به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

پوریا قلیچ‌خانی (Pouria Ghelich Khani)، پژوهشگر و کارشناس تنوع زیستی- در نگاه اول، فراوانی ماهی در یک تالاب باید خبری خوشایند باشد. نشانه‌ای از رونق صید و فرصتی برای تامین معاش جوامع محلی. اما واقعیت همیشه به همین سادگی نیست. گاهی افزایش جمعیت یک گونه، نه نشانه سلامت اکوسیستم، بلکه آغاز تغیری است که پیامدهای آن به‌تدریج در طبیعت و زندگی انسان‌ آشکار می‌شود. در تالاب هورالعظیم در استان خوزستان، فراوانی ماهی در تور صیادان دیگر لزوما نشانه رونق صیادی نیست. بخش عمده صید را در حال حاضر ماهی غیربومی و مهاجم "تیلاپیا" تشکیل می‌دهد. این ماهی با وجود فراوانی جمعیت، ارزش اقتصادی اندکی در هورالعظیم و سایر زیستگاه‌های طبیعی کشور دارد و صید آن، به روایت صیادان، نه‌تنها درآمد قابل‌اتکایی ایجاد نمی‌کند، بلکه هزینه و دشواری کار را نیز افزایش می‌دهد.  

گونه غیربومی به گونه‌ای گفته می‌شود که بر اثر دخالت مستقیم یا غیرمستقیم انسان، تصادفی یا غیرتصادفی، به خارج از محدوده طبیعی پراکنش خود، وارد یک زیستگاه جدید شود. با این حال غیربومی ‌بودن یک جانور یا گیاه به ‌تنهایی به معنای مهاجم ‌بودن آن نیست. اگر گونه بتواند در زیستگاه جدید دوام آورده، با محیط سازگار شود، تولیدمثل کند و جمعیت خود را گسترش دهد و در این روند به تنوع زیستی، کارکردهای اکوسیستم یا معیشت انسان‌ها آسیب برساند، در این صورت با یک گونه مهاجم روبه‌رو هستیم. مساله از همین‌جا آغاز می‌شود: آنچه ممکن است در ابتدا اقدامی برای تولید بیشتر یا تامین غذا در راستای امنیت غذایی به نظر برسد، در صورت نادیده‌گرفتن پیامدهای اکولوژیک، می‌تواند به بحرانی بلندمدت و غیرقابل جبران تبدیل شود.

پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ در ژورنال بین‌المللی"  Biological Invasions" توسط نگارنده و همکاران، با عنوان "پیامدهای اقتصادی‌ و ‌اجتماعی ماهی مهاجم تیلاپیا در تالاب‌های بین‌النهرین" منتشر شده، این مساله را در هورالعظیم از منظر زندگی صیادان بررسی کرده است. در این مطالعه، با ۱۴۴ صیاد محلی مصاحبه ساختاریافته صورت گرفت. از میان یافته‌های این پژوهش یکساله، تمام صیادان اظهار کردند که ماهی تیلاپیا حدود ۸۰ الی ۱۰۰ درصد صیدشان در هر نوبت را تشکیل می‌دهد. اما همانطور که ذکر شد، فراوانی در صید، در این تالاب به معنای درآمد بیشتر نیست. برای درک این موضوع کافی است به بازار فروش صیادان هورالعظیم نگاه کنیم. صید صیادان بومی تالاب توسط افرادی ملقب به تاجر خریداری و به اهواز و سایر نقاط ارسال می‌شود. تاجران در اغلب اوقات از خرید ماهی تیلاپیا که افراد محلی به آن "شانک" می‌گویند، امتناع می‌کنند (ذکر این نکته لازم است که شانک را نباید با آنچه محلی‌ها شانک سفید می‌نامند اشتباه گرفت). اما در صورت خرید، بر اساس اطلاعات فعلی گزارش‌شده از صیادان، هر کیلو تیلاپیا تنها با رقمی معادل ۱۰ الی ۳۰ هزار تومان از بومیان خریداری می‌شود. درحالی‌که قیمت هرکیلو از ماهی ارزشمند و بومی بنی می‌تواند به حدود یک‌ونیم تا دو میلیون تومان برسد. در چنین شرایطی، صیادی که بخش عمده وقت و هزینه خود را صرف صید یک ماهی غیربومی کم‌ارزش می‌کند که فروش آن دشوار است یا خریدار چندانی ندارد، بدون شک از پرشدن تورش هیچ سودی نمی‌برد. صیادانی که پیش از ورود این ماهی مهاجم، بخش مهمی از صید خود را از گونه‌های بومی با ارزش به دست می‌آوردند، اکنون تقریبا تمام صید روزانه بسیاری از آن‌ها را تیلاپیا تشکیل می‌دهد، بی‌آنکه درآمدی متناسب با این فراوانی را برایشان ایجاد کرده باشد. یافته‌های پژوهش ما نیز این نارضایتی را کاملا تایید می‌کند: ۹۹٫۳ درصد از صیادان هورالعظیم به سوال ما مبنی بر اینکه "از صید و فروش تیلاپیا رضایت دارید؟" پاسخ منفی دادند و تنها کمتر از یک درصد از جامعه صیادان هورالعظیم رضایت نسبی داشتند. این نگاه منفی در عادت غذایی صیادان بومی و عدم تمایل آنها به خوردن تیلاپیا نیز مشهود است. ۹۰٫۳ درصد از صیادان، طعم تیلاپیا را "خیلی بد" ارزیابی کردند و تنها ۹٫۷ درصد طعم آن را خوب دانستند. همچنین ۸۶٫۱ درصد اظهار کردند که به هیچ‌وجه از این ماهی مصرف نمی کنند و جایی در سفره‌شان ندارد؛ در مقابل، تنها ۱۳٫۹ درصد اذعان داشتند که از تیلاپیا در وعده‌های غذایی خود استفاده می‌کنند. با این‌حال، بنا بر توضیحات صیادان در مصاحبه‌ها، مصرف تیلاپیا از سوی این گروه نیز نه از سر ترجیح، بلکه بیشتر ناشی از نبود گزینه‌های دیگر و صرفا از سر ناچاری است. کاهش شدید ماهیان بومی در تالاب باعث شده صیادان، در صورت صید ماهیانی غیر از تیلاپیا، فروش آن‌ها را به مصرف غذایی ترجیح دهند. بنابراین، تیلاپیا علی‌رغم فراوانی ۸۰ الی ۱۰۰ درصدی در صید، تاکنون نتوانسته جایگاهی در سبد غذایی بومیان هورالعظیم داشته باشد و مصرف آن توسط جامعه‌ی ۱۳٫۹ درصدی صیادان، طبق گفته خودشان عمدتا از سر ناچاری است و اگر ماهیان بومی در تالاب حضور داشته و امکان انتخاب وجود داشته باشد، صیادان، به هیچ عنوان تیلاپیا را به ماهیان بومی ترجیح نمی‌دهند.

