مبلغ – سرویس جامعه: در جهان امروز، روزانه صدها هزار انسان تحصیل‌کرده، آگاه و مسلط به ابزارهای دیجیتال در دام طرح‌های پانزی، پروژه‌های موهوم در دنیای رمزارزها، شرکت‌های هرمی نوظهور و وعده‌های سودهای نجومی گرفتار می‌شوند. وقتی گزارش‌های رسمی پلیس جرایم اقتصادی، نهادهای ناظر مالی بین‌المللی مانند کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا یا پرونده‌های محاکم قضایی در خاورمیانه و اروپا ورق می‌خورد، یک الگوی مشترک و تکرارشونده خودنمایی می‌کند. قربانیان این سازوکارها لزوما افراد بی‌سواد یا ناآشنا با مفاهیم اولیه حسابداری نیستند؛ بلکه در میان آن‌ها پزشکان، مهندسان، مدیران بازنشسته و کارآفرینان باتجربه نیز دیده می‌شوند. این واقعیت تلخ، پرسشی ریشه‌ای را در برابر روان‌شناسان اجتماعی، اقتصاددانان رفتاری و جامعه‌شناسان قرار داده است؛ چه چیزی سبب می‌شود سازوکارهای دفاعی ذهن انسان در برابر وعده‌های واهی به کلی از کار بیفتد و هشدارهای عقلانی خاموش شود؟

دانشمندان علوم رفتاری نظیر دانیل کانمن، برنده نوبل اقتصاد و نویسنده کتاب تفکر، سریع و کند، در بررسی فرآیندهای تصمیم‌گیری مالی نشان می‌دهند که ذهن انسان هنگام مواجهه با وسوسه سودهای خارق‌العاده و نامتعارف، وارد نوعی حالت فلج تحلیلی می‌شود. در این وضعیت، دستگاه شناختی از بررسی دقیق اسناد، اعتبارسنجی تضامین و پرسش درباره نحوه خلق ارزش صرف‌نظر می‌کند، زیرا بخش احساسی مغز پیشاپیش با تصویر ارضای خواسته‌های نامحدود مادی تسخیر شده است. جامعه‌شناسان اقتصادی این پدیده را اضطرار طمع یا ولع مفرط می‌نامند. ولع مالی تنها یک صفت اخلاقی منفی در کتاب‌های پندآموز کهن نیست، بلکه نیرویی عمیقا زیستی و روانی است که زاویه دید فرد را باریک می‌کند و چشم‌انداز تحلیل خطر را مسدود می‌سازد. به بیان دیگر، شیادان مدرن مانند بنیان‌گذاران پلتفرم‌های کلاهبرداری رمزارزی یا پروژه‌های جعلی سرمایه‌گذاری ملکی، فناوری پیچیده‌ای خلق نکرده‌اند؛ سلاح اصلی آن‌ها دستکاری همین ولع لجام‌گسیخته در وجود مخاطب است.

جامعه‌ای که در آن ثروت نه یک وسیله برای تأمین نیازها و استقلال فردی، بلکه یگانه شاخص ارزیابی منزلت، احترام و هویت فرد تلقی شود، مستعدترین فضا برای رشد فریب‌های مالی است. ژان بودریار، فیلسوف فرانسوی، دهه‌ها پیش در نقد جامعه مصرفی یادآور شده بود که در این ساختارها، اشیا و ارقام مالی تبدیل به نشانه‌هایی برای کسب برتری اجتماعی می‌شوند. وقتی عطش تملک نشانه‌ها افزایش می‌یابد، افراد در برابر هر ادعایی که نوید ثروتمند شدن یک‌شبه را بدهد خلع سلاح می‌شوند. این وضعیت در عصر شبکه‌های اجتماعی شدت گرفته است. نمایش مداوم خودروهای لوکس، سفرهای مجلل و درآمدهای هنگفت در پلتفرم‌هایی نظیر اینستاگرام و تیک‌تاک، نوعی احساس عقب‌ماندگی کاذب و بی‌قراری مالی در توده‌ها پدید آورده است. در نتیجه این فشار روانی، آستانه پذیرش ریسک در افراد به شکلی نامتعارف بالا می‌رود و جامعه برای پذیرش وعده‌های فریبکارانه آماده می‌شود.

در نقطه مقابل، فرهنگ مهار آزمندی و بازیابی قناعت و میانه‌روی، نقشی شبیه به یک پادتن در ساختار ایمنی روان جمعی ایفا می‌کند. قناعت به معنای دست کشیدن از کارایی، تنبلی یا رکود اقتصادی نیست، بلکه تعریفی دقیق از مهار احساسات در نظام تصمیم‌گیری است؛ حالتی که در آن، استقلال فکری و عزت نفس انسان بر پایه انباشت بی‌پایان اموال بنا نمی‌شود. فردی که ولع کور را مهار کرده و به تعادل روانی دست یافته است، هر پیشنهادی را که خلاف منطق بنیادین ارزش‌آفرینی باشد، بی‌درنگ پس می‌زند. او درک می‌کند که سودهای غیرواقعی همواره هزینه‌های فاجعه‌بار پنهانی دارند که در قالب نقض حقوق دیگران یا سرقت آشکار ظاهر می‌شوند. به همین دلیل، جامعه‌ای که ارزش‌های درونی، اخلاقی و انسانی را محور قضاوت خود قرار می‌دهد، کمترین هزینه را برای پیشگیری از ناهنجاری‌های مالی متحمل خواهد شد.

این سازوکار روانی و اجتماعی که تحلیلگران امروز پس از سال‌ها پژوهش میدانی در پرونده‌های پانزی به آن رسیده‌اند، یکی از عمیق‌ترین بنیان‌های اخلاقی و معرفتی در سنت دینی شیعه به شمار می‌رود. پیشوایان دین، پیوند مستقیم میان عطش بی‌پایان به دنیا و زوال قدرت تعقل و بردگی روانی را در عالی‌ترین عبارات صورت‌بندی کرده‌اند. آنان به روشنی نشان داده‌اند که طمع، چگونه ذهن را کر و کور می‌سازد و راه فریب خوردن را هموار می‌کند.

امیرالمؤمنین امام علی در سخنان جاودانه خود در نهج‌البلاغه به تشریح نقطه ضعف انسانی در برابر طمع می‌پردازد و بیان می‌کند:

أَکْثَرُ مَصَارِعِ العُقُولِ تَحْتَ بُرُوقِ المَطَامِعِ

بیشترین زمین‌خوردن‌ها و هلاکت‌گاه‌های عقل، در زیر درخشش‌های فریبنده طمع‌ها رخ می‌دهد.

این سخن دقیق، همان فلج تحلیلی است که امروزه اقتصاددانان رفتاری به آن اذعان دارند؛ درخشش یک سود نجومی، چراغ عقل را خاموش می‌کند.

منبع: نهج البلاغة، حکمت شماره ۲۱۹.

در فرازی دیگر، امیرالمؤمنین به رابطه بردگی اراده انسان در برابر عطش مالی اشاره کرده و می‌فرماید:

الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ

طمع، بردگی و اسارت همیشگی است.

انسانی که مهار تمایلات خود را از دست بدهد، تا ابد اسیر وعده‌های دروغین دنیا و شکارچیان فرصت‌طلب خواهد ماند.

منبع: نهج البلاغة، حکمت شماره ۱۸۰.

همچنین امام محمد باقر در تصویری بسیار روشن و تجربی از روان‌شناسی ولع، عطش انسان حریص را به بیماری تشنگی استسقا تشبیه کرده و در کتاب شریف کافی می‌فرماید:

مَثَلُ الْحَرِیصِ عَلَی الدُّنْیَا کَمَثَلِ دُودَةِ الْقَزِّ کُلَّمَا ازْدَادَتْ مِنَ الْقَزِّ عَلَی نَفْسِهَا لَفّاً کَانَ أَبْعَدَ لَهَا مِنَ الْخُرُوجِ حَتَّی تَمُوتَ غَمّاً وَ مَثَلُ الدُّنْیَا کَمَثَلِ مَاءِ الْبَحْرِ کُلَّمَا شَرِبَ مِنْهُ الْعَطْشَانُ ازْدَادَ عَطَشاً حَتَّی یَقْتُلَهُ

حکایت انسان حریص به دنیا، حکایت کرم ابریشم است که هرچه بیشتر بر دور خود می‌تند، راه بیرون آمدنش دورتر می‌شود تا آنکه از اندوه می‌میرد؛ و حکایت دنیا مانند آب دریاست که تشنه هر اندازه از آن بیاشامد، تشنه‌تر می‌شود تا آنکه او را از پای درآورد.

منبع: الکافی، جلد ۲، کتاب الإیمان و الکفر، باب حب الدنیا و الحرص علیها، صفحه ۱۳۴، حدیث ۷، گردآوری ثقة‌الاسلام کلینی، لینک دسترسی در کتابخانه فقاهت: https://lib.eshia.ir/11005/2/134

این معارف اصیل آشکار می‌سازد که ایمن‌سازی جامعه در برابر ناهنجاری‌ها و غارتگری‌های مدرن اقتصادی، صرفا از مسیر افزایش قوانین نظارتی، برخورد پلیسی یا آموزش‌های سطحی بورس و سرمایه‌گذاری محقق نمی‌شود. تا زمانی که بستر فکری و روانی جامعه از ولع، تفاخر مادی و احساس حقارت برآمده از مصرف‌گرایی پاک نشود، اشکال جدید فریب ظهور خواهند کرد. بازگشت به فضیلت کنترل تمایلات، قناعت هوشمندانه و حاکمیت عقل بر احساسات اقتصادی، یگانه سنگر مطمئنی است که می‌تواند انسان و جامعه معاصر را در برابر فریب‌های روزافزون بازارهای مدرن واکسینه کند.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین