اگرچه مسئولان دلسوز میراث فرهنگی کشورمان قاعدتا از هیچ کوششی برای حفظ میراث موجود، چه ملموس و چه ناملموس، فروگذار نمیکنند، ولی حفاظت و زنده نگهداشتن این تمدن چندهزارساله مشکلات خود را دارد.
دائم باید به کفایت کوششهای همهجانبه برای این کار مهم اندیشید و برای آن چارهاندیشی کرد. خوشبختانه، علاوه بر مسئولان استانی، گفتوگوها بین علاقهمندان به میراث در گروههای تخصصی مدام برقرار است و توجه مردمی به این موضوع هر روز بیشتر میشود. بهعلاوه، زمینه ارتباط دولت با مردم نیز هر روز بیشتر فراهم میشود، که خود جای شکر دارد. از یک سو، تشکلهای تخصصی و مردمی فعالتر شدهاند و از سوی دیگر، نظرسنجیهای مرکز پژوهشهای مجلس و ریاستجمهوری زمینه را برای اقدامات درست در راستای توسعه مطلوب فراهم میکند. هفته گذشته گروه میراث فرهنگی انجمن ایرانشناسی ایران با همکاری پویش ملی نجات بناها، محوطهها و بافتهای تاریخی ایران، کمیته بناها و بافتهای تاریخی کارگروه میراث فرهنگی شبکه تشکلهای میراثی و اندیشکده باستانشناسی، میراث و جامعه، اعلام کردند که به مناسبت هفتم آبان، روز «بزرگداشت کوروش کبیر»، نشستی تخصصی در تالار اندیشگاه کتابخانه ملی با حضور بزرگان میراثی تحت عنوان «میراث فرهنگی ارثیه پدری نیست؛ نقدی بر سیاست انقباضی کاهش حرائم میراثی» برگزار میکنند. البته باید در پاسخ گفت مگر میراث چیزی جز ارثیه نسلهای گذشته است؟ سنتها، خانهها، بناها، محوطهها و روایتهای تاریخی، همه میراثی هستند که از گذشتگان به ما رسیدهاند تا آنها را به آیندگان بسپاریم. محیط زندگی ما ارثیهای است که به حافظه و هویت یک ملت تعلق دارد.
میراث فرهنگی تمدن کهن ایرانی، ارثیهای عمومی است که هیچ نسلی حق ندارد آن را به سود خود تصاحب کند و برای نسل بعد چیزی جز ویرانه باقی نگذارد. ما قانون حمایت از مرمت و احیای بافتهای تاریخی-فرهنگی مصوب ۱۳۹۸ را داریم که در آن به جبران محدودیتها و معافیتهای مرتبط با مرمت و احیا پرداخته شده است. بنابراین، اگرچه بازبینی و تنظیم دائمی قوانین و مقررات میراثی ایده بسیار خوبی است و به انتظامیافتن کار حفاظت کمک میکند، اما پرسش این است که این حمایتها در عمل چقدر در دسترس مردم قرار گرفتهاند و چه میزان از هزینه حفاظت را جبران میکنند؟ ما در دوران معاصر بهطور مرتب با فرسودگی بافتهای تاریخی، دلسردی مالکان شهرهای قدیم و جابهجایی آنها از محلات پدریشان، رهاشدگی بنا و در نهایت تخریب تدریجی محلات تاریخی روبهرو بودهایم. در واقع، وقتی ساکنان اصلی و قدیمی خانههای خود را ترک کنند، محله به تدریج دچار فروپاشی درونی میشود. در چنین شرایطی، باید پرسید آیا نظام حفاظت، ناخواسته همان رفتارهایی را تشویق نمیکند که قرار است از آنها جلوگیری کند؟ از این هم نگرانکنندهتر، نگاه موزهای به معماری تاریخی و بافت همجوار آثار است. البته نمیتوان تلاشهایی را که در دهههای اخیر برای احیای خانههای قدیمی در شهرهایی مانند اصفهان، یزد، اردکان، کاشان، شیراز، قزوین، کرمان و چند شهر قدیمی جذاب برای گردشگران انجام شده است، نادیده گرفت. بسیاری از این خانهها به بوتیکهتل، رستوران یا کافه تبدیل شدهاند و اگرچه در یکی، دو سال اخیر به خاطر جنگ و مشکلات اقتصادی مردم، به رکود خوردهاند و گاهی هم به دلایل مختلف در رستوران و کافهشان، زیر فشار و پلمب موقت قرار میگیرند، اما بهطور کلی حمایت از احیای بافتها و بناهای قدیمی و تاریخی در سایه قرار گرفته است. از نگاه میراثی، کافی نیست بنا را فریز کنیم تا نجات یابد. بنای تاریخی با ممنوعیت زنده نمیماند؛ با نگهداری، استفاده، تأمین مالی و حضور انسان و فعالیت اجتماعی زنده میماند. بنابراین، تعیین حریم کافی نیست؛ باید به اصل موضوع حفاظت و مرمت اندیشید. خانهای که امکان مرمت اصولی، سکونت یا کاربری سازگار از آن گرفته شود، آرامآرام به مخروبه تبدیل میشود. در واقع اگر کار را تنها به ممنوعیتها و محدودیتها تقلیل دهیم ولی حمایت اقتصادی از مالکان و ساکنان را مدنظر قرار ندهیم و امتیازهای اقتصادی متناسب، معافیتهای مؤثر از عوارض، تسهیلات واقعی مرمت و سازوکارهایی مانند انتقال حق توسعه (یا TDR که در غرب دنیا از بیش از 60 سال پیش رسم شده) و... را اعمال نکنیم، میراث ملموس شهرهایمان خیلی سریع از بین خواهد رفت؛ و این واقعا همان چیزی است که باید از آن اجتناب کنیم. تمام کشورهای کهن جهان، مانند مصر، چین، هند، یونان و نیز کشورهایی در آمریکای جنوبی و در آسیای جنوب شرقی همچون کامبوج، سهم بزرگی از درآمد ملیشان وابسته به گردشگری است. چرا کشور ما که قدیمیترین کشور دنیاست، نباید از گردشگری درآمد داشته باشد؟ حتی مدیرکلهای میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در استانهای کوچک نیز امروز دیگر واقف هستند که توسعه میراث فرهنگی به رونق گردشگری منجر میشود. ایشان فقدان ضوابط ویژه برای هر یک از بافتهای مصوب برای 192 شهری را که محدوده بافتهای قابل حفاظتشان مدتهاست تعیین شده، از مشکلات میراث فرهنگی گردشگری میدانند. بهعلاوه، معرفی، آموزش، فرهنگسازی عمومی و... از مهمترین اهداف انجمنهای میراث فرهنگی تلقی میشود. شهردار شهرکرد تابستان گذشته در جلسه میراثیها گفته بود: باید بستههای تشویقی برای احیای بافت تاریخی به مالکان این بافت ارائه داد و از تجربههای موفق مشابه در شهرهای دیگر بهرهگیری کرد. ایشان حضور نهادهای عمومی غیردولتی، سازمانهای مردمنهاد (سمنها) و دیگر افراد جامعه نقشآفرین در بخش خصوصی را مفید دانسته و به کمک فراخوانده بود. به این ترتیب، مشاهده میکنیم که تمام زمینههای حفاظت از میراث در ذهن مسئولان و شهروندان ما به تدریج آماده شده است تا هم میراث تقویت و پرستاری شود و هم شهرهایمان زیباتر شوند.
