یکی از این یادگارهای ارزشمند، کلیسای کهن ننه مریم در شهر تاریخی ارومیه است؛ عبادتگاهی که در حافظه تاریخی و مذهبی مسیحیان آشوری جایگاهی ممتاز دارد و از کهن‌ترین کلیساهای ایران و از نشانه‌های دیرپای حضور مسیحیت در این سرزمین به شمار می‌رود.

درباره پیشینه این کلیسا، روایت‌های تاریخی و مذهبی گوناگونی نقل شده است. بر پایه برخی از این روایت‌ها، بنای نخستین آن آتشکده‌ای متعلق به پیروان آیین زرتشت بوده که در روزگاران آغازین گسترش مسیحیت، به عبادتگاهی مسیحی تبدیل شده است.

در روایتی دیگر آمده است که سه تن از موبدان زرتشتی، پس از مشاهده ستاره‌ای که آن را نشانه میلاد حضرت عیسی مسیح (ع) می‌دانستند، راهی بیت‌لحم شدند و پس از بازگشت، این مکان را به پرستشگاه مسیحیان تبدیل کردند.

اگرچه اثبات تاریخی تمامی جزئیات این روایت‌ها نیازمند پژوهش‌های مستند است، بی‌تردید این کلیسای کهن از یادگارهای ارزشمند تاریخ مسیحیت در ایران و نشانه‌ای از حضور دیرینه پیروان ادیان گوناگون در این سرزمین است.

دیداری که به خاطره‌ای معنوی تبدیل شد

در روز جمعه، ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴ میلادی، برابر با ۶ مهرماه ۱۴۰۳ خورشیدی، در جریان سفری به شهر تاریخی و زیبای ارومیه، فرصتی فراهم آمد تا با هماهنگی پیشین، قدم به این عبادتگاه کهن بگذارم.

از دیرباز، تاریخ ادیان الهی و چگونگی روابط و تعاملات پیروان آن‌ها برای اینجانب موضوعی درخور توجه بوده است. همواره بر این باور بوده‌ام که شناخت باورهای دینی دیگران و احترام به مقدسات آنان، نه‌تنها از ارزش و استحکام اعتقادات انسان نمی‌کاهد، بلکه می‌تواند زمینه‌ساز تفاهم، دوستی و شناخت عمیق‌تر مشترکات معنوی باشد.

ازاین‌رو، حضور در کلیسای ننه مریم برای من صرفاً بازدید از یک بنای تاریخی نبود؛ بلکه فرصتی ارزشمند برای آشنایی نزدیک‌تر با میراث معنوی مسیحیان آشوری و تأمل در پیوندهای دیرینه اسلام و مسیحیت به شمار می‌رفت.

در سایه مریم مقدس؛ روایتی از حضور در کلیسای کهن ننه مریم ارومیه

در بدو ورود، جناب کشیش عزیزیان با گرمی و محبتی شایسته از اینجانب استقبال کردند؛ استقبالی که از همان آغاز، فضایی آکنده از صمیمیت و احترام متقابل پدید آورد.

ساعتی را در این مکان مقدس سپری کردم و از بخش‌های گوناگون کلیسا، مقابر برخی از بزرگان مسیحی و نیز قسمت‌هایی که به پیشینه آتشکده کهن آن نسبت داده می‌شود، دیدن کردم.

سادگی معماری، سنگ‌های کهن، طاق‌های تاریخی و فضای آرام عبادتگاه، هر یک حکایت از گذشت روزگارانی طولانی داشتند.

در آن لحظات، چنین احساس می‌کردم که تاریخ، از لابه‌لای سنگ‌ها و دیوارهای این مکان با انسان سخن می‌گوید؛ تاریخی که در آن، نسل‌هایی از مؤمنان با زبان‌ها و آیین‌های گوناگون، دل به پروردگار سپرده و در جست‌وجوی آرامش معنوی بوده‌اند.

سوره مریم؛ هدیه‌ای قرآنی در خانه‌ای به نام مریم

اما آنچه این دیدار را در خاطرم ماندگارتر ساخت، لحظه‌ای بود که هدیه‌ای معنوی را به رسم دوستی، احترام و پیوند دینی، به جناب کشیش عزیزیان تقدیم کردم.

این هدیه، سوره مبارکه مریم از قرآن کریم، همراه با ترجمه آن به دو زبان بود.

انتخاب این هدیه برای من معنایی ویژه داشت.

