جواد ابویی- لندن: گزارش مشترک نمایشگاه بازار جهانی سفر (WTM) و موسسه «توریسم اکونومیکس» که در ۱۳ آبان ۱۴۰۵ (سوم نوامبر ۲۰۲۶) منتشر شد، نشان میدهد که گردشگری بینالمللی با پیشبینی ثبت بیش از ۱.۵۷ میلیارد ورود گردشگر و ۱.۸ تریلیون دلار هزینهکرد، گرچه گامهایش آرامتر از گذشته شده، اما در حال فتح رکوردهای تازهای است.
در این میان، آنچه بیش از ارقام جلب توجه میکند، چرخش در ترجیحات و رفتار مسافران است. گردشگری انبوه همچنان بخش عمدهای از بازار جهانی را در اختیار دارد، اما سلیقه مسافران به مرور در حال تغییر است؛ توریست امروز بیش از هر زمان، شیفته تجربههای اصیل، زیست در فرهنگهای بومی و سفرهای مسئولانه و پایدار است. مفهوم «لوکس بودن» دیگر تنها در هتلهای گرانقیمت یا خدمات مادی خلاصه نمیشود، بلکه جای خود را به اصالت، اختصاصیبودن و عمق تجربههای زیسته داده است. در این میان، ایران با میراث چندهزارساله، اقلیم چهارفصل، تنوع قومی و سفرههای رنگارنگ بومی، دقیقاً همان مقصدی است که میتواند به الگوی جدید تقاضای بازار جهانی پاسخ دهد.

اما این تحولات در خاورمیانهای رقم خورد که سایه تنشهای ژئوپلیتیک بر سر آن سنگینی میکرد. شورای جهانی سفر و گردشگری (WTTC) پیشبینی کرده که ارزش تولید ناخالص داخلی این بخش در منطقه با کاهشی ۱۴.۵ درصدی، از ۳۸۶ میلیارد دلار به حدود ۳۳۰ میلیارد دلار برسد؛ آماری که نشان میدهد بحران، سراسر منطقه را کموبیش متأثر کرده است. با این حال، تصویر همسایگان پیچیده است: ترکیه در ۹ ماه نخست سال ۱۴۰۵ (۲۰۲۶) با افت ۱.۵۲ درصدی گردشگران خارجی روبهرو شد، در حالی که عربستان سعودی در نیمه نخست سال با ثبت ۶۱.۲ میلیون گردشگر داخلی و خارجی و ۱۵۱.۹ میلیارد ریال درآمد (که وزیر گردشگری این کشور نیز در WTM لندن بر آن صحه گذاشت)، رشدی یک درصدی را تجربه کرد. در دبی نیز پس از افت اولیه ناشی از تنشها، جریان سفرها دوباره جان گرفت؛ به طوری که در هشت ماه نخست سال ۱۴۰۵، ۶.۹۷ میلیون گردشگر شبمانده وارد این شهر شدند و مردادماه (اوت) پررونقترین ماه از بهمنماه (فوریه) به بعد شد. این آمارها نه به معنای مصونیت از بحران یا جهش ناگهانی سهم بازار، بلکه نشاندهنده تلاش برای بازیابی سریع ظرفیتها پس از شوکهای اولیه است.

در چنین بزنگاهی، غیبت نمایندگان ایران در رویداد استراتژیکی چون نمایشگاه بازار جهانی سفر (WTM) در سال ۱۴۰۵ (۲۰۲۶) لندن، حاصلی جز از دست رفتن یک فرصت طلایی برای معرفی ظرفیتهای کشور نداشت؛ آن هم در شرایطی که رقبای منطقهای حتی در میان بحران، دست از بازاریابی برنمیدارند.
خالی ماندن صندلی ایران، فضای رسانهای را بیرقیب در اختیار روایتهای یکطرفه گذاشت و فرصت تبیین بیواسطه واقعیتهای کشور را محدود کرد؛ حال آنکه تریبون WTM لندن میتوانست بستری بیبدیل برای دیپلماسی عمومی و پاسخگویی به فضاسازیهای رسانهای باشد.
در نهایت، این غیبت تنها به معنای خسارتهای کوتاهمدت تجاری برای بخش خصوصی نبود؛ بلکه شانس شبکهسازی حرفهای، ارتباط مستقیم با تصمیمگیران بینالمللی و درک زودهنگام نبض تغییرات بازار جهانی را از گردشگری ایران سلب کرد.

