به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، لنین پس از پایان دوران تبعیدش در سال ۱۹۰۰، به اروپای غربی رفت و فعالیتهای انقلابی خود را در آنجا ادامه داد. او در همین دوران نام مستعار «لنین» را برای خود برگزید. در سال ۱۹۰۲، جزوهای با عنوان «چه باید کرد؟» منتشر کرد و در آن استدلال کرد که تنها یک حزب منضبط متشکل از انقلابیون حرفهای میتواند سوسیالیسم را در روسیه برقرار کند.
او در سال ۱۹۰۳ در لندن با دیگر مارکسیستهای روس دیدار کرد و حزب سوسیالدموکرات کارگری روسیه (RSDWP) را تأسیس کرد. با این حال، از همان ابتدا میان دو جناح این حزب اختلاف وجود داشت: بلشویکهای لنین (اکثریتگرایان) که از مبارزه مسلحانه حمایت میکردند و منشویکها (اقلیتگرایان) که طرفدار حرکت دموکراتیک به سوی سوسیالیسم بودند. این دو گروه بهتدریج در چارچوب حزب سوسیالدموکرات کارگری روسیه به مخالفان سرسخت یکدیگر تبدیل شدند و لنین در کنفرانس حزب بلشویک در سال ۱۹۱۲، جدایی این دو جناح را رسمیت بخشید.
پس از آغاز انقلاب روسیه در سال ۱۹۰۵، لنین به کشور بازگشت. این انقلاب که عمدتاً با اعتصابهایی در سراسر امپراتوری روسیه همراه بود، زمانی پایان یافت که نیکلای دوم وعده اصلاحاتی را داد؛ از جمله تصویب قانون اساسی روسیه و تشکیل مجلس قانونگذاری منتخب. با این حال، پس از برقراری دوباره نظم، تزار بیشتر این اصلاحات را لغو کرد و لنین در سال ۱۹۰۷ بار دیگر ناچار به تبعید شد.
لنین با جنگ جهانی اول که در سال ۱۹۱۴ آغاز شد، مخالف بود و آن را منازعهای امپریالیستی میدانست. او از سربازان پرولتاریا میخواست سلاحهای خود را به سوی رهبران سرمایهداریای نشانه بگیرند که آنان را به سنگرهای مرگبار جنگ فرستاده بودند.
جنگ جهانی اول برای روسیه فاجعهای بیسابقه به بار آورد. شمار تلفات روسیه از تلفات هر کشور دیگری در تمام جنگهای پیشین بیشتر بود. در همین حال، اقتصاد روسیه بر اثر هزینههای سنگین جنگ بهشدت مختل شد. در مارس ۱۹۱۷، کمبود مواد غذایی به شورشها و اعتصابهایی در پتروگراد انجامید. سربازان روحیهباخته ارتش نیز به اعتصابکنندگان پیوستند و سرانجام در ۱۵ مارس، نیکلای دوم ناچار به کنارهگیری از سلطنت شد؛ اتفاقی که به قرنها حکومت تزاری در روسیه پایان داد.
پس از انقلاب فوریه ــ که به دلیل استفاده روسیه از تقویم ژولیانی به این نام شناخته میشود ــ قدرت میان دو نهاد تقسیم شد: دولت موقت که از قدرت و اقتدار چندانی برخوردار نبود و شوراها یا «سوویتها» که از کمیتههای سربازان و کارگران تشکیل شده بودند.
پس از آغاز انقلاب فوریه، مقامهای آلمانی به لنین و همراهانش اجازه دادند با یک واگن قطار مهرومومشده، از سوئیس و از مسیر آلمان به سوئد سفر کنند. برلین امیدوار بود ــ و این امید نیز درست از آب درآمد ــ که بازگشت سوسیالیستهای مخالف جنگ به روسیه، تلاشهای نظامی این کشور را که همچنان تحت هدایت دولت موقت ادامه داشت، تضعیف کند.
لنین خواستار سرنگونی دولت موقت به دست شوراها شد و رهبران دولت او را «مأمور آلمان» خواندند. در ماه ژوئیه، او ناچار شد به فنلاند بگریزد؛ اما شعار «صلح، زمین و نان» او با استقبال روزافزون مردم روبهرو شد و بلشویکها در شورای پتروگراد اکثریت را به دست آوردند.
لنین در ماه اکتبر مخفیانه به پتروگراد بازگشت و در روزهای ۶ تا ۸ نوامبر [۱۵ و ۱۷ آبان ۱۲۹۶]، گاردهای سرخ تحت رهبری بلشویکها دولت موقت را سرنگون کردند و برقراری حکومت شوراها را اعلام کردند.
لنین عملاً به دیکتاتور نخستین کشور مارکسیستی جهان تبدیل شد. دولت او با آلمان صلح کرد، صنایع را ملی اعلام کرد و زمینها را میان مردم تقسیم کرد؛ اما از سال ۱۹۱۸ ناچار شد با نیروهای طرفدار حکومت تزاری وارد جنگ داخلی ویرانگری شود.
در سال ۱۹۲۰، نیروهای طرفدار تزار شکست خوردند و در سال ۱۹۲۲ اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (اتحاد شوروی) تأسیس شد. پس از مرگ لنین در اوایل سال ۱۹۲۴، جسد او مومیایی شد و در آرامگاهی در نزدیکی کاخ کرملین مسکو قرار گرفت. شهر پتروگراد نیز به افتخار او لنینگراد نام گرفت.
پس از کشمکش بر سر جانشینی لنین، یوسف استالین، از دیگر انقلابیون، رهبری اتحاد جماهیر شوروی را به دست گرفت.
منبع: www.history.com

