به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: آیا می‌توان بدون اعتماد به آمریکا، از فرصت دیپلماسی برای تأمین منافع کشور و نظام استفاده کرد؟

زمامداری، چیزی جز تصمیم‌گیری به‌موقع در شرایط دشوار نیست. پس اگر حتی احتمال دستیابی به توافق اندک باشد و پس از انتخابات آمریکا سایه جنگ سنگین‌تر شود، پاسخ مثبت به پیشنهاد گفت‌وگو و انجام دیدار در روزهای آینده، از نظر تاکتیکی و راهبردی اهمیت دارد.

نخست، این دیدار می‌تواند فرصتی برای جلوگیری از حمله مجدد آمریکا یا دستکم دشوارترکردن توجیه و اجرای آن فراهم کند.

دوم، در افکارعمومی دنیا نباید چنین تصویری شکل بگیردکه واشنگتن راه دیپلماسی را گشوده و تهران آن را بسته است. پذیرش گفت‌وگو، باز نگه داشتن مسیری است که شاید بتواند هزینه‌های سنگین‌تری را از کشور دور کند. نباید اجازه داد جنگ، به‌عنوان سرنوشت محتوم ایران پذیرفته شود.

واشنگتن خواهان آن است‌که پیش از کاهش تحریم‌ها، مذاکرات هسته‌ای از سر گرفته شود. تهران هم کاهش تحریم‌ها را پیش‌شرط ورود به مذاکره می‌داند. اگر دو طرف بر سر تقدم و تأخر این مراحل متوقف بمانند، پیش از ورود به اصل اختلاف‌ها، فرصت و زمان از دست خواهد رفت. راه واقع‌بینانه، عبور از این بن‌بست با طراحی یک بسته جامع و همزمان است که گام‌های هسته‌ای، کاهش تحریم‌ها و ترتیبات مربوط به تنگه هرمز را در یک جدول زمانی واحد، با تعهدات متقابل و سازوکارهای روشن راستی‌آزمایی به هم پیوند دهد.

اقتدار تصمیم‌گیری، پیش‌شرط مذاکره مؤثر است. مذاکره‌کننده‌ای که پشتوانه یکپارچه سیاسی نداشته باشد، نمی‌تواند توافقی معتبر و قابل اجرا به دست آورد. اگر هر موضع رسمی، روز بعد با اظهارنظر یک جریان یا مرکز قدرت دیگر تضعیف شود، دشمن به این نتیجه می‌رسد که توافق با تهران تضمین اجرایی ندارد. از این زوایه نامه ونس می‌تواند فرصتی برای شکل‌گیری یک پیام واحد و برخوردار از پشتوانه حاکمیتی باشد. پاسخ ایران باید حاصل تصمیمی روشن در سطح عالی کشور باشد، با مأموریتی مشخص، اختیارات کافی و حمایت همه ارکان مسئول. تضعیف یا تخریب پیشاپیش مذاکره‌کنندگان نیز تنها از وزن موضع کشورمان می‌کاهد.

نگرانی از اینکه پیشنهاد مذاکره صرفاً با هدف فریب و خرید زمان مطرح شده باشد، جدی است، اما این احتمال نباید بهانه‌ای برای کنارگذاشتن دیپلماسی شود.

برای این منظور، چند اصل ضروری است.

نخست، آمادگی دفاعی کشور باید بدون وقفه حفظ شود تا مذاکره به معنای عقب‌نشینی یا قرارگرفتن در موضع ضعف تلقی نشود

دوم، دستورکار، اهداف و خطوط قرمز پیش از آغاز دیدار به‌روشنی تعیین شود.

سوم، برای هر مرحله از گفت‌وگو زمان‌بندی مشخصی در نظر گرفته شود تا مذاکرات به فرایندی فرسایشی و بی‌پایان تبدیل نشود.

چهارم، از ظرفیت میانجی‌هایی مثل قطر، ترکیه و پاکستان برای تسهیل گفت‌وگو و ثبت تعهدات متقابل استفاده شود.

