به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مراسم وداع با پیکر محسن راستانی، عکاس پیشکسوت صبح امروز سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ با حضور سیف‌اله صمدیان، عکاس، مهران کاشانی، فیلم‌نامه نویس، رایحه راستانی، دختر هنرمند فقید، محسن اقبال‌پور، شاعر، صدیقه وثمقی، دین‌پژوه و شاعر، ساعد نیکذات، مجید ذوالفقاری، تورج اصلانی، غفاری و بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر در محوطه‌ خانه‌ هنرمندان ایران برگزار شد.

در این مراسم سیف‌الله صمدیان، عکاس و فیلم‌ساز با اشاره به اینکه اولین بار صدای محسن راستانی را از از تلویزیون در مورد جنگ و خرمشهر شنیدم، اظهار کرد: او از همان لحظه تا به امروز به دل من و خانواده‌ام افتاد و امروز علاوه بر از دست دادن چهار برادرم، یک برادر دیگر را از دست دادم.

وی افزود: تمام انجمن‌های فعال عکاسی، جنگ، دفاع مقدس، سینما و میراث فرهنگی و مربوط به آن طبیعتاً از محسن یک ذهنیت روشن، مهربان و شیرینی دارند. ما کسی را از دست دادیم که در تاریخ تصویری ایران، ‌مثل او نبود یا سوسوی خیلی کمی از این حضور شیرین و درجه یکی که راستانی داشت، را ما داشتیم.

صمدیان اضافه کرد: در مجله تصویر زمانی که ممیز بزرگ را به عنوان دبیر بخش گرافیک و محمود کلاری را به عنوان دبیر بخش سینما داشتیم، بی آنکه بدانم اصلاً کار خودم چیست، گفتم، دبیر بخش عکس حتماً باید محسن راستانی باشد.

وی ادامه داد: شماره‌های اول مجله تصویر را از اوایل دهه ۱۳۷۰ شمسی، ببینید، راستانی دبیر بخش عکس بود، ولی او سر ناسازگار داشت. کودک درون او فعال بود و کاری کرد که محسن از بوسنی سر در بیاورد. به جای اینکه در مجله تصویر بماند و کارش را به عنوان دبیر بخش عکس انجام بدهد.

این فیلم‌ساز تصریح کرد: همه ما بدون اینکه خشمی از او و از این عملش به دل بگیریم، رضایت عجیبی از حضورش در بوسنی و از گزارش‌هایی که می‌داد، داشتیم.

محسن راستانی، عکاس

صمدیان با اشاره به روند کاری راستانی در دنیای عکاسی، توضیح داد: کارهای خارق‌العاده‌ای در کشورهای مختلف راجع به انسان معاصر کرد و زیباترین شکل بیان تصویری از یک اتفاق ملی به نام خانواده ایرانی را شکل داد. او در این روند ملقب به محسن اودان به دلیل کار بزرگی که ریچار اودان عکاس کرده بود، شد.

وی افزود: رویکرد بسیار عجیب و غریب و متهورانه ای در عکاسی داشت. آدم‌ها را انگاری روز قیامت است، در مقابل یک بک‌گراند سفید قرار می‌داد، بدون ضایعات و چیزهای دیگر، حتی رنگ را از تصاویر می‌گرفت و عکس را سیاه سفید ثبت می‌کرد. بدین ترتیب راستانی قدرت روانشناسانه‌ای را در عکس‌هایش متجلی می‌کرد.

صمدیان اضافه کرد: با دیدن عکس‌های او متوجه می‌شویم که محسن چقدر زندگی، ایران، سمبل ایران و خانواده ایرانی را دوست داشت. او به دوستی گفته بود که آرزویش این است، بعد از رفتنش این پروژه خانواده ایرانی ادامه پیدا بکند. اما افراد، تنها جلوی دوربین محسن، صاف و زلال بودند. این پروژه را بدون او نمی‌توان ادامه داد. امیدوارم بتوانیم از امسال جایزه‌ عکاسی‌ای به نام نامی محسن راستانی با عنوان خانواده ایرانی داشته باشیم.

راستانی از مرگ نمی‌ترسید

در ادامه، مهران کاشانی، فیلم‌نامه نویس، با اشاره به اینکه، محسن راستانی از نزدیک‌ترین دوستان او بود، گفت: او بی‌ریاتر و آشکارتر از این بود که وجه پنهانی داشته باشد. شوخ طبعی محسن،  وجه جذاب شخصیت او بود، مرگ او را نمی‌توانم باور کنم.

وی افزود: اگر اینجا بود، روی لب ما لبخند می‌آورد. راستانی استعداد عجیبی داشت، در عرض یک دقیقه ما را به خدا وصل می‌کرد. مثلاً می‌گفت که این عکس چقدر عکس قشنگی است، من را یاد آسمان می‌اندازد، و بلافاصله می‌گفت که آسمان عظمتی دارد و خدا از آن بالا ما را نگاه می‌کند.

کاشانی ادامه داد: این ایمان محسن برایم جذاب بود. او عکاس جنگ بود، شاید مرگ زیاد دیده بود، مرگ دغدغه‌اشش بود و از آن نمی‌ترسید. به مرگ هم‌چون یک راز نگاه می‌کرد.

وی خاطرنشان کرد: اگر حرفی می‌زدم که خوشش می‌آمد، آن را یادداشت می‌کرد. حتی صحبت قشنگ دیگران را هم می‌نوشت. می‌گفت ما هنوز زنده‌ایم و تا ابد زنده‌ایم.

در ادامه محسن اقبال‌پور، شاعر، با اشاره‌ به خاطراتی از محسن راستانی، گفت: یکی از زیباترین خاطراتم از او در عملیات بیت‌المقدس است. دومین اخوی من شهید شده بود و پیکر او نزدیک به ۶ یا هفت روز در منطقه مانده بود، محسن از ما مراقبت می‌کرد.

وی افزود: لحظاتی که محسن در جنگ عکس می‌گرفت، لحظات وحشتناکی از نظر ترس و خوف بود. وقتی که جنگ تمام شد ما با عراقی‌ها خیلی برادر شدیم. راستانی، عکاس عراقی که آن سوی مرز بود را پیدا کرد و تصاویر و فیلم‌های خودشان را کنار هم قرار دادند و خاطرات آن روزها را بیان کردند که حاصل آن، مجموعه زیبایی شد.

محسن راستانی، پیشکسوت عکاسی مستند ایران، صبح روز یکشنبه سوم آبان ۱۴۰۵ پس از تحمل یک دوره بیماری درگذشت.

محسن راستانی، متولد ۶ دی ۱۳۳۷ شمسی در خرمشهر، از چهره‌های تأثیرگذار عکاسی مستند و اجتماعی ایران بود.

او دانش‌آموخته رشته عکاسی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود، با ثبت تصاویر ماندگار از جنگ، زندگی مردم و مجموعه‌هایی از عکاسی «خانواده ایرانی»، نقش مهمی در تاریخ معاصر ایران ایفا کرد. او همچنین از اعضای هیئت مؤسسات انجمن عکاسان ایران بودند و سال‌ها در رشته‌های عکاسی و آموزش این هنر فعالیت داشتند.

 

منبع: ایرنا

مشاهده خبر در سایت شرق