به گزارش گروه رسانهای شرق،
مژده عزیزخانی: برای دیدن اثر فشار اقتصادی بر زندگی روزمره، همیشه لازم نیست سراغ جدولهای تورم و آمار هزینه خانوار رفت. گاهی کافی است به ویترین یک قنادی، سفارشهای یک گلفروشی یا قفسههای یک فروشگاه کادویی نگاه کنیم؛ جایی که مشتری پیش از انتخاب، قیمتها را بررسی میکند، مقدار خریدش را کاهش میدهد یا برای برگزاری یک مراسم، از بخشی از هزینهها صرفنظر میکند. شادی از زندگی مردم حذف نشده، اما هزینه برگزاری مناسبتهای خانوادگی و خریدهای مربوط به آنها بیش از گذشته در تصمیمگیری خانوادهها نقش دارد. سفارشهای کوچکتر، تزئینهای سادهتر و مراسمهایی با میهمانان کمتر، بخشی از تغییراتی است که فعالان این کسبوکارها از آن میگویند. البته تجربه همه فروشندگان یکسان نیست؛ بعضی از کاهش سفارشها میگویند و بعضی دیگر با وجود ادامه فروش، از تغییر مشتریان خود خبر میدهند. روایت قنادان، گلفروشان، فروشندگان کالاهای کادویی و فعالان تالارهای پذیرایی، تصویری از تأثیر فشار اقتصادی بر خریدها و مناسبتهایی به دست میدهد که پیشتر بخشی معمول از زندگی خانوادگی بودند. وقتی مشتری پیش از خرید، قیمت را حساب میکند در یک قنادی، تغییر رفتار مشتریان پیش از هر چیز در شیوه سفارشدادن دیده میشود. صاحب قنادی میگوید مشتریانی که پیشتر بدون مکث سفارش میدادند و مثلا یک یا دو کیلو از چند نوع شیرینی میخواستند، حالا ابتدا قیمتها را بررسی میکنند و بعد درباره مقدار خرید تصمیم میگیرند. بعضی مشتریان بهجای خرید یک جعبه کامل، چند عدد شیرینی میخواهند. کاهش مصرف جعبه و بستهبندی نیز از نشانههایی است که او برای توضیح این تغییر به آن اشاره میکند. از نگاه این قناد، مسئله فقط افزایش قیمت محصول نهایی نیست؛ هزینه مواد اولیه نیز بالا رفته است. او از افزایش حدود ۲۰ تا ۳۰درصدی قیمت روغن و گرانترشدن شکر، شکلات، کاکائو و قهوه میگوید؛ افزایشهایی که جایگزینکردن مواد مصرفشده را برای کسبوکار دشوارتر میکند. در مقابل، قدرت خرید مشتریان به گفته او کاهش یافته و امکان بالابردن قیمت فروش به همان نسبت وجود ندارد. او میگوید مالکیت مغازه و نپرداختن اجاره به او اجازه داده است قیمتها را تا حدی پایینتر نگه دارد؛ امکانی که همه کسبوکارها از آن برخوردار نیستند. بااینحال، حتی در چنین شرایطی نیز افزایش هزینه مواد اولیه فشار خود را بر کار روزانه قنادی وارد میکند؛ تغییر در اندازه کیکها هم بخشی از همین تصویر است. قنادان از رواج سفارشهای کوچکتر میگویند؛ کیکهایی در اندازه چندصد گرم که جای سفارشهای چندکیلویی را گرفتهاند. مشتری همچنان ممکن است برای تولد یکی از اعضای خانواده کیک بخرد، اما اندازه سفارش با بودجهای که در اختیار دارد تنظیم میشود. یکی دیگر از قنادان از حساسیت بیشتر مشتریان به وزن و قیمت میگوید. به روایت او، در گذشته اگر وزن نهایی سفارش کمی بیشتر از مقدار درخواستی میشد، این تفاوت معمولا مسئله مهمی نبود، اما امروز مشتریان وزن را دقیقتر بررسی میکنند. در چنین وضعی، حتی جزئیاتی که پیشتر در حاشیه خرید قرار داشت، به بخشی از محاسبه هزینه تبدیل میشود. یکی از قنادان همچنین از تجربهای میگوید که به باور او با فشار اقتصادی مشتریان ارتباط دارد: مشتریانی که کیک تولد را میخرند، بخشی از آن را مصرف میکنند و بعد با این بهانه که کیک کیفیت مناسبی نداشته، آن را پس میآورند و پولشان را پس میخواهند. به گفته او، این اتفاق در ابتدا برایش موردی پراکنده به نظر میرسیده، اما با تکرار آن بیشتر متوجه این رفتار شده است. در روایت او، حتی خرید کیک تولد هم دیگر هزینهای نیست که بعضی مشتریان بتوانند بهسادگی از کنار آن بگذرند؛ گویی پس از برگزاری جشن نیز تلاش میکنند بخشی از هزینه را پس بگیرند. این تجربه بهتنهایی نشان نمیدهد چنین رفتاری تا چه اندازه فراگیر است، اما از فشار اقتصادیای حکایت دارد که به گفته این قناد، به خریدهای مربوط به مناسبتهای خانوادگی هم رسیده است.
