آنچه بیش از هر چیز جامعه را در تمام سطوح فرسوده کرده‌، بی‌خبری از فردای پیش‌رو است. در این وضعیت جامعه دچار سرگردانی، فرسودگی، اضطراب و ترس خواهد شد.

تأکید ما اینجا بر ترس است؛ چون تمام حالات و مفاهیمی که نام برده شد، رابطه تنگاتنگی با ترس دارند. جامعه نئولیبرال تولید ترس می‌کند؛ ترس از بیکاری و ناتوانی در رفع نیازهای اولیه همچون غذا، پوشاک، مسکن، بهداشت و سلامت. دریدا باور دارد ما با دو آینده روبه‌رو هستیم: «آینده قابل پیش‌بینی» که بر اساس آن می‌توان برنامه‌ریزی کرد و دیگری «آینده‌ای در راه» که غیرقابل برنامه‌ریزی و مدیریت است. اینجا همان نقطه‌ای است که جامعه بیش از هر چیز دیگری با تبعات منفی آینده در راه -ترس- روبه‌رو است. این سناریو بعد از دو جنگ اخیر بین ایران و اسرائیل و آمریکا کلید خورده است؛ دشمنان ایران در پی ایجاد ترس و انفعال هستند. چول هان باور دارد ترس، مردم را منزوی می‌کند؛ پس ترسِ جمعی ناممکن است. در ترس، اجتماعی شکل نمی‌گیرد؛ «ما» پدید نمی‌آید و انسان‌های ترس‌خورده تنها و جدا از یکدیگر به سر می‌برند. اما آنچه بیش از هر چیز جامعه را مورد تهدید و تعرض قرار می‌دهد، ازدست‌رفتن پیوندهای معنوی بین مردم است.

جامعه ایران یک خانواده معنوی است؛ خانواده‌ای درهم‌تنیده با بنیان‌های اخلاقی، دین و آداب و رسوم مشترک. بسیاری از مردم بیش از آنکه متشرع باشند، با معنویت مأنوس‌اند. ایدئولوژی‌ها حاصل قواعد برساخته‌اند‌ و معنویت انگیزه‌ای قلبی است. ازاین‌رو هنوز بسیاری از مردم خداترس هستند و هر ترس دیگری به‌جز ترس از خالق، آنان را تحقیر کرده و از پا می‌اندازد. بی‌سبب نیست که بیگانگان بیش از هر چیز درصدد تخریب این خانواده معنوی هستند. تفرقه، ترس و نفاق، از داخل و خارج، این خانواده معنوی را که هزاران سال قدمت دارد از ریخت خواهد انداخت. اگر ایران تاکنون در برابر توفان‌های سهمگین دوام آورده است، دلیلی جز دیوارهای مستحکم این خانواده معنوی ندارد. هانری کربن باور دارد که «ارزش‌های معنوی سرمایه‌ای نیست که کسی بخواهد از آن بهره‌کشی کند، آن را از آنِ خود بداند و بر سر آن با رقیبان بستیزد. تفوقی که این ارزش‌ها به شخص اعطا می‌کنند، تفوق در وظایف و مسئولیت‌ها‌ست. احساس دلبستگی بیشتر به چیزی که این ارزش‌ها به تصویر می‌کشند، به معنای احساس مسئولیت بیشتر نسبت به آنها نیز هست. پیوندی که این ارزش‌ها در میان افراد مشترک در چنین ارزش‌هایی ایجاد می‌کنند، پیوند یک خانواده معنوی است و وظیفه خانواده‌های معنوی این است که رسالت خویش و مفاد خویش را تبدیل به سرمایه کنند، نه اینکه بر سر افتخاراتشان با یکدیگر به نزاع برخیزند. یک خانواده معنوی ایرانی وجود دارد که پیوند آن قرن‌ها از هم نگسسته است...». امروز خطر جدی، از داخل و خارج، این خانواده معنوی را تهدید می‌کند. بنابراین جامعه با مقاومت در برابر ترس‌های آخرالزمانی که بیگانگان می‌تراشند و مبارزه با تفرقه‌های داخلی که حاصل تنگناهای اقتصادی و اجتماعی است، باید از این خانواده معنوی صیانت کنند.

 

مشاهده خبر در سایت شرق