اما پیامدهای حضور تیلاپیا در هور تنها به بازار و کاهش درآمد و سبد غذایی محدود نمی‌شود. در پاسخ به این سوال ما مبنی بر اینکه "آیا تیلاپیا در هنگام صیادی به تور یا دست شما آسیب می‌رساند؟" ، ۱۰۰ درصد صیادان پاسخ مثبت دادند و به شدت از این موضوع گلایه‌مند بودند. باله پشتی تیز این ماهی مهاجم هنگام گرفتارشدن در تور، اغلب آن را پاره و هنگام جداکردن ماهی از تور نیز دست صیادان را دچار جراحت می‌کند. زخم‌هایی که به گفته خود صیادان، در مواردی به عفونت نیز منجر می‌شود. افزون بر این، بر اساس نتایج پرسشنامه و روایت صیادان هورالعظیم، ۳۰٫۵ درصد آنان پس از گسترش تیلاپیا بیکار شده‌اند و ۴۹٫۳ درصد برای تامین معاش به مشاغلی خارج از فعالیت‌های وابسته به تالاب، از جمله رانندگی، نگهبانی و کارگری در شرکت‌های نفتی، روی آورده‌اند. سایر صیادان نیز کم‌وبیش، ناچارند این کار را در کنار مشاغلی مانند کشاورزی و بوریابافی ادامه دهند.  بدون شک این یافته‌ها به‌تنهایی ثابت نمی‌کنند که تیلاپیا تنها عامل تغییر وضعیت شغلی صیادان و دشواری‌های معیشتی آنان است. بحران کم‌آبی، توسعه فعالیت‌های صنعتی و بویژه نفتی، جاده‌سازی در داخل تالاب و تکه‌تکه‌شدن زیستگاه‌ در پی این مداخلات نیز از عواملی هستند که بر وضعیت تالاب و فعالیت صیادی اثر می‌گذارند. در چنین شرایطی یک ماهی غیربومی و همه‌چیزخوار که توان تحمل افت شدید اکسیژن محلول و زنده‌ماندن در محیط‌های آبی به‌شدت آلوده را نیز دارد، ممکن است در اکوسیستمی که از پیش تحت فشار است، فرصت بیشتری برای استقرار و گسترش پیدا کند. در کنار این عوامل، یافته‌های پژوهش ما و روایت صیادان نشان می‌دهد که گسترش تیلاپیا با پیامدهای اقتصادی و شغلی همراه بوده است. 

تغییر در شیوه صید نیز بخشی از همین روایت است. حدود ۷۳٫۶ درصد صیادان مصاحبه‌شونده اذعان کردند که صرفا از ابزارهای صید الکتریکی برای صیادی استفاده می‌کنند. روشی غیرقانونی در ایران که می‌تواند به سایر آبزیان و اجزای اکوسیستم آسیب جدی وارد کند. صیادان در مصاحبه‌ها، مشکلات ناشی از تیلاپیا (آسیب به تور صیادی و دست صیادان هنگام جداسازی ماهی) و دشواری‌های اقتصادی صید را از دلایل روی‌آوردن به این روش عنوان کردند. روشی که البته سال‌ها پیش از ورود تیلاپیا نیز در هورالعظیم مورد استفاده بوده، اما طی سال‌های اخیر استفاده از آن به گفته‌ی جامعه محلی، به‌طور چشمگیری گسترش یافته است. این دگرگونی دیگر صرفا به معیشت و اقتصاد محدود نمی‌شود. شیوه‌های سنتی صید، به‌عنوان بخشی از میراث تاریخی و فرهنگی مردم تالاب‌نشین و پیوند دیرینه آنان با بین‌النهرین نیز دستخوش تغییر شده‌اند. این وضعیت زنگ خطری جدی برای آینده صیادی سنتی و میراث فرهنگی جوامع وابسته به هورالعظیم است.

در نهایت، شاید گویاترین یافته این پژوهش، پاسخ صیادان به این پرسش باشد: "آیا با حذف تیلاپیا از تالاب هورالعظیم موافق هستید؟" در پاسخ، ۹۹٫۳ درصد از صیادان بومی با حذف تیلاپیا و عدم حضور آن در هورالعظیم کاملا موافق بودند و تنها  ۰٫۷ درصد از افراد با حذفش مخالفت کردند. این نتیجه، در کنار نارضایتی گسترده از فروش تیلاپیا، ارزیابی منفی طعم آن در میان افراد محلی هور و آسیب‌هایی که این ماهی مهاجم هنگام صید به دست و تور آنها وارد می‌کند، تصویری روشن از تجربه صیادان محلی ارائه می‌دهد؛ تجربه مواجهه با یک ماهی غیربومی و مهاجم که با وجود فراوانی در صید، از نگاه آنان نه منفعت اقتصادی قابل‌توجهی دارد و نه جایگاه مطلوبی در زندگی روزمره‌شان.

طبیعی است که یافته‌های این پژوهش، به‌ویژه برای مدافعان پرورش تیلاپیا، محل بحث و نقد باشد. اما نقد علمی باید بر روش پژوهش، داده‌ها و شواهد استوار باشد، نه بر اتهام‌زنی، زیر سوال بردن اعتبار پژوهش بدون ارائه مستندات یا حمله شخصی به پژوهشگران. مقاله علمی مرتبط با این موضوع در مجله بین‌المللی و داوری‌شده Biological Invasions منتشر شده است؛ مجله‌ای که بر اساس رتبه‌بندی سامانه SCImago  در حوزه اکولوژی در چارک نخست (Q1) قرار دارد. با این حال، انتشار در یک مجله معتبر به معنای مصونیت از نقد نیست؛ در این پژوهش، پرسشنامه‌های ۱۴۴ صیاد محلی با ثبت نام و نام خانوادگی پاسخ‌دهندگان تکمیل شده‌ و مستندات گردآوری داده‌ها قابلیت پیگیری و راستی‌آزمایی دارند؛ البته با رعایت محرمانگی اطلاعات هویتی صیادان. اگر مدافعان پرورش تیلاپیا در نقد این یافته‌ها به مطالعات انجام‌شده در اروپا، آمریکا یا دیگر کشورها استناد می‌کنند، باید توجه کنند که تفاوت شرایط اکولوژیک، ویژگی‌های زیستگاه، وضعیت منابع آبی و پیامدهای اقتصادی و اجتماعی حضور این گونه، مانع از آن است که نتایج آن مطالعات به‌تنهایی پاسخ‌گوی شواهد به‌دست‌آمده از یک زیستگاه طبیعی در ایران نظیر تالاب هورالعظیم باشد. پاسخ علمی به این پژوهش، نه باید متهم‌کردن پژوهشگران به نظرسازی باشد و نه مقایسه درصدهای حاصل از یک پژوهش در یک تالاب ایرانی با نتایج مطالعه‌ای در کشوری دیگر؛ بلکه انتظار می‌رود سازمان شیلات، با انجام پژوهش‌های مستقل و روشمند و گردآوری داده‌های میدانی از زیستگاه‌های طبیعی ایران که تیلاپیا تاکنون به آن‌ها راه یافته است، شواهدی متناسب با شرایط بومی تولید کند و بر پایه این داده‌ها به یافته‌های پژوهش ما پاسخ دهد. 

در دفاع از تیلاپیا، گاه ادعا می‌شود که تغذیه این ماهی از فیتوپلانکتون‌ها به بهبود کیفیت آب در تالاب‌ها کمک می‌کند. اما این ادعا بدون شواهد میدانی، مبنای علمی کافی ندارد و مصرف جلبک‌ها به‌تنهایی به معنای پاک‌سازی آب نیست. همچنین، برخی مدافعان پرورش این ماهی مهاجم با این استدلال که تیلاپیا در دمای حدود ۱۷ درجه سانتی‌گراد یا پایین‌تر قادر به بقا نیست، خطر استقرار آن در مناطق سردسیر کشور را ناچیز می‌دانند. با این‌حال، در صورت ورود این ماهی به سدها و یا زیستگاه‌های آبی طبیعی و وقوع تلفات گسترده، تجزیه لاشه‌ها می‌تواند بار مواد آلی را افزایش دهد و با کاهش اکسیژن محلول، کیفیت آب را به‌شدت تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر، طعم تیلاپیای پرورشی در استخرها و مزارع پرورش ماهی که در شرایط کنترل‌شده تولید می‌شود، به هیچ وجه قابل تعمیم به تیلاپیای ساکن در تالاب نیست. صیادان هورالعظیم طعم این ماهی را بسیار نامطلوب و دارای بو و مزه‌ی گِل توصیف می‌کنند. افزون بر این، یافته‌های این پژوهش نیز ادعای منفعت اقتصادی تیلاپیا را حداقل برای صیادان محلی تالاب هورالعظیم کاملا رد می‌کند. همچنین یکی دیگر از ادعاهای مطرح‌شده از سوی موافقان تیلاپیا و حضور این گونه مهاجم در زیستگاه‌های کشور، این است که ماهیان بومی از تخم و لارو آن تغذیه می‌کنند و از این طریق از حضورش سود می‌برند. اثبات چنین ادعایی مستلزم انجام پژوهش‌های میدانی از سوی شیلات در یکی از زیستگاه‌های داخلی آلوده به تیلاپیاست و استناد به مطالعات انجام‌شده در کشورهای دیگر، برای تعمیم این نتیجه به اکوسیستم‌های ایران کافی نیست. چراکه در هورالعظیم، با توجه به غلبه تیلاپیا در ترکیب صید، تاکنون عکس این ادعا مشاهده شده است.

از خوانندگان و به‌ویژه مدافعان پرورش تیلاپیا دعوت می‌شود به هورالعظیم بروند، با صیادان محلی گفت‌وگو کنند و با انتخاب تصادفی افراد و طرح پرسش‌های مشابه، تجربیات آنان را از نزدیک بشنوند. چنین گفت‌وگویی جای یک پژوهش مستقل و روشمند را نمی‌گیرد، اما می‌تواند فرصتی برای مواجهه مستقیم با واقعیتی باشد که در آمار و جداول به‌تنهایی خلاصه نمی‌شود. این بحران مسابقه‌ای نیست که در آن قرار باشد گروهی برنده و گروهی بازنده شوند. در صورت نادیده‌گرفتن پیامدهای این وضعیت، همه ما ممکن است بازنده باشیم؛ از جوامع محلی که معیشتشان به تالاب وابسته است تا جامعه‌ای که سرمایه‌های طبیعی خود را از دست می‌دهد. این بحث، در نهایت، فراتر از هورالعظیم و به سیاست‌گذاری در خصوص پرورش ماهی تیلاپیا در سراسر ایران مربوط می‌شود. با این همه، تدوین ضوابط و توسعه پرورش این ماهی در برخی استان‌ها همچنان در سیاست‌گذاری‌ها مطرح است و مکاتبات رسمی ابلاغ‌شده به استانداری‌ها نیز از پیگیری تدوین ضوابط پرورش آن حکایت دارد. روشن است که پرورش در محیط کنترل‌شده با استقرار این ماهی غیربومی در طبیعت یکسان نیست. تجربه هورالعظیم نشان می‌دهد که پیامدهای حضور یک گونه مهاجم در زیستگاه طبیعی را نمی‌توان صرفا با محاسبه منافع تولیدی آن در محیط پرورشی ارزیابی کرد. ایران از تنوع قابل‌توجهی از گونه‌های آبزی بومی برخوردار است. در بحث امنیت غذایی و توسعه آبزی‌پروری و تامین منابع پروتئین کشور، چرا به‌جای شناخت ظرفیت‌های آبزیان بومی و بررسی علمی امکان پرورش و تکثیر و بهره‌برداری پایدار از آنها، باید گسترش پرورش گونه‌ای مهاجم را در اولویت‌های تولیدی قرار داد؟ آن هم در شرایطی که تجربه تالاب هورالعظیم ضرورت احتیاط در برابر پیامدهای زیست‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن را پیش چشم ما گذاشته است؟ خسارت‌های ناشی از جنگ را معمولا پس از ویرانی، می‌توانیم مشاهده و لمس کنیم. اما خسارات اکولوژیک ممکن است زمانی آشکار شوند که گونه‌های بومی از دست رفته‌اند، زیستگاه آسیب جدی دیده و معیشت جوامع محلی تضعیف شده است. اگر برای خسارت‌های جنگ، ویرانی را نشانه فاجعه می‌دانیم، برای خسارت‌های اکولوژیک باید منتظر چه بمانیم؟ تا زمانی که دیگر چیزی برای نجات‌دادن باقی نمانده باشد؟

مشاهده خبر در سایت شرق