بوره»، تازه‌ترین نمایش همایون غنی‌زاده، پیش از آنکه با خود نمایش آغاز شود، از لحظه ورود به مکان اجرا شروع می‌شود. عمارت قدیمی‌ای که نام «کارگاه تئاتر» بر آن گذاشته‌اند، با اتاق نشیمنی که صحنه نمایش شده و صندلی‌هایی معمولی که دور تا دور آن چیده شده‌اند، تماشاگر را از همان ابتدا در موقعیتی متفاوت قرار می‌دهد. اینجا خبری از فاصله امن میان صحنه و سالن نیست. تماشاگر درست در دل فضای نمایش نشسته است؛ در خانه‌ای قدیمی با آینه‌های کهنه، دیوارها و سقف‌هایی که رنگشان ریخته و فضایی که گویی سال‌هاست چیزی در آن به پایان نرسیده است.

این انتخاب مکانی صرفا یک تمهید اجرایی نیست؛ بخشی از جهان زیبایی‌شناختی نمایش است. خانه با فرسودگی واقعی خود، پیشاپیش تصویری از جهانی می‌سازد که ساکنانش، با وجود فروپاشی همه‌چیز، همچنان اصرار دارند ظاهر امور را حفظ کنند.

همین تناقض، هسته جذاب جهان «دیوانه‌خانه زری‌بوره» است. شازده، مراد و خسرو در فضایی گرفتارند که در آن مرز میان واقعیت و توهم، عشق و جنون، زندگی و مرگ از میان رفته است. شازده همچنان با جسد معشوقه‌اش، زری، عشق‌بازی می‌کند؛ زنی که خودش او را کشته، اما حاضر نیست مرگش را بپذیرد. تمام دغدغه‌اش این است که دو نوکرش، مراد و خسرو، جسد را گندزدایی کنند و شرایط را برای ادامه این زندگی ناممکن فراهم آورند.

در سوی دیگر، خسرو، فرزندی که شازده حاضر نیست او را به‌ عنوان فرزند خود و زری به رسمیت بشناسد، در موقعیتی عجیب و تحقیرآمیز قرار گرفته است. شازده از او خواسته‌هایی نامتعارف دارد و رابطه میان این سه شخصیت، به‌تدریج تصویری از مناسبات بیمار قدرت، انکار و خشونت می‌سازد.

آنچه این موقعیت را از یک روایت صرفا عجیب و غریب فراتر می‌برد، امکان خواندن آن به‌مثابه استعاره‌ای از وضعیت انسان معاصر است؛ انسانی که در جهانی فرسوده و گاه فروپاشیده زندگی می‌کند، اما همچنان به حفظ ظاهر، تکرار مناسبات گذشته و انکار واقعیت پناه می‌برد. گویی همه می‌دانند چیزی مرده است، اما هیچ‌کس حاضر نیست مرگ آن را اعلام کند. این خوانش، به‌ویژه در نسبت با تجربه زیسته جامعه امروز ایران، معنایی تأمل‌برانگیز پیدا می‌کند.

همایون غنی‌زاده که با آثاری چون «آنتیگونه»، «کالیگولا»، «ددالوس و ایکاروس» و «می‌سی‌سی‌پی نشسته می‌میرد» به یکی از کارگردانان صاحب‌سبک تئاتر ایران تبدیل شده و در سینما نیز با فیلم «مسخره‌باز» تجربه‌ای متفاوت داشته است، همواره به ساختن جهان‌هایی غیرمتعارف علاقه نشان داده است؛ جهان‌هایی آمیخته به طنز سیاه، خشونت، اغراق و زیبایی‌شناسی گروتسک.

اما در «دیوانه‌خانه زری‌بوره» این جهان بیش از هر چیز در تاریکی و خلوت یک عمارت قدیمی شکل می‌گیرد. فضایی اگزوتیک، غریب و گاه هراس‌آور که در آن فرسودگی اشیا، لباس‌های نخ‌نما و رفتارهای نامتعارف شخصیت‌ها، همگی به یک زبان مشترک تبدیل می‌شوند.

شاید مهم‌ترین ویژگی نمایش همین باشد: در این خانه همه‌چیز ظاهرا سرپاست، اما هیچ‌چیز واقعا زنده نیست. و تماشاگر، در فاصله‌ای بسیار نزدیک، شاهد جهانی است که ساکنانش به‌جای مواجهه با فروپاشی، ترجیح داده‌اند در توهم ادامه زندگی باقی بمانند.

 

مشاهده خبر در سایت شرق