سال ۲۰۱۶، وقتی قرار بود همه‌پرسی جدایی انگلستان از اتحادیه اروپا در آن کشور برگزار شود که به برگزیت مشهور شد، در فضای مجازی بحث‌ها و مطالب مختلفی‌ از‌جمله بین ایرانیان مهاجر ساکن انگلستان منتشر می‌شد. یادم هست آن روزها یکی از جالب‌ترین نکاتی که بین اغلب مهاجران ایرانی ساکن آن کشور‌ توجهم را جلب‌ می‌کرد و در یادداشتی در همان ایام هم در موردش نوشتم، هواداری آنان از خروج انگلستان از اتحادیه اروپا بود، با این توجیه که مهاجران و به‌خصوص مسلمانان مهاجر، باعث خرابی و بدبختی انگلستان هستند و به‌شدت هم بر این نظر پافشاری می‌کردند و معتقد بودند این مهاجران را باید از انگلستان بیرون کرد. یادم هست با یکی از همین ایرانیان در فضای مجازی بحث می‌کردم و به او گفتم که خود تو هم مهاجری و مسلمان، آیا با مجوز ورود خودت به انگلستان هم مخالفی و اعتقاد داری که تو را هم باید از انگلستان بیرون کنند؟ که گفت ما ایرانی‌ها با این مهاجران فرق داریم و البته هرچقدر گفت‌وگویمان ادامه پیدا کرد، معلوم نشد این فرق که می‌گفت، دقیقا چیست و اصلا آیا برای اروپاییان، یک خاورمیانه‌ای‌ با خاورمیانه‌ای دیگر‌ تفاوتی دارد یا نه؟ 

به یاد می‌آورم در آن یادداشت اشاره کردم این نگاه ضد مهاجر یک مهاجر، که مجوز ورود به کشوری دیگر را گرفته، شبیه رفتار آن کسی است که در ایستگاه اتوبوس منتظر است و وقتی اتوبوسی پر از مسافر می‌رسد، از آنهایی که سوارند می‌خواهد تا کمی جابه‌جا شوند تا او هم سوار شود، ولی وقتی سوار شد، در ایستگاه بعدی بر سر راننده فریاد می‌زند که چرا درِ اتوبوس را باز می‌کنی، دیگر جا نیست، یا اگر درِ اتوبوس باز شد و مسافری که در ایستگاه ایستاده، از او خواست تا کمی جمع‌تر بایستد که او هم سوار شود، با عصبانیت می‌گوید، مگر نمی‌بینی که جا نیست؟ دقیقا مصداق همان ضرب‌المثل که «خرش از پل گذشت». اما اصل ماجرا که بارها از زبان برخی مهاجران ایرانی خارج کشور شنیده‌ایم، همان دلیل «ما فرق داریم» است که به‌خصوص بسیار از زبان ایرانیان خارج از کشور که خواستار تجاوز نظامی آمریکا-اسرائیل به ایران بودند و هستند، شنیده‌ایم و همچنان نیز می‌شنویم. یادم هست پیش از این تجاوز نظامی، دوستی، فیلمی از گفت‌وگوی یک فعال رسانه‌ای غربی با یکی از همین ایرانیان را به من نشان داد که به آن ایرانی طرفدار حمله نظامی، شواهدی از سوابق تجاوز نظامی آمریکا به کشورهای دیگر می‌آورد که چگونه آمریکا، آن کشورها و مردمانشان را به خاک سیاه نشانده و به او می‌گفت این همان کاری است که آمریکا با ایران و ایرانیان هم خواهد کرد و آن طرفدار تجاوز نظامی فقط می‌گفت «نخیر، ما با آن کشورها فرق داریم»، اما جواب نمی‌داد چه فرقی؟ ‌حالا پرسش این است، این ذهنیت که «ما فرق داریم» از کجا آمده و از چه زمانی ایرانیان (نمی‌گویم همه ایرانیان) چنین خیال کرده‌اند که ما برای غربی‌ها، با دیگر مردم خاورمیانه تفاوت داریم، چون تا آنجا که می‌دانم و در فیلم‌های مستند مختلفی که از اروپاییان و آمریکایی‌ها پرسیده می‌شود، تقریبا هیچ‌کدامشان اصلا نمی‌دانند ایران کجاست و احتمالا فقط بعد از این جنگ بوده که برخی فهمیده‌اند کشوری به نام ایران وجود دارد که البته آن هم در خاورمیانه است و نه در اروپا و قطعا مردمانش هم خاورمیانه‌ای و مسلمان هستند و نه اروپایی. تازه این را هم به‌واسطه مقاومت ایران و بسته‌شدن تنگه هرمز و بالارفتن قیمت نفت و بنزین و گازوئیل فهمیده‌اند و اینکه ترامپ هر روز می‌گوید نابودشان می‌کنیم. و البته این جواب که «ما فرق داریم»، به احتمال زیاد برمی‌گردد به دوره سلطنت رضا شاه. در دوره رضا شاه و آن باستان‌گرایی افراطی که هم‌زمان شد با قدرت‌گرفتن فاشیسم هیتلری و داستان نژاد برتر آریایی که هیتلر مروج آن بود، رضا شاه هم متوهمانه نامه‌نگاری‌ها کرد با آلمان نازی که ما هم آریایی هستیم. در حالی که آریایی هیتلری، یعنی سفیدپوست موطلایی چشم‌آبی. اما مگر ایرانیان موطلایی سفیدپوست چشم‌آبی هستند؟ ما که به قول آنها «کله سیاهیم». حالا گیرم برخی از خانم‌ها، شب عید از آرایشگرشان نوبت بگیرند و مو رنگ کنند و لنز بگذارند و هزار قلم آرایش کنند؛ وقتی دهان باز کنند و انگلیسی صحبت کنند که معلوم می‌شود همه‌چیز جعلی است و به قول یکی از تحلیلگران مسائل داخلی غرب، ناشی از سندرم «خودوایت‌پنداری». و این جعل هم می‌شود همین موضع‌گیری‌هایی که برخی از همین مهاجران ایرانی ساکن غرب، این روزها در برابر اعتراضات اروپا که مکرون می‌گوید ناشی از جنگ خلیج‌ فارس است و می‌گویند خیر تو نمی‌دانی، این ربطی به ساختار نظام سرمایه‌داری و تجاوز نظامی آمریکا به ایران ندارد، بلکه دلیلش مهاجران و مسلمانان هستند؛ گویی خودش مهاجر مسلمان نیست، حتی اگر بگوید من بی‌دینم، بلکه آنها او را جزء خودشان حساب کنند. این عزیزان حتی نمی‌بینند که برای نمونه، نقشی که به هنرپیشه‌های ایرانی مهاجرت‌کرده می‌دهند، نقش یک خاورمیانه‌ای است. یا وقتی که بازی‌های دیجیتالی می‌‌سازند که در آن معمولا حمله به ایران را به‌عنوان بازی طراحی کرده‌اند، بر در و دیوار خیابان‌های تهران، به عربی شعار نوشته شده و ایرانیان به زبان عربی صحبت می‌کنند و اسامی همه نیز عربی است. واقعیت این است که ما آریایی هم که باشیم، آن آریایی سفیدپوست موطلایی چشم‌آبی هیتلری نیستیم و هرچقدر هم که سعی کنیم از روی خاورمیانه بپریم، باز ایران، کشوری در همین خاورمیانه است و تا ابد هم همین‌جا خواهیم بود، حالا هرچقدر هم که موهایمان را رنگ کنیم و چشممان را لنز آبی بگذاریم.

 

مشاهده خبر در سایت شرق