گل لوکس شد
یکی از گلفروشان میگوید سفارش گل برای تزئین ماشین عروس بهشدت کاهش پیدا کرده و برآورد او از این کاهش حدود ۷۰ درصد است. به گفته او، تزئینهایی که پیشتر مفصلتر بودند، حالا در بسیاری موارد به دو دستهگل کوچک روی دستگیرههای ماشین و چند روبان محدود شدهاند. خرید گل برای خانه نیز کاهش پیدا کرده است. او از تغییر مداوم قیمتها و افزایش هزینه اقلام بستهبندی، از جمله کاغذ میگوید؛ هزینههایی که بر قیمت نهایی سفارش اثر میگذارند. در سوی دیگر، مشتریان هم بیش از گذشته قیمت را در نظر میگیرند و گاهی پس از شنیدن قیمت یک دستهگل، به خرید یک شاخه گل بسنده میکنند. به گفته این گلفروش، گل برای بسیاری از مشتریان به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ خریدی که ممکن است دیگر در برنامه روزمره خانواده جایی نداشته باشد و به مناسبتهای خاص محدود شود. در چنین شرایطی، حتی در مراسم عروسی نیز سفارشها سادهتر میشوند و خانوادهها از بخشی از تزئینات صرفنظر میکنند؛ روایتی مشابه در قنادیها هم شنیده میشود. یکی از قنادان میگوید مشتریان پیش از سفارش، قیمتها را بررسی میکنند، بهجای جعبه کامل، چند عدد شیرینی میخرند و به کیکهای کوچکتر روی میآورند. از نگاه او، شیرینی نیز به کالایی لوکس تبدیل شده است؛ تغییری که در اندازه سفارشها و حساسیت بیشتر مشتریان به قیمت و وزن دیده میشود. در هر دو صنف، مسئله لزوما کنارگذاشتن کامل گل و شیرینی نیست، بلکه محدودشدن خرید، کوچکترشدن سفارشها و وابستگی بیشتر آنها به مناسبتهاست. کالاهایی که پیشتر میتوانستند بخشی از خریدهای معمول یا دورهمیهای خانوادگی باشند، حالا برای بعضی مشتریان به هزینههایی تبدیل شدهاند که باید پیش از پرداخت، بیشتر دربارهشان حسابوکتاب کنند.
فروشگاهی که مشتریانش تغییر کردهاند
در فروشگاه کادویی، روایت ماجرا کمی متفاوت است. صاحب یک فروشگاه میگوید فروشش کاهش پیدا نکرده و حتی ممکن است بیشتر هم شده باشد، اما به گفته او، بخشی از مشتریان با درآمد متوسط و ضعیف، عملا از دایره خریداران فروشگاه خارج شدهاند و خریدها بیشتر به افرادی محدود شده که توان پرداخت هزینه کالاهای گرانتر را دارند. او میگوید برخی کالاهای ارزانتر، از جمله عروسکهای ایرانی را از محصولات فروشگاه کنار گذاشته است؛ چون دیگر مشتری سابق برای خرید آنها مراجعه نمیکند. در مقابل، کالاهای گرانتر و لوکستر سهم بیشتری در فروشگاه پیدا کردهاند. این فروشنده میان خرید هدیه برای یک مناسبت و توانایی خرید مداوم تفاوت میگذارد. به گفته او، ممکن است کسی برای تولد، آشتی یا حفظ یک رابطه هدیه بخرد، اما این به معنای آن نیست که همیشه توانایی پرداخت چنین هزینههایی را دارد.
مراسمهایی که کوچکتر میشوند
کاهش هزینهها و کوچکترشدن سفارشها فقط به قنادی و گلفروشی محدود نیست؛ در تالارهای پذیرایی هم تعداد میهمانان و شکل برگزاری مراسم تغییر کرده است. بیژن عبداللهیمقدم، رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی و تجهیز مراسم تهران، از کاهش چشمگیر تعداد مراسمها در سالهای اخیر به «شرق» خبر میدهد و میگوید برآورد او از میزان این کاهش، حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد است. او با اشاره به تغییر تعداد میهمانان مراسمها توضیح داد در گذشته مراسمهایی با ۴۰۰ تا ۵۰۰ میهمان برگزار میشد، اما امروز تعداد میهمانان در بسیاری از مراسمها به حدود ۵۰ تا ۱۰۰ نفر رسیده است.
عبداللهیمقدم در ادامه به تغییر شیوه قیمتگذاری در تالارهای پذیرایی اشاره کرد و گفت در گذشته، هنگام بستن قرارداد برای مراسمی که قرار بود سه ماه بعد برگزار شود، تلاش میکردند قیمت را ثابت نگه دارند، اما اکنون قیمتها بهروز محاسبه میشود. او توضیح داد ممکن است هنگام عقد قرارداد و دریافت بیعانه، مبلغ مشخصی بهازای هر نفر اعلام شود، اما تا زمان برگزاری مراسم، این مبلغ افزایش پیدا کند. او همچنین با اشاره به کاهش مراسمهای عروسی گفت امروز تعداد خودروهای عروس و داماد در خیابانها نیز نسبت به گذشته کمتر به چشم میخورد. به گفته عبداللهیمقدم، وضعیت خانههای عقد تا حدودی بهتر است، اما مراسمهای این مکانها نیز با تعداد مهمانان محدود برگزار میشوند و تعداد حاضران در آنها معمولا حداکثر به ۵۰ نفر میرسد. رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی و تجهیز مجالس تهران درباره درخواست مجوز برای راهاندازی تالارهای جدید نیز گفت: «در چهار سال گذشته شاید ۲۰تا تالار هم درخواست جواز نداشتهایم؛ در صورتی که در گذشته سالانه بهراحتی ۷۰ تا ۸۰ درخواست جواز داشتیم». این فعال صنفی با اشاره به شمار افرادی که از فعالیت تالارهای پذیرایی امرار معاش میکنند، توضیح داد هر تالار بهطور تقریبی زمینه اشتغال حدود ۱۰۰ نفر را فراهم میکند و هریک از این افراد نیز ممکن است سه نفر را تحت تکفل داشته باشند. به گفته او، کاهش فعالیت تالارها بر معیشت شمار زیادی از افراد تأثیر میگذارد. او در پایان ابراز امیدواری کرد وضعیت اقتصادی بهبود پیدا کند و مردم بتوانند بار دیگر مراسمهای خود را برگزار کنند.
شادی در حسابوکتاب خانوار
هزینه برگزاری مراسم و خریدهای مربوط به مناسبتهای خانوادگی، حالا بیش از گذشته به یکی از اقلامی تبدیل شده که خانوادهها ناچارند پیش از پرداخت، آن را با سایر هزینههای زندگی بسنجند. برای بعضیها، کاهش هزینه به معنای محدودکردن تعداد مهمانان است و برای بعضی دیگر، صرفنظرکردن از بخشی از مخارج. این تصمیمها در شرایطی گرفته میشوند که هزینههای کسبوکارها نیز افزایش پیدا کرده و فروشندگان نمیتوانند همیشه افزایش قیمتها را به مشتری منتقل کنند. این وضعیت در بازار هم اثر یکسانی ندارد. بعضی فروشندگان از کاهش سفارشها میگویند و بعضی دیگر همچنان فروش دارند، اما مشتریانشان تغییر کردهاند. در هر دو حالت، قیمت و توان پرداخت به عاملی تعیینکننده در تصمیم خرید تبدیل شده است. در این میان، شادی همچنان بخشی از زندگی مردم است، اما هزینه آن برای بعضی خانوادهها به مسئلهای جدیتر تبدیل شده است. افزایش هزینهها و محدودیت قدرت خرید، دامنه انتخاب خانوادهها را تنگتر کرده و بر شکل برگزاری مناسبتها اثر گذاشته است. مسئله فقط این نیست که برای یک مناسبت چقدر هزینه میشود؛ مسئله این است که چه کسانی هنوز توان پرداخت این هزینه را دارند و چه کسانی ناچارند از بخشی از خریدها و برنامههایی صرفنظر کنند که پیشتر در زندگی روزمرهشان جا داشته است.
