علیرضا دقیقی -  وکیل پایه‌یک دادگستری

 

‌پیش‌نویس اصلاحیه اساسنامه صندوق حمایت وکلا و کارگشایان دادگستری، بیش از یک بازنگری اداری، تلاشی برای بازتعریف حکمرانی، توازن قدرت و پایداری بلندمدت یک طرح  حمایتی-بازنشستگی است. جهت‌گیری کلی این پیش‌نویس مثبت است؛ زیرا صندوق را از الگوی مدیریت متمرکز و نمایندگی محدود، به سمت مشارکت گسترده‌تر وکلا، کارآموزان و بازنشستگان حرکت می‌دهد. با این حال، اصلاح اساسنامه تنها زمانی به نفع اعضا خواهد بود که گسترش نمایندگی با الزامات سخت‌گیرانه‌ای برای تخصص فنی، شفافیت مالی و مدیریت ریسک بلندمدت همراه شود.

تغییرات اصلی پیش‌نویس

مهم‌ترین تغییرات پیشنهادی عبارت‌اند از:

- افزودن صریح کارآموزان وکالت به مشمولان صندوق‌

- تأکید بر غیردولتی‌بودن صندوق و استقلال مالی و اداری آن‌

- کاهش نمایندگان دولت در مجمع عمومی از سه نفر به دو نفر و افزودن نماینده بازنشستگان، در صورت تشکیل کانون بازنشستگان‌

- گسترش وظایف مجمع در زمینه انتخاب و برکناری مدیران، تصویب حقوق و مزایا، تفسیر اساسنامه و رسیدگی به اعتراضات‌

- افزایش اعضای هیئت‌مدیره از سه نفر اصلی و دو نفر علی‌البدل به پنج نفر اصلی و سه نفر علی‌البدل‌

- امکان انتخاب اعضای هیئت‌مدیره از وکلای همه کانون‌ها، نه صرفا وکلای مقیم مرکز‌

- سخت‌گیرانه‌تر شدن شرایط داوطلبی، از‌جمله 10 سال سابقه پایه‌یک، حداقل 40 سال سن و فقدان محکومیت کیفری مؤثر یا انتظامی درجه چهار به بالا‌

- محدودیت عضویت در هیئت‌مدیره به حداکثر سه دوره، اعم از متوالی یا متناوب‌

- تقویت نقش بازرس، به‌روزرسانی منابع درآمدی و اصلاح فرایند بودجه و گزارش مالی.

بر اساس نامه همراه پیش‌نویس، اختلاف اصلی باقی‌مانده بر سر ماده ۱۶ است؛ یعنی امکان انتخاب اعضای هیئت‌مدیره از میان وکلای همه کانون‌ها. نمایندگان کانون مرکز با این تغییر  مخالفت کرده‌اند.

گسترش نمایندگی، گامی رو به جلو

امکان انتخاب اعضای هیئت‌مدیره از میان وکلای همه کانون‌ها را باید «در اصل پذیرفت». صندوق متعلق به وکلا و کارآموزان سراسر کشور است، نه صرفا کانون مرکز؛ بنابراین محدود‌کردن حق انتخاب به وکلای مقیم مرکز، با منطق نمایندگی عادلانه سازگار نیست. گسترش دامنه انتخاب می‌تواند توازن جغرافیایی را تقویت کرده، از انحصار قدرت جلوگیری کند و مشروعیت تصمیم‌های هیئت‌مدیره را افزایش دهد. افزودن نماینده بازنشستگان نیز منطقی و ضروری است. بازنشستگان اصلی‌ترین دریافت‌کنندگان تعهدات بلندمدت صندوق هستند و حضور آنان در مجمع می‌تواند حلقه بازخورد مؤثرتری برای پیگیری حقوق اعضا ایجاد کند. همچنین کاهش تعداد نمایندگان دولت، با تأکید پیش‌نویس بر غیردولتی‌بودن صندوق هماهنگ است؛ هرچند حضور نظارتی دولت همچنان ادامه دارد و استقلال کامل نهادی محقق نمی‌شود.

خطر اصلی: سیاسی‌شدن تصمیم‌های مالی

با این حال، نقطه ضعف اساسی پیش‌نویس آن است که تقویت حکمرانی دموکراتیک را با تقویت استقلال فنی و مالی همراه نکرده است. وقتی هیئت‌مدیره و مجمع عمدتا از وکلای منتخب تشکیل می‌شوند، احتمال دارد فشار برای افزایش مستمری، کاهش حق بیمه یا گسترش مزایا، بر محاسبات واقعی توان مالی صندوق غلبه کند. این ریسک در صندوق‌های بازنشستگی با تعهد مزایای مشخص‌‌ کاملا شناخته‌شده است. نمایندگی بیشتر بازنشستگان اگرچه از نظر عدالت و پاسخ‌گویی مثبت است، اما بدون سازوکار فنی مستقل می‌تواند به تصمیم‌های کوتاه‌مدت و افزایش تعهدات بدون تأمین مالی منجر شود. بنابراین، دموکراتیک‌تر‌شدن صندوق نباید به قیمت نادیده‌گرفتن واقعیت‌های مالی و جمعیتی تمام شود.

شرط اقامت در تهران باید بازنگری شود

الزام اقامت دائم در تهران برای اعضای غیرمقیم، با هدف اعلام‌شده پیش‌نویس در گسترش نمایندگی سراسری ناسازگار است. این شرط عملا بسیاری از وکلای توانمند سایر استان‌ها را از عضویت در هیئت‌مدیره محروم می‌کند و ممکن است تنوع تجربه، دیدگاه و منافع اعضا را کاهش دهد. راه‌حل بهتر آن است که به جای الزام به اقامت دائم در تهران، حضور مؤثر در جلسات از طریق ترکیبی از حضوری، جلسات دورکاری و مسئولیت مشخص در قبال غیبت‌های غیرموجه الزامی شود. به این ترتیب، هم انسجام اجرائی حفظ می‌شود و هم مانع غیرمنطقی بر سر راه نمایندگان استان‌ها برداشته می‌شود.

پایداری مالی، شرط بقای صندوق

از منظر محاسبات بیمه‌ای، صندوق یک طرح حمایتی با تعهدات بلندمدت بازنشستگی، ازکارافتادگی و بازماندگان است. پایداری آن به تعادل میان حق بیمه، بازده سرمایه‌گذاری، ساختار جمعیتی اعضا، نرخ ورود و خروج، امید به زندگی و هزینه‌های اداری بستگی دارد. گسترش پوشش به کارآموزان از نظر جمعیتی مثبت است؛ زیرا ورود افراد جوان‌تر می‌تواند نسبت وابستگی میان بازنشستگان و اعضای فعال را بهبود ببخشد. تنوع منابع درآمدی، شفافیت مالی و محدودیت هزینه‌های اداری به حداکثر سه درصد درآمد کل نیز نقاط قوت پیش‌نویس هستند. اما نبود الزام صریح به ارزیابی مستقل و دوره‌ای وضعیت مالی و تعهدات صندوق، ضعف جدی متن است. مدیریت یک صندوق بازنشستگی بدون تخصص در ارزیابی تعهدات، مدیریت دارایی و بدهی، سرمایه‌گذاری بلندمدت و مدل‌سازی جمعیتی، تصمیم‌ها را در معرض ملاحظات سیاسی و کوتاه‌مدت قرار می‌دهد.

اصلاحات ضروری پیش‌نویس

برای آنکه اصلاح اساسنامه به پایداری واقعی صندوق بینجامد، باید چند الزام به متن اضافه شود:

- «ارزیابی مستقل و دوره‌ای وضعیت مالی و تعهدات صندوق»، حداقل هر سه تا پنج سال، با الزام به ارائه نتایج به مجمع عمومی و انتشار آن برای اعضا‌

- «ایجاد کمیته تخصصی سرمایه‌گذاری و مشاوره فنی دائمی» زیر نظر هیئت‌مدیره، با وظیفه ارزیابی ریسک، بازده سرمایه‌گذاری و توان پرداخت تعهدات‌

- «الزام به ارائه گزارش نسبت تأمین مالی»‌ پیش از هر طرح افزایش مزایا یا کاهش حق بیمه‌

- «مدل‌سازی سناریوهای جمعیتی و سرمایه‌گذاری» پیش از تصویب هر تغییر اساسی در مزایا، نرخ مشارکت یا شرایط عضویت‌

- «شفاف‌سازی فرمول مزایا، نرخ مشارکت و شاخص‌های مالی صندوق» در آیین‌نامه‌های اجرائی‌

- «بازنگری در الزام اقامت دائم در تهران» و جایگزینی آن با سازوکار حضور مؤثر و پاسخ‌گویی اعضای غیرمقیم‌

- «حفظ سقف هزینه‌های اداری» و نظارت دقیق بر رعایت آن.

با این اوصاف، پیش‌نویس اصلاحیه در مسیر درستی حرکت می‌کند: افزایش نمایندگی، شفافیت فرایندی، پاسخ‌گویی و کاهش تمرکز قدرت. به‌ویژه، انتخاب اعضای هیئت‌مدیره از همه کانون‌ها باید پذیرفته شود؛ مخالفت صرف با این تغییر، بیشتر حفظ وضع موجود و نفوذ متمرکز است تا دفاع از کارایی صندوق. اما موفقیت این اصلاحات به یک شرط اساسی بستگی دارد: «گسترش نمایندگی باید با انضباط مالی و استقلال فنی همراه شود‌». صندوق باید هم دموکراتیک‌تر شود و هم توان سنجش دقیق تعهدات بلندمدت خود را داشته باشد. در غیر این صورت، اصلاح اساسنامه ممکن است مسئله تمرکز قدرت را حل کند، اما پایداری مالی صندوق و آینده امن بازنشستگان را در معرض ریسک قرار دهد.

 

مشاهده خبر در سایت شرق