به گزارش گروه رسانهای شرق،
نیکو هنوز به سی سالگی نرسیده است. دیپلم دارد و در یکی از شهرهای کوچک استان مرکزی زندگی میکند. تا همین چند ماه پیش، مثل بسیاری از زنان جوان، آرزوهای سادهای داشت؛ خانهای کوچک، همسری که کنارش بماند و کودکی که قرار بود بهزودی به دنیا بیاید. اما زندگی نیکو در دوازدهم اسفندماه، با یک نامه برای همیشه تغییر کرد.
آن روز نیکو ششماهه باردار بود. همسرش خانه را ترک کرده و تنها یک نامه برایش گذاشته بود. نوشته بود که پس از حوادث دیماه و جنگ، کارش را از دست داده و دیگر توان ادامه زندگی را ندارد. در پایان نامه هم از نیکو خواسته بود پس از تولد فرزندشان، او را به بهزیستی بسپارد.
مرد رفت و دیگر بازنگشت.
نیکو مانده بود با کودکی در شکم، خانهای که دیگر پناهگاه نبود و آیندهای که هیچ تصویری از آن نداشت.
او برای ازدواج با همسرش برخلاف خواست خانوادهاش تصمیم گرفته بود و همین باعث شده بود خانواده ارتباطشان را با او قطع کند. حالا نه راهی به خانه پدری داشت و نه نشانی از خانواده همسرش که در شمال کشور زندگی میکردند. جنگ و بحران اقتصادی، زندگی این زن جوان را به نقطهای رسانده بود که حتی جایی برای پناه بردن نداشت.
فشار تنهایی و ترس از آینده آنقدر سنگین شد که نیکو تصمیم گرفت به زندگی خودش و کودکی که هنوز متولد نشده بود پایان دهد. خوشبختانه مددکاران اجتماعی بهموقع مداخله کردند و جان هر دو را نجات دادند.
پس از آن، نیکو مدتی تحت درمان و مراقبت روانی قرار گرفت. روزهای سختی بود. حتی در ابتدا این نگرانی وجود داشت که او نتواند از فرزندش مراقبت کند. اما با حمایت مددکاران، آرامآرام شرایط تغییر کرد.
دختر نیکو به دنیا آمد.
تولد این کودک، آغاز فصل دیگری از زندگی مادرش شد. نیکو تصمیم گرفت برای خودش و دخترش زندگی تازهای بسازد. حالا صبحها در یک مطب کار میکند و بعدازظهرها پای دار قالی مینشیند و قالیهایی با نقشهای قومی میبافد. تلاش میکند درآمدی داشته باشد، مستقل شود و به همه نشان دهد که میتواند مادر خوبی برای دخترش باشد.
اما هنوز یک مانع بزرگ پیش روی اوست.
همسری که در ششماهگی بارداری رهایش کرده بود، حالا با پیامهایی تهدیدش میکند که اگر به او پول ندهد، برای گرفتن حضانت کودک اقدام خواهد کرد. نیکو باید با کمک مددکاران و مسیر قانونی، ترک زندگی از سوی همسرش را اثبات کند و برای تثبیت سرپرستی دخترش تلاش کند.
او بیش از هر چیز به امنیت، آرامش و یک خانه نیاز دارد؛ خانهای که بتواند در آن از دخترش مراقبت کند، به کارش ادامه دهد و ثبات زندگیاش را به مددکاران و مراجع قانونی نشان دهد.
ما برای نیکو به ۴۰۰ میلیون تومان نیاز داریم.
با تأمین این مبلغ میتوانیم برای او و دخترش خانهای کوچک اجاره کنیم. وسایل ضروری زندگی را مددکاران تأمین خواهند کرد و نیکو میتواند با درآمد کار در مطب و قالیبافی، هزینههای روزمره زندگیاش را بپردازد.
ما قرار نیست برای همیشه هزینه زندگی نیکو را تأمین کنیم. قرار است فقط کمک کنیم روی پاهای خودش بایستد.
نیکو یک بار تا آستانه از دست دادن زندگی پیش رفت، اما بازگشت. حالا هر روز کار میکند تا دخترش آیندهای متفاوت داشته باشد.
او از ما زندگی نمیخواهد؛ فقط فرصتی میخواهد تا زندگی خودش و دخترش را حفظ کند.
بیایید کمک کنیم این مادر و دختر، خانهای داشته باشند که هیچکس نتواند به سادگی امنیت و آرامش آن را از آنها بگیرد. در صورت تمایل مبالغ اهدایی خود را به شماره کارت ۵۰۴۱۷۲۱۲۰۹۴۳۴۷۲۰ بانک رسالت به نام شهرزاد همتی پل سنگی واریز کنید.
