به گزارش گروه رسانهای شرق،
علی قهرمانی: بازار هنر پیش از آنکه بر پایه سرمایه شکل بگیرد، بر پایه اعتماد بنا میشود. هرگاه این اعتماد آسیب ببیند، حتی گرانترین آثار نیز نمیتوانند اعتبار یک بازار را حفظ کنند. حراج تهران که از سال ۱۳۹۰ فعالیت خود را آغاز کرده، امروز به یکی از مهمترین رویدادهای هنر ایران تبدیل شده است. مانند بسیاری از حراجهای معتبر جهان، بخش قابل توجهی از آثار از طریق گالریها، مجموعهداران و واسطههای حرفهای به این رویداد راه مییابند. اما آنچه کمتر مورد توجه قرار میگیرد، نه قیمت آثار یا آمار فروش، بلکه کیفیت روابط حرفهای میان هنرمند، گالریدار، مجموعهدار و دیگر فعالان این عرصه است. در همه جای جهان، اعتبار یک بازار هنری فقط با حجم معاملات سنجیده نمیشود، بلکه به میزان پایبندی فعالان آن به اصولی چون شفافیت، مسئولیتپذیری و احترام متقابل نیز وابسته است. اگر این روابط بر چنین اصولی استوار نباشد، حتی پررونقترین بازارها نیز در بلندمدت اعتبار خود را از دست خواهند داد.
در ایران نیز بسیاری از هنرمندان برای حضور در رویدادهایی مانند حراج تهران، آثار خود را از طریق گالریها یا واسطههای هنری عرضه میکنند. بیتردید حضور مستمر در حراجها میتواند به دیدهشدن هنرمند، تثبیت جایگاه حرفهای او و جلب اعتماد مجموعهداران کمک کند. اما پیش از همه اینها، یک اصل بنیادین قرار دارد: اعتماد میان هنرمند و گالریدار؛ سرمایهای که متأسفانه در سالهای اخیر، در بخشی از بازار هنر تهران نشانههایی از تضعیف آن دیده میشود.
پرسش اینجاست که آیا بازار هنر تهران، همزمان با رشد اقتصادی خود، در زمینه اخلاق حرفهای، شفافیت و اعتماد متقابل نیز به همان اندازه پیش رفته است؟ این یادداشت نه در پی نقد شخص یا گالری خاصی است و نه نقش حراجها را در رونق بازار هنر انکار میکند. هدف فقط یادآوری این واقعیت است که اگر اخلاق حرفهای، امانتداری، شفافیت و مسئولیتپذیری در روابط میان فعالان این حوزه کمرنگ شود، سرمایهای از دست خواهد رفت که از هر رکورد فروش و هر قیمت چکشخورده ارزشمندتر است؛ سرمایهای به نام اعتماد.
