ایلیا پیرولی

 

 

خط تولید خودرو می‌چرخد، کارگرها سر کارند و قطعه‌سازان برای سفارش‌های بعدی آماده می‌شوند؛ بااین‌حال، همه اینها به معنای جلو رفتن صنعت خودرو نیست. گاهی کارخانه سرپاست، اما محصولش سال‌هاست با همان فناوری گذشته ساخته می‌شود. تولید ادامه دارد، ولی نوسازی از آن عقب می‌ماند. این فاصله، یکی از گره‌های اصلی خودروسازی ایران است؛ صنعتی که برای حفظ اشتغال و ظرفیت تولید به حمایت نیاز دارد، اما با ادامه وضع موجود نمی‌تواند از مشکلات قدیمی عبور کند.

سال‌هاست تیراژ تولید به یکی از معیارهای اصلی ارزیابی خودروسازی تبدیل شده است. افزایش شمار خودروها می‌تواند نشانه رونق خطوط تولید و استمرار فعالیت قطعه‌سازان باشد، اما از کیفیت محصول، عمر پلتفرم‌ها و توان فناوری صنعت خبر چندانی نمی‌دهد. ممکن است شمار خودروهای تولیدشده بالا برود، بی‌آنکه سهم محصولات تازه بیشتر شود یا فاصله فناوری با خودروسازان پیشرو کاهش پیدا کند.

بازار بزرگ، اما نوسازی پرهزینه

بازار داخلی برای خودروسازی ایران یک امتیاز مهم است. تقاضا وجود دارد و همین تقاضا می‌تواند به تولیدکننده امکان فروش و به قطعه‌ساز فرصت برنامه‌ریزی بدهد. بااین‌حال، مشتری داشتن با توان نوسازی یکی نیست. درآمد فروش باید از هزینه‌های روزمره فراتر برود تا منابعی برای طراحی محصول جدید، ارتقای تجهیزات و بهبود کیفیت باقی بماند.

وقتی بخش بزرگی از منابع صرف تأمین هزینه‌های جاری و جبران تعهدات گذشته می‌شود، نوسازی به اولویتی تبدیل می‌شود که ممکن است هر بار به زمانی دیگر موکول شود. کارخانه همچنان تولید می‌کند، اما تغییر محصول و فناوری با همان سرعت پیش نمی‌رود. اینجاست که تیراژ بالا می‌تواند تصویری امیدوارکننده از امروز ارائه دهد، درحالی‌که فردای صنعت همچنان با ابهام روبه‌روست.

برای سنجش وضعیت خودروسازی، شمار خودروها کافی نیست. عمر پلتفرم‌ها، سهم محصولات جدید، هزینه ساخت هر دستگاه، کیفیت و ایمنی و میزان سرمایه‌گذاری در تحقیق و توسعه نیز باید بررسی شوند. این شاخص‌ها نشان می‌دهند که صنعت تا چه اندازه توانسته است از ظرفیت موجود برای ساختن توانایی‌های تازه استفاده کند.

هند؛ بازار به‌تنهایی معجزه نمی‌کند

هند در سال مالی ۲۰۲۴-۲۰۲۵ حدود ۵ میلیون و ۶۱ هزار دستگاه خودروی سواری تولید کرد. تولید خودروهای تجاری این کشور نیز در همین دوره به حدود یک میلیون و ۳۳ هزار دستگاه رسید. این آمار، بر اساس داده‌های انجمن سازندگان خودرو هند، از مقیاس بزرگ صنعت خودرو در این کشور حکایت دارد.

البته بزرگی بازار به‌تنهایی توضیح‌دهنده مسیر هند نیست. سرمایه‌گذاری، توان مهندسی، رقابت و ارتباط با بازارهای خارجی نیز در گسترش صنعت نقش داشته‌اند. بازار گسترده زمینه تولید در مقیاس بالا را فراهم می‌کند، اما تبدیل این فرصت به فناوری و محصول بهتر به تصمیم‌های صنعتی و توان بنگاه‌ها وابسته است.

ایران نیز از بازار داخلی قابل‌توجهی برخوردار است. این ظرفیت می‌تواند پشتوانه‌ای برای توسعه تولید و سرمایه‌گذاری باشد، اما اگر درآمد حاصل از فروش عمدتاً صرف ادامه فعالیت روزمره شود، فرصت نوسازی محدود می‌ماند. بازار زمانی به مزیت صنعتی تبدیل می‌شود که فروش امروز، امکان ساخت محصول بهتر در فردا را فراهم کند.

دخل‌وخرجی که آینده صنعت را تعیین می‌کند

نوسازی خودرو هزینه‌ای نیست که بتوان آن را به پایان سال موکول کرد و انتظار داشت نتیجه‌اش به‌سرعت در بازار ظاهر شود. طراحی پلتفرم تازه، ارتقای ایمنی، کاهش مصرف سوخت و آماده‌سازی خطوط تولید به سرمایه و زمان نیاز دارد. هزینه این فرایند پیش از عرضه محصول پرداخت می‌شود، درحالی‌که بازگشت سرمایه ممکن است چند سال طول بکشد.

وقتی منابع مالی برای تأمین هزینه‌های روزمره تحت فشار قرار می‌گیرد، حفظ تولید به اولویتی فوری تبدیل می‌شود. پرداخت مطالبات، خرید مواد اولیه و ادامه فعالیت خطوط تولید نمی‌تواند متوقف بماند؛ در مقابل، پروژه‌های نوسازی معمولاً به منابعی نیاز دارند که بازگشت آنها زمان‌بر است. اگر این فشار ادامه پیدا کند، طرح‌های توسعه‌ای ممکن است عقب بیفتند و هزینه این تأخیر سال‌ها بعد در قالب فرسودگی تجهیزات یا عقب‌ماندن محصول از فناوری روز آشکار شود.

افزایش قیمت خودرو نیز به‌تنهایی راه نوسازی را باز نمی‌کند. درآمد بیشتر زمانی به توسعه می‌انجامد که بخشی از آن به سرمایه‌گذاری در فناوری، ارتقای کیفیت و افزایش بهره‌وری اختصاص یابد. بدون شفافیت در نحوه هزینه‌کرد منابع، تغییر قیمت لزوماً تغییری درتوان صنعتی ایجاد نمی‌کند.

قطعه‌سازان؛ بار تولید روی دوش یک زنجیره

پشت هر خودرو، شبکه‌ای از قطعه‌سازان و تأمین‌کنندگان قرار دارد. این بنگاه‌ها باید مواد اولیه بخرند، دستمزد بپردازند و تجهیزات خود را آماده نگه دارند. فعالیت آنها به گردش منظم پول وابسته است و تأخیر در پرداخت مطالبات می‌تواند برنامه تولید و سرمایه‌گذاری را برهم بزند.

قطعه‌سازی که برای تأمین مواد اولیه و پرداخت هزینه‌های جاری با کمبود نقدینگی روبه‌روست، فرصت کمتری برای خرید تجهیزات جدید و ارتقای فناوری دارد. فشار مالی در این بخش به همان بنگاه محدود نمی‌ماند؛ ممکن است به کاهش توان تأمین، تأخیر در تحویل قطعات و دشوارترشدن برنامه‌ریزی خودروساز بینجامد.

از سوی دیگر، داخلی‌سازی به‌تنهایی نشانه پیشرفت نیست. قطعه تولیدشده در داخل زمانی به مزیت پایدار تبدیل می‌شود که کیفیت، هزینه و فناوری آن نیز قابل رقابت باشد. افزایش سهم ساخت داخل، اگر با ارتقای توان فنی همراه نشود، ممکن است وابستگی به واردات را در یک بخش کاهش دهد، اما فاصله فناوری را از میان نبرد.

نوسازی خودروسازی بدون توانمندشدن قطعه‌سازان پیش نمی‌رود. خودروساز برای ساخت محصولی بهتر به شبکه‌ای نیاز دارد که بتواند هم‌پای تغییر فناوری حرکت کند؛ شبکه‌ای که برای سرمایه‌گذاری، آموزش نیروی متخصص و بهبود کیفیت فرصت داشته باشد.

تیراژ بالا پایان ماجرا نیست

حفظ خطوط تولید برای اقتصاد ایران اهمیت دارد. توقف تولید تنها یک کارخانه را درگیر نمی‌کند و می‌تواند فعالیت شمار زیادی از تأمین‌کنندگان و بنگاه‌های وابسته را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اما حمایت از تولید زمانی نتیجه ماندگار دارد که در محصول نهایی دیده شود؛ در کیفیت بهتر، ایمنی بیشتر، کاهش هزینه و فناوری به‌روزتر.

نوسازی بدون تأمین منابع و امکان برنامه‌ریزی پیش نمی‌رود، همان‌طور که تأمین منابع به‌تنهایی تضمین‌کننده پیشرفت نیست. حمایت از خودروسازان باید با ارزیابی عملکرد همراه باشد تا مشخص شود منابع صرف‌شده چه تغییری در محصول، بهره‌وری و توان فنی صنعت ایجاد کرده‌اند.

بازار داخلی می‌تواند تکیه‌گاه خودروسازی ایران باشد، اما جای سرمایه‌گذاری و نوآوری را نمی‌گیرد. تجربه هند نیز نشان می‌دهد که مقیاس تولید زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که به گسترش توان صنعتی بینجامد.

کارخانه‌ای که تولید می‌کند، بخشی از ظرفیت صنعتی کشور را زنده نگه می‌دارد؛ اما آنچه این ظرفیت را از فرسودگی نجات می‌دهد، توان تغییر و نوسازی آن است. اگر خط تولید سال‌ها روشن بماند، اما محصول و فناوری آن تغییر چندانی نکند، صنعت در ظاهر حرکت می‌کند، بی‌آنکه فاصله‌اش با آینده کمتر شود.

مشاهده خبر در سایت شرق