در عبادتگاهی حضور یافته بودم که نامش با نام حضرت مریم مقدس پیوند خورده است؛ همان بانوی پاکدامن و برگزیده الهی که در قرآن کریم با نهایت عظمت و احترام از او یاد شده و سوره‌ای مستقل به نام مبارکش اختصاص یافته است.

چه پیوند زیبا و پرمعنایی!

در کلیسایی که نام مریم را بر خود دارد، سوره‌ای از قرآن را تقدیم می‌کردم که نام همان بانوی آسمانی را بر تارک خویش نشانده است.

حضرت مریم (س)، در باور مسلمانان و مسیحیان، شخصیتی مقدس و برخوردار از منزلتی والاست؛ بانویی که پاکدامنی، ایمان، بندگی و تسلیم در برابر اراده الهی، از برجسته‌ترین ویژگی‌های او به شمار می‌رود.

قرآن کریم در وصف مقام والای آن حضرت می‌فرماید:

«وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَیٰ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ»

«و آنگاه که فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزیده و پاکیزه گردانیده و بر زنان جهانیان برتری بخشیده است.»

سوره آل‌عمران، آیه ۴۲

این آیه شریفه، به‌روشنی بیانگر جایگاه بلند حضرت مریم در فرهنگ قرآنی و اعتقادات اسلامی است.

از همین منظر، اهدای سوره مبارکه مریم به یک روحانی مسیحی، برای اینجانب تنها تقدیم یک اثر مذهبی نبود؛ بلکه نمادی از احترام اسلام به حضرت مریم و حضرت عیسی مسیح (ع) و جلوه‌ای از مشترکات معنوی میان دو دین بزرگ الهی به شمار می‌رفت.

گفت‌وگویی از سر محبت و احترام

در جریان این دیدار، فرصتی فراهم آمد تا با جناب کشیش عزیزیان درباره نزدیکی ادیان الهی و ضرورت گسترش روابط دوستانه میان پیروان آن‌ها سخن بگویم.

در این گفت‌وگو، بر این نکته تأکید کردم که اسلام و مسیحیت، با وجود تفاوت‌های اعتقادی و الهیاتی، در بسیاری از ارزش‌های بنیادین اخلاقی و معنوی با یکدیگر اشتراک دارند.

باور به خداوند، احترام به پیامبران، دعوت به پاکدامنی، مهرورزی، نیکوکاری، یاری‌رساندن به نیازمندان و پاسداشت کرامت انسان، از جمله ارزش‌هایی هستند که می‌توانند زمینه‌ساز گفت‌وگو و همکاری میان پیروان ادیان باشند.

به باور اینجانب، گفت‌وگوی ادیان به معنای چشم‌پوشی از اعتقادات یا نادیده‌گرفتن تفاوت‌های دینی نیست؛ بلکه فرصتی است تا انسان‌ها، در عین وفاداری به باورهای خویش، یکدیگر را بهتر بشناسند و به مقدسات و ارزش‌های هم احترام بگذارند.
در سایه مریم مقدس؛ روایتی از حضور در کلیسای کهن ننه مریم ارومیه

احترام به عقیده دیگری، به معنای دست‌برداشتن از عقیده خویش نیست؛ بلکه نشانه بلوغ فکری، وسعت نظر و پایبندی به کرامت انسانی است.

در ادامه، به یکی از ویژگی‌های تاریخی و فرهنگی ایران اشاره کردم و یادآور شدم که این سرزمین، از دیرباز محل زندگی پیروان ادیان و مذاهب گوناگون بوده است.

مسلمانان، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان، در دوره‌های مختلف تاریخی، در شهرهای ایران حضور داشته و در بسیاری از مناطق، در کنار یکدیگر زندگی کرده‌اند.

از جمله در تهران، پایتخت کشورمان، می‌توان جلوه‌هایی کم‌نظیر از این همجواری را مشاهده کرد؛ جایی که مسجد، کلیسا، کنیسه و آتشکده، گاه در یک خیابان یا در فاصله‌ای اندک از یکدیگر قرار گرفته‌اند.

این همجواری تاریخی، به باور من، سرمایه‌ای فرهنگی و معنوی است که باید آن را پاس داشت و برای تبدیل آن به همزیستی عمیق‌تر، شناخت متقابل و احترام عملی به حقوق پیروان همه ادیان کوشید.

زیرا نزدیکی عبادتگاه‌ها، آنگاه معنای حقیقی و والای خود را می‌یابد که با نزدیکی دل‌ها و احترام به انسان‌ها همراه باشد.

پیام قرآن؛ دعوت به مشترکات، نه دشمنی و جدایی

در این دیدار، اندیشه‌ام بیش از پیش متوجه یکی از آموزه‌های ارزشمند قرآن کریم شد؛ آموزه‌ای که اهل کتاب را به گفت‌وگو و توجه به مشترکات فرا می‌خواند:

«قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَیٰ کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ»

«بگو: ای اهل کتاب! بیایید به سوی سخنی مشترک میان ما و شما.»

سوره آل‌عمران، آیه ۶۴

این دعوت قرآنی، دربردارنده پیامی ژرف است؛ پیامی که نشان می‌دهد گفت‌وگو با پیروان دیگر ادیان می‌تواند از نقاط مشترک آغاز شود، بی‌آنکه تفاوت‌های اعتقادی انکار یا پنهان گردند.
 

در جهانی که گاه تعصبات کور، سوءتفاهم‌های تاریخی و بهره‌برداری‌های نادرست از احساسات مذهبی، زمینه‌ساز اختلاف و دشمنی میان انسان‌ها می‌شوند، چنین دیدارهایی می‌توانند هرچند در مقیاسی کوچک، گامی در مسیر تفاهم و دوستی باشند.

من بر این باورم که پیروان ادیان الهی، بیش از آنکه نیازمند اثبات برتری خویش از راه تحقیر دیگران باشند، نیازمند شناخت عمیق‌تر یکدیگر و تلاش مشترک برای گسترش فضایل اخلاقی و کرامت انسانی‌اند.

دین، آنگاه جلوه‌ای زیباتر در زندگی اجتماعی می‌یابد که ایمان به خداوند، با محبت به بندگان او همراه باشد.

خاطره‌ای از ارومیه که در دل ماند

هنگامی که دیدار از کلیسای ننه مریم به پایان رسید، احساس می‌کردم که این حضور کوتاه، تجربه‌ای فراتر از یک بازدید تاریخی برایم به ارمغان آورده است.

در آن عبادتگاه کهن، با یکی از جلوه‌های دیرپای ایمان مسیحیان آشوری آشنا شده بودم؛ از نزدیک با میراث تاریخی و مذهبی آنان روبه‌رو شده و در فضایی آکنده از احترام، با یکی از روحانیان مسیحی به گفت‌وگو نشسته بودم.

اما آنچه بیش از همه در ذهنم نقش بست، پیوند زیبایی بود که میان نام حضرت مریم، فضای معنوی کلیسا و هدیه قرآنی آن روز احساس می‌کردم.

به‌راستی، چه زیباست که نام بانویی مقدس، پس از گذشت قرن‌ها، همچنان می‌تواند زمینه‌ساز محبت و گفت‌وگو میان پیروان دو دین بزرگ الهی باشد.

آن روز، سوره مبارکه مریم را در کلیسای ننه مریم به یادگار نهادم؛ اما خود، یادگاری معنوی از آن مکان با خویش آوردم: خاطره احترام، صمیمیت و این باور که می‌توان با حفظ اعتقادات خویش، به باورهای دیگران نیز حرمت نهاد.

از نگاه من، ارزش چنین دیدارهایی تنها در ثبت عکس‌ها و خاطرات یا آشنایی با آثار تاریخی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه اهمیت آن‌ها در پیامی است که می‌توانند برای جامعه انسانی به همراه داشته باشند.
 

پیامی ساده، اما عمیق:

برای نزدیک‌شدن به یکدیگر، ضرورتی ندارد که همه یکسان بیندیشیم؛ کافی است بیاموزیم که در عین تفاوت، حرمت یکدیگر را پاس بداریم.

و چه نیکوست که این پیام، در سایه نام حضرت مریم مقدس، از یکی از کهن‌ترین عبادتگاه‌های مسیحیان ایران به گوش جان برسد.

امید آنکه پیروان همه ادیان الهی، با بهره‌گیری از میراث معنوی پیامبران و آموزه‌های اخلاقی ادیان خویش، در راه گسترش صلح، عدالت، محبت و کرامت انسانی گام بردارند.

باشد که مسجد و کلیسا و کنیسه و آتشکده، در کنار حفظ هویت و قداست ویژه خویش، همواره یادآور این حقیقت باشند که احترام به انسان و پاسداشت حرمت باورهای او، از زیباترین جلوه‌های تمدن و فرهنگ بشری است.

و سرانجام، از آن دیدار معنوی، این اندیشه در خاطرم ماندگار شد:

**«راه رسیدن دل‌ها به یکدیگر، از گذرگاه محبت و احترام می‌گذرد؛ و ایمان، آنگاه زیباتر جلوه می‌کند که چراغ مهرورزی را در جان انسان‌ها روشن سازد.»

 

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین