به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین برای شناخت جایگاه رهبری باید این اختیارات را در کنار اصول دیگری از قانون اساسی بررسی کرد: اصل ۱۰۷ دربارهٔ انتخاب رهبر، اصل ۱۰۹ دربارهٔ شرایط تصدی این مقام و اصل ۱۱۱ دربارهٔ از دسترفتن شرایط، ناتوانی در انجام وظایف یا انتخاب رهبر جدید. همچنین باید میان اختیارهای قانونی رهبری، سازوکار اجرای آنها و مسئولیت سایر نهادهای حکومتی تفاوت گذاشت.
جایگاه رهبری در ساختار سیاسی ایران
در ساختار کنونی قانون اساسی، رهبر از سوی مجلس خبرگان رهبری انتخاب میشود. اصل ۱۰۷ این مسئولیت را بر عهدهٔ خبرگان منتخب مردم گذاشته است. خبرگان شرایط و ویژگیهای لازم را بررسی میکنند و فرد واجد شرایط را برای این جایگاه برمیگزینند.
اصل ۱۰۹ شرایط رهبری را مشخص میکند: صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه، عدالت و تقوای لازم برای رهبری و برخورداری از بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی.
بنابراین، رهبری در جمهوری اسلامی جایگاهی قانونی با اختیارات معین دارد. حدود این اختیارات را باید بر اساس قانون اساسی و اصول مرتبط با آن شناخت.
اصل ۱۱۰ قانون اساسی چه اختیاراتی را برمیشمارد؟
اصل ۱۱۰ مهمترین مرجع برای شناخت وظایف و اختیارات رهبر است. این اصل مسئولیتهایی در حوزهٔ سیاستگذاری کلان، نیروهای مسلح، انتصاب برخی مقامات، روابط میان قوا و تصمیمهای مهم حکومتی برمیشمارد:
- تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران، پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام؛
- نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام؛
- صدور فرمان همهپرسی؛
- فرماندهی کل نیروهای مسلح؛
- اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها؛
- انتصاب، عزل یا پذیرش استعفای مقامات مشخص؛
- حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سهگانه؛
- حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیستند، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام؛
- امضای حکم ریاستجمهوری پس از انتخاب مردم؛
- عزل رئیسجمهور در شرایط مقرر در قانون اساسی؛
- عفو یا تخفیف مجازات محکومان، در حدود موازین اسلامی و پس از پیشنهاد رئیس قوهٔ قضاییه.
در پایان اصل ۱۱۰ نیز پیشبینی شده است که رهبر میتواند برخی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.
مهمترین وظایف و اختیارات رهبری
۱. تعیین سیاستهای کلی نظام
بر اساس بند نخست اصل ۱۱۰، رهبر سیاستهای کلی نظام را پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین میکند. این سیاستها جهتگیریهای کلان کشور را در حوزههایی مانند اقتصاد، علم و فناوری، فرهنگ، آموزش، محیط زیست و امنیت مشخص میکنند.
سیاست کلی با قانون یا تصمیم اجرایی روزمره یکسان نیست. سیاستهای کلان چارچوبی برای تصمیمگیریهای بعدی فراهم میکنند؛ اما تصویب قوانین، تنظیم برنامههای اجرایی و اجرای آنها بر عهدهٔ نهادهای مسئول در هر حوزه است.
۲. نظارت بر اجرای سیاستهای کلی
بند دوم اصل ۱۱۰، نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی را از وظایف رهبر میداند. این نظارت به بررسی میزان انطباق تصمیمها و عملکرد دستگاهها با جهتگیریهای کلان مربوط است.
نظارت بر اجرای سیاستهای کلی را نباید با ادارهٔ مستقیم همهٔ وزارتخانهها و دستگاههای دولتی یکی دانست. ادارهٔ روزمرهٔ این نهادها در چارچوب مسئولیتهای قانونی خودشان انجام میشود.
۳. فرمان همهپرسی
بند سوم اصل ۱۱۰، صدور فرمان همهپرسی را از اختیارات رهبر برمیشمارد. اصل ۵۹ قانون اساسی نیز مراجعه به آرای عمومی را در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پیشبینی کرده است. بر اساس این اصل، اعمال این شیوه مستلزم تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس شورای اسلامی است.
بنابراین، بررسی سازوکار همهپرسی در ایران به توجه همزمان به اصول ۵۹ و ۱۱۰ نیاز دارد: اصل ۱۱۰ اختیار صدور فرمان همهپرسی را بیان میکند و اصل ۵۹ شرایط مراجعه به آرای عمومی در موضوعات موردنظر خود را توضیح میدهد.
۴. فرماندهی کل نیروهای مسلح
بند چهارم اصل ۱۱۰، فرماندهی کل نیروهای مسلح را بر عهدهٔ رهبر قرار میدهد. این مسئولیت ناظر بر جایگاه فرماندهی عالی است و باید از وظایف اجرایی و عملیاتی فرماندهان در سطوح مختلف تفکیک شود.
بند ششم اصل ۱۱۰ نیز انتصاب، عزل یا پذیرش استعفای برخی فرماندهان عالی نظامی و انتظامی را در شمار اختیارات رهبر قرار داده است. این اختیارات با ساختار دفاعی و امنیتی کشور ارتباط دارند.
۵. اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها
بر اساس بند پنجم اصل ۱۱۰، اعلام جنگ و صلح و بسیج نیروها از اختیارات رهبر است. این تصمیمها از موضوعات کلان امنیتی و دفاعیاند و میتوانند افزون بر نیروهای مسلح، بر روابط خارجی، اقتصاد، زندگی اجتماعی و امنیت عمومی نیز اثر بگذارند.
باید میان اختیار قانونی تصمیمگیری و مراحل اجرایی آن تفاوت گذاشت. اجرای تصمیمهای دفاعی در ساختاری متشکل از نهادهای نظامی، امنیتی و اجرایی و مطابق مقررات مربوط انجام میشود.
۶. انتصاب و عزل برخی مقامات عالیرتبه
بند ششم اصل ۱۱۰ اختیار انتصاب، عزل یا پذیرش استعفای مقامات مشخصی را به رهبر میدهد. این افراد عبارتاند از:
- فقهای شورای نگهبان؛
- رئیس قوهٔ قضاییه؛
- رئیس سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران؛
- رئیس ستاد کل نیروهای مسلح؛
- فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛
- فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.
این فهرست نشان میدهد که اختیار انتصابی رهبر به برخی سمتهای معین در ساختار قضایی، رسانهای و نظامی مربوط است. همهٔ مسئولان کشور از این مسیر تعیین نمیشوند؛ برای مثال، رئیسجمهور، نمایندگان مجلس و اعضای شوراهای شهر و روستا از طریق انتخابات و سازوکارهای قانونی مربوط به خود انتخاب میشوند.
۷. تنظیم روابط قوای سهگانه و حل اختلاف میان آنها
بند هفتم اصل ۱۱۰، حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سهگانه را از وظایف رهبر میداند. این قوا عبارتاند از قوهٔ مقننه، قوهٔ مجریه و قوهٔ قضاییه که هرکدام در چارچوب قانون اساسی وظایف مشخصی دارند.
تفکیک وظایف به معنای بینیازی قوا از تعامل نیست. گاهی اختلافهایی دربارهٔ حدود اختیارات یا نحوهٔ اجرای قوانین پیش میآید. اصل ۱۱۰ برای تنظیم روابط و حل اختلاف میان قوا مبنای قانونی فراهم میکند؛ هرچند هر اختلاف اداری یا حقوقی میان دستگاهها لزوماً در همین سطح قرار نمیگیرد.
۸. حل معضلات نظام از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام
بند هشتم اصل ۱۱۰ به رهبر اختیار میدهد معضلات نظام را که از راههای عادی قابل حل نیستند، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام حل کند. این اختیار باید در چارچوب وظایف و مقررات مربوط به مجمع اعمال شود.
مجمع تشخیص مصلحت نظام وظایف دیگری نیز دارد؛ از جمله بررسی موارد اختلافی میان مجلس و شورای نگهبان در شرایط مقرر قانونی و مشورت در موضوعاتی که رهبر به آن ارجاع میدهد. این نقش به معنای جایگزینشدن مجمع با همهٔ نهادهای قانونگذاری یا اجرایی نیست.
۹. امضای حکم ریاستجمهوری
بند نهم اصل ۱۱۰، امضای حکم ریاستجمهوری پس از انتخاب مردم را از وظایف رهبر میداند. در همین بند آمده است که صلاحیت داوطلبان ریاستجمهوری باید پیش از انتخابات به تأیید شورای نگهبان برسد.
در نتیجه، فرایند آغاز مسئولیت ریاستجمهوری شامل مراحل قانونی مختلفی است: بررسی صلاحیت داوطلبان، برگزاری انتخابات و امضای حکم ریاستجمهوری.
۱۰. عزل رئیسجمهور در شرایط مقرر قانونی
اختیار عزل رئیسجمهور نامحدود نیست و اصل ۱۱۰ آن را به شرایط مشخصی پیوند داده است. این اختیار با رعایت مصالح کشور و پس از تحقق یکی از دو وضعیت زیر قابل اعمال است:
- دیوان عالی کشور حکم به تخلف رئیسجمهور از وظایف قانونی بدهد؛
- مجلس شورای اسلامی بر اساس اصل ۸۹ به عدم کفایت سیاسی رئیسجمهور رأی دهد.
بنابراین، قانون اساسی عزل رئیسجمهور را به تشخیص شخصی و بدون پیششرط واگذار نکرده است. برای فهم این سازوکار باید بند دهم اصل ۱۱۰ را در کنار اصل ۸۹ بررسی کرد.
۱۱. عفو یا تخفیف مجازات محکومان
بند یازدهم اصل ۱۱۰، عفو یا تخفیف مجازات محکومان را در حدود موازین اسلامی و پس از پیشنهاد رئیس قوهٔ قضاییه، از اختیارات رهبر میداند.
عفو و تخفیف مجازات دو مفهوم مرتبط اما متفاوتاند: عفو به بخشودگی تمام یا بخشی از مجازات مربوط میشود و تخفیف به کاهش مجازات تعیینشده اشاره دارد. اعمال این اختیار باید در چارچوب شرایط و مقررات قانونی انجام شود.
انتخاب رهبر و شرایط تصدی این مقام
اصل ۱۰۷ انتخاب رهبر را بر عهدهٔ مجلس خبرگان رهبری گذاشته است. اصل ۱۰۹ نیز سه دسته شرط اصلی را برای تصدی این جایگاه تعیین میکند:
- صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه؛
- عدالت و تقوای لازم برای رهبری؛
- بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی.
این شرایط، هم ویژگیهای علمی و اخلاقی و هم تواناییهای مدیریتی و سیاسی را در بر میگیرند.
استمرار شرایط رهبری و اصل ۱۱۱
اصل ۱۱۱ به وضعیتهایی میپردازد که ممکن است بر ادامهٔ تصدی این مقام اثر بگذارند. اگر رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و ۱۰۹ را از دست بدهد، یا روشن شود که از ابتدا فاقد برخی از این شرایط بوده است، از مقام خود برکنار میشود. تشخیص این موضوع بر عهدهٔ مجلس خبرگان رهبری است.
در صورت فوت، کنارهگیری یا عزل رهبر نیز مجلس خبرگان باید در اسرع وقت رهبر جدید را تعیین و معرفی کند. اصل ۱۱۱ برای فاصلهٔ زمانی تا انتخاب رهبر جدید، سازوکار موقت پیشبینی کرده است.
همچنین اصل ۱۰۷ تصریح میکند که رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.
جمعبندی
وظایف و اختیارات رهبر جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در اصل ۱۱۰ قانون اساسی، حوزههایی مانند سیاستگذاری کلان، نظارت بر اجرای سیاستها، فرماندهی نیروهای مسلح، انتصاب برخی مقامات، تنظیم روابط قوای سهگانه و تصمیمگیری دربارهٔ برخی موضوعات مهم حکومتی را در بر میگیرد.
اصول ۱۰۷ و ۱۰۹ شیوهٔ انتخاب رهبر و شرایط تصدی این مقام را مشخص میکنند و اصل ۱۱۱ به استمرار شرایط، برکناری در موارد مقرر و تعیین رهبر جدید میپردازد. برای بررسی دقیق جایگاه رهبری باید میان اختیارات تصریحشده در قانون اساسی، سازوکار اعمال آنها و مسئولیت سایر نهادهای حکومتی تفاوت گذاشت.