پنجم، ایران باید ابتکار روایت دیپلماتیک را نیز در دست بگیرد و موضع خود را برای افکارعمومی جهان روشن کند که ما از گفت‌وگو استقبال می‌کنیم، اما مذاکره را بر پایه منافع ملی، تعهدات متقابل و تضمین‌های قابل راستی‌آزمایی می‌پذیریم.

البته منتقدان مذاکره هم استدلال‌هایی دارند. از نگاه آنها، امتیاز دادن زیر سایه تهدید، مذاکره نیست و تسلیم در برابر فشار است. ابهام در مواضع ترامپ نیز این نگرانی را تقویت می‌کند که نامه اخیر بیش از آنکه نشانه اراده واقعی برای حل اختلاف باشد، ابزاری برای فشار بر تهران یا مانوری با ملاحظات سیاسی و انتخاباتی باشد. تجربه اسلام‌آباد هم نشان داده که توافق‌های شتاب‌زده و فاقد پشتوانه محکم، به‌سرعت شکننده می‌شوند. علاوه بر این، بازگشایی تنگه هرمز پیش از دستیابی به ترتیباتی متقابل، ممکن است یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ایران را تضعیف کند. برخی هم معتقدند گذشت زمان، با افزایش فشارهای اقتصادی و سیاسی بر واشنگتن، موقعیت ترامپ را دشوارتر و او را به عقب‌نشینی وادار می‌کند.

در مقابل، موافقان مذاکره تأکید می‌کنند که حضور در یک دیدار، به معنای پذیرش خواسته‌های طرف مقابل یا دادن امتیاز نیست. ایران می‌تواند با حفظ آمادگی دفاعی و اهرم‌های راهبردی خود، وارد گفت‌وگو شود و درباره یک بسته متوازن، با تعهدات همزمان و قابل راستی‌آزمایی مذاکره کند. از این منظر، اهرم تنگه هرمز نه با بی‌پاسخ گذاشتن پیشنهاد دیپلماسی، بلکه با مدیریت هوشمندانه و پیوند دادن آن به تعهدات متقابل حفظ می‌شود.

در این میان، نباید از وضعیت داخلی کشور غافل شویم. مردم، با وجود همه اختلاف‌نظرها و گلایه‌ها، در دفاع از ایران در برابر تجاوز خارجی ایستادگی کرده‌اند. اما جامعه با نگرانی از شرایط اقتصادی، اختلال در ارتباطات و فقدان چشم‌انداز روشن روبه‌روست. مردم می‌پذیرندکه کشور در وضعیت جنگی قرار دارد، اما از حکمرانی نیز انتظار دارند متناسب با همین وضعیت رفتار کند. در شرایط جنگی، تصمیم‌گیری‌های پراکنده، تعدد مراکز غیررسمی قدرت، اختلافات علنی و معرفی مکرر افراد به‌عنوان مسئول اداره امور، بدون آنکه فرصت و اختیار کافی برای انجام مأموریت داشته باشند، پیام اطمینان‌بخشی به جامعه نمی‌دهد.تأسف‌بارتر آنکه برخی مسئولانی که در دشوارترین شرایط مسئولیت پذیرفته‌اند، پیش از آنکه مجال عمل پیدا کنند، آماج حملات سیاسی و تخریب جناحی قرار می‌گیرند.

نباید اجازه داد تُندروی‌های داخلی، فرصت‌های دیپلماتیک را پیش از آزموده شدن از میان ببرند. اکنون ایران به تصمیم‌های شجاعانه، واقع‌بینانه و به‌موقع نیاز دارد. هنر حکمرانی آن نیست که کشور را تا آخرین نقطه تحمل جامعه در وضعیت بحران نگه داریم. هنر حکمرانی آن است که پیش از آنکه هزینه‌های یک بحران غیرقابل جبران شود، راه خروجی برای آن پیدا کنیم.

منبع: ايسنا

مشاهده خبر در سایت شرق