به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، یکی از اختلاف‌های اعتقادی مهم میان مسلمانان، یهودیان و مسیحیان در صدر اسلام، به انتساب حضرت ابراهیم(ع) و پیامبران پیشین به آیین یهودیت یا مسیحیت بازمی‌گشت. هر یک از این گروه‌ها تلاش می‌کردند حقانیت و هدایت الهی را در انحصار آیین خود بدانند؛ اما قرآن با طرح این موضوع در آیات ۱۳۵ تا ۱۴۱ سوره بقره، معیار دیگری برای شناخت دین حق معرفی می‌کند.

بنابر روایت فارس، بر اساس این آیات، حضرت ابراهیم(ع) نه یهودی بود و نه مسیحی؛ بلکه پیامبری موحد بود که با اخلاص کامل در برابر خداوند تسلیم شد. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان نیز با بررسی این آیات، بر این نکته تأکید می‌کند که حقیقت دین به نام‌ها، عناوین و وابستگی‌های قومی محدود نمی‌شود، بلکه اساس آن توحید، تسلیم در برابر خداوند و پذیرش همه پیامبران الهی است.

 آیا بهشت فقط برای یهودیان و مسیحیان است؟

قرآن در آیه ۱۳۵ سوره بقره، به ادعای انحصارطلبانه اهل کتاب اشاره می‌کند؛ ادعایی که بر اساس آن، یهودیان پیروی از آیین خود و مسیحیان پیروی از آیین خویش را شرط هدایت می‌دانستند.

بهشت ارث پدری هیچ قوم و مذهبی نیست؛ قرآن چه کسانی را شایسته رستگاری می‌داند؟

آیه می‌فرماید:

«وَقَالُوا کُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَیٰ تَهْتَدُوا»

یعنی گفتند: یهودی یا مسیحی شوید تا هدایت یابید.

پاسخ قرآن به این ادعا روشن است:

«بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا»

بلکه از آیین ابراهیم پیروی کنید؛ آیینی که بر توحید و روی‌گردانی از شرک استوار بود.

علامه طباطبایی در المیزان، حنیف بودن حضرت ابراهیم(ع) را به معنای گرایش خالصانه به حق و دوری از باطل می‌داند. بنابراین، حقیقت دعوت ابراهیم(ع) را نمی‌توان در چارچوب دسته‌بندی‌های مذهبی متأخر محدود کرد. او قرن‌ها پیش از شکل‌گیری یهودیت و مسیحیت می‌زیست و اساس دعوتش بندگی خداوند و مبارزه با شرک بود.

چرا مسلمانان باید به همه پیامبران ایمان داشته باشند؟

در آیه ۱۳۶ سوره بقره، قرآن اصول اعتقادی مسلمانان را بیان می‌کند و آنان را به اعلام ایمان به خداوند، قرآن و پیامبران پیشین فرامی‌خواند:

«قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَیْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَیٰ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ...»

در این آیه، ایمان به خداوند و کتاب‌های آسمانی در کنار ایمان به پیامبران الهی قرار گرفته است. یکی از نکات مهم آن، تأکید بر این اصل است که مسلمانان میان پیامبران خدا تفاوتی نمی‌گذارند و رسالت هیچ‌یک را انکار نمی‌کنند.

از نگاه علامه طباطبایی، این آیه نشان‌دهنده وحدت حقیقت دعوت پیامبران است. همه آنان از سوی یک خداوند مبعوث شده‌اند و مردم را به توحید و تسلیم در برابر پروردگار دعوت کرده‌اند. بنابراین، پذیرش برخی پیامبران و انکار برخی دیگر با حقیقت یکپارچه دین الهی سازگار نیست.

 قرآن اختلاف مذهبی را نتیجه چه چیزی می‌داند؟

آیه ۱۳۷ سوره بقره، معیار هدایت را پذیرش حقیقت وحیانی معرفی می‌کند:

«فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِی شِقَاقٍ»

یعنی اگر آنان نیز به آنچه شما ایمان آورده‌اید ایمان بیاورند، هدایت یافته‌اند و اگر روی‌گردان شوند، در مسیر اختلاف و دشمنی قرار گرفته‌اند.

در تفسیر المیزان، معیار هدایت نه وابستگی به یک قوم و مذهب خاص، بلکه پذیرش حقیقتی است که از سوی خداوند نازل شده است. بر همین اساس، اختلاف اهل کتاب با مسلمانان زمانی معنا پیدا می‌کند که از حقیقت مشترک دعوت پیامبران فاصله بگیرند و به جای پذیرش حق، بر تعصب و جدایی پافشاری کنند.

«صبغة الله» چیست و هویت واقعی انسان چگونه شکل می‌گیرد؟

یکی از تعبیرهای قابل تأمل این بخش از قرآن، در آیه ۱۳۸ سوره بقره آمده است:

«صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً»

«صبغه» در لغت به معنای رنگ و رنگ‌آمیزی است. علامه طباطبایی در المیزان، این تعبیر را به ایمان و دین الهی مرتبط می‌داند؛ یعنی ایمانی که وجود انسان را با توحید و بندگی خداوند شکل می‌دهد.

قرآن در برابر رنگ‌ها و هویت‌های ساختگی مبتنی بر تعصب قومی و مذهبی، از رنگ الهی سخن می‌گوید؛ رنگی که اساس آن ایمان، اخلاص و بندگی است، نه انتساب به یک گروه خاص.

آیه در ادامه می‌فرماید:

«وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ»

یعنی ما تنها او را عبادت می‌کنیم.

این تعبیر نشان می‌دهد که هویت حقیقی انسان در بندگی خداوند شکل می‌گیرد، نه در افتخار به نام‌ها و وابستگی‌های ظاهری.

بهشت ارث پدری هیچ قوم و مذهبی نیست؛ قرآن چه کسانی را شایسته رستگاری می‌داند؟

 آیا خداوند متعلق به قوم یا مذهب خاصی است؟

قرآن در آیه ۱۳۹ سوره بقره، بار دیگر ادعای انحصارطلبانه اهل کتاب را به چالش می‌کشد و می‌فرماید:

«أَتُحَاجُّونَنَا فِی اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّکُمْ»

آیا درباره خداوند با ما مجادله می‌کنید، در حالی که او پروردگار ما و شماست؟

این آیه یادآوری می‌کند که خداوند پروردگار همه انسان‌هاست و هیچ قوم یا گروهی نمی‌تواند خود را مالک انحصاری حقیقت بداند.

قرآن در ادامه می‌فرماید:

«وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ»

اعمال ما برای خودمان و اعمال شما برای خودتان است و ما در بندگی او اخلاص داریم.

از نگاه علامه طباطبایی، وقتی پروردگار همه انسان‌ها یکی است، هر فرد باید بر اساس اعمال و میزان اخلاص خود سنجیده شود. بنابراین، ادعای نزدیکی به خداوند بدون ایمان و عمل شایسته، نمی‌تواند ملاک برتری معنوی باشد.

چرا قرآن می‌پرسد: شما داناترید یا خداوند؟

در آیه ۱۴۰ سوره بقره، قرآن به یکی دیگر از ادعاهای یهودیان و مسیحیان پاسخ می‌دهد. آنان می‌کوشیدند حضرت ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یعقوب و فرزندان یعقوب را به آیین یهودیت یا مسیحیت منتسب کنند.

قرآن در پاسخ می‌پرسد:

«أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ»

آیا شما داناترید یا خداوند؟

این پرسش، ادعای کسانی را به چالش می‌کشد که پیامبران پیشین را پیرو آیین‌هایی معرفی می‌کردند که قرن‌ها پس از آنان شکل گرفته بودند.

علامه طباطبایی با توجه به تقدم زمانی حضرت ابراهیم(ع) بر نزول تورات و انجیل، چنین انتسابی را بی‌اساس می‌داند. قرآن همچنین کتمان حقیقت را نوعی ستم معرفی می‌کند و می‌فرماید:

«وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ کَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ»

چه کسی ستمکارتر از آن کسی است که شهادتی را که از جانب خدا نزد اوست، پنهان کند؟

از این منظر، اختلاف با مسلمانان تنها یک بحث تاریخی نیست، بلکه پنهان کردن حقیقت و چشم‌پوشی از آگاهی‌های الهی نیز مورد نکوهش قرار می‌گیرد.

 آیا افتخار به پیامبران گذشته برای رسیدن به بهشت کافی است؟

آخرین آیه این بخش، با یادآوری مسئولیت فردی انسان، به مجادلات مربوط به انتساب‌های قومی و مذهبی پایان می‌دهد:

«تِلْکَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَلَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ»

آن امت، گروهی بودند که دورانشان سپری شده است؛ دستاورد اعمالشان برای خودشان و دستاورد اعمال شما نیز برای خودتان است.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان تأکید می‌کند که مجادله بی‌حاصل درباره انتساب پیامبران گذشته، سودی برای انسان ندارد. شناخت زندگی پیامبران و آموختن از فضایل و رسالت آنان ارزشمند است، اما صرف افتخار به وابستگی به یک پیامبر یا قوم، موجب نجات و رستگاری نمی‌شود.

هر انسانی مسئول ایمان و اعمال خویش است و نمی‌تواند تنها با تکیه بر پیشینه مذهبی یا انتساب خانوادگی، خود را شایسته سعادت بداند.

پیام اصلی آیات ۱۳۵ تا ۱۴۱ سوره بقره چیست؟

مجموع این آیات یک حقیقت اساسی را بیان می‌کند: دین الهی در اصل خود بر توحید و تسلیم در برابر خداوند استوار است و هیچ قوم یا مذهبی مالک انحصاری هدایت نیست.

قرآن با رد ادعاهای انحصارطلبانه، حضرت ابراهیم(ع) را الگوی ایمان خالصانه معرفی می‌کند و یادآور می‌شود که معیار واقعی رستگاری، ایمان به خداوند، پذیرش پیامبران الهی، اخلاص در بندگی و عمل صالح است.

به بیان دیگر، بهشت ارث پدری هیچ قوم و مذهبی نیست؛ سعادت حقیقی از مسیر ایمان و عمل شایسته به دست می‌آید، نه از راه تعصب، ادعا و افتخار به پیشینه تاریخی.

تلاوت آیات ۱۳۵ تا ۱۴۱ سوره بقره، واقع در صفحه ۲۱ قرآن کریم، را ببینید و بشنوید.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین