مبلغ – سرویس سبک زندگی: وقتی خانوادهای مسلمان در تهران درخت کریسمس تزئین میکند، یک شهروند غیرمسلمان در استرالیا در ضیافت افطار شرکت میکند یا گردشگری غیرهندو در جشن دیوالی چراغی روشن میکند، با چه نوع مواجههای با دین دیگری روبهرو هستیم؟ مشارکت در مناسبتهای دینی دیگران میتواند راهی برای شناخت متقابل و تقویت همزیستی باشد؛ اما گاهی نیز مناسک را از زمینه اعتقادیشان جدا میکند و به تجربهای صرفاً تفریحی و مصرفی فرو میکاهد.
در بسیاری از جوامع چندفرهنگی، مناسبتهای دینی دیگر محدود به پیروان همان دین نیستند. غیرمسیحیان در جشنهای کریسمس شرکت میکنند، غیرمسلمانان به افطارهای ماه رمضان دعوت میشوند و افراد غیرهندو در جشن دیوالی چراغ روشن میکنند. این مشارکتها گاهی از روابط خانوادگی و دوستی سرچشمه میگیرند، گاهی بخشی از سیاستهای همزیستی فرهنگیاند و گاهی نیز با گردشگری، تبلیغات و بازار مناسبتها پیوند میخورند.
اما حضور در جشن دینی دیگری الزاماً به معنای پذیرش اعتقادات آن دین نیست. همانطور که شرکت در یک مراسم فرهنگی لزوماً به معنای تعلق مذهبی نیست، نمیتوان هر نوع مشارکت غیرپیروان را نیز نشانه گفتوگوی بینادیانی دانست. برای فهم این پدیده باید میان شناخت و احترام به سنت دیگری، مشارکت در یک تجربه اجتماعی و تصاحب تجاری یا نمادین مناسک تفاوت گذاشت.
کریسمس؛ جشن مسیحیان یا بخشی از فرهنگ عمومی؟
در ایران، کریسمس نمونه قابلتوجهی از گسترش یک مناسبت دینی در میان افرادی است که الزاماً به مسیحیت تعلق ندارند. در سالهای اخیر، درختهای کریسمس، تزئینات فروشگاهها، کلاههای بابانوئل و مهمانیهای مناسبتی در برخی شهرهای ایران، بهویژه تهران، بیشتر دیده شدهاند. گزارش سال ۲۰۱۱ شبکه PBS از حضور تزئینات و مهمانیهای کریسمسی در تهران و مشارکت خانوادههای غیرمسیحی در این مناسبت خبر میداد. گزارش دیگری از ایراناینترنشنال در دسامبر ۲۰۲۴ نیز از افزایش علاقه برخی شهروندان غیرمسیحی به جشن کریسمس و انتشار تصاویر خرید درخت و تزئینات و برگزاری مهمانیهای مرتبط با آن حکایت داشت.
این مشارکت را نمیتوان صرفاً با گرایش مذهبی توضیح داد. برای بسیاری از افراد، کریسمس با تصویر زمستان، هدیهدادن، دورهمی خانوادگی و فضای بصری خاصی پیوند خورده است. این عناصر بهتدریج از زمینه مسیحی خود فراتر رفته و در فرهنگ عامه جهانی جای گرفتهاند. در نتیجه، ممکن است فردی در جشن کریسمس شرکت کند، بیآنکه در مراسم کلیسا حضور یابد یا اعتقادات مسیحی را بپذیرد.
البته این گسترش همیشه بدون تنش نیست. در دسامبر ۲۰۲۳، تجمع شمار زیادی از جوانان در اطراف کلیسای وانک اصفهان برای جشنگرفتن کریسمس خبرساز شد. طبق گزارش ایراناینترنشنال، بسیاری از حاضران غیرمسیحی بودند و بخشی از آنان از این موضوع اطلاع نداشتند که ارامنه اصفهان کریسمس را در تاریخی متفاوت برگزار میکنند. این اتفاق یک تفاوت مهم را آشکار کرد: ممکن است یک مناسبت برای گروهی از افراد جشنی عمومی و سرگرمکننده باشد، اما برای جامعهای که آن را در چارچوب سنت دینی خود برگزار میکند، حامل معنا و نظم آیینی مشخصی باشد.
رمضان؛ مناسک دینی در فضای عمومی چندفرهنگی
در استرالیا، یکی از شکلهای رایج مشارکت غیرمسلمانان در مناسبتهای دینی، حضور در ضیافتهای افطار است. این دعوتها بهویژه در جوامع مهاجر و شهرهای چندفرهنگی، فرصتی برای آشنایی با تجربه روزهداری و زندگی مسلمانان فراهم میکنند. گزارش شبکه SBS در سال ۲۰۲۱ از افزایش دعوت غیرمسلمانان به مراسم افطار و سحری در استرالیا خبر داد. پژوهشگران مورد اشاره در این گزارش، چنین برنامههایی را زمینهای برای تعامل میانفرهنگی و تقویت انسجام اجتماعی میدانستند؛ هرچند تأکید میکردند که صرف حضور در یک ضیافت برای تحقق گفتوگوی عمیق کافی نیست.
این مشارکت میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد: همسایه غیرمسلمان در افطار خانواده مسلمان شرکت میکند، یک سازمان اجتماعی مراسمی عمومی برگزار میکند یا مدرسهای درباره ماه رمضان و تجربه روزهداری به دانشآموزان توضیح میدهد. در این موارد، افطار از یک وعده غذایی ساده فراتر میرود و به فرصتی برای شناخت تجربه زیسته گروهی دیگر تبدیل میشود.
در اروپا نیز مناسبتهای عمومی رمضان به بخشی از زندگی شهری تبدیل شدهاند. پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در European Journal of Social Psychology منتشر شد، برگزاری برنامههای عمومی رمضان در کپنهاگ را بررسی کرده است. پژوهشگران با مطالعه انگیزه برگزارکنندگان و مصاحبه با آنان نشان دادند که این برنامهها فقط برای مسلمانان طراحی نشدهاند؛ حضور غیرمسلمانان نیز بخشی از هدف برگزارکنندگان بوده است. آنان میخواستند رمضان در فضای عمومی شهر دیده شود و فرصتی برای حمایت اجتماعی و همبستگی میان شهروندان فراهم آورد.
نکته جالب این پژوهش، تغییر برخی عناصر فرهنگی در این برنامههاست. در بعضی مراسم، بهجای استفاده از عناصر سنتی رایج در فرهنگهای اسلامی، از نمادها و خوراکیهای آشناتر برای جامعه دانمارکی استفاده شده بود؛ حتی در یک نمونه، شیرینی سنتی با کیک رایج دانمارکی جایگزین شده بود. این تغییر را میتوان تلاشی برای ایجاد فضایی مشترک میان گروههای فرهنگی دانست؛ اما همزمان این پرسش را مطرح میکند که تا چه اندازه میتوان مناسک را با محیط جدید سازگار کرد، بیآنکه ویژگیهای فرهنگی و دینی آنها کمرنگ شود.
دیوالی؛ از تعلق فرهنگی تا مشارکت فرادینی
دیوالی، جشن نور در سنت هندو، نمونه دیگری از گسترش مناسبتهای دینی به حوزه فرهنگ عمومی است. این جشن با چراغهای روغنی، نورپردازی، دیدوبازدید، هدیهدادن و شیرینیهای ویژه شناخته میشود. در بسیاری از اجتماعات هندی خارج از شبهقاره، دیوالی به فرصتی برای حفظ پیوندهای فرهنگی و گردهمایی خانوادهها تبدیل شده است؛ حتی برای کسانی که خود را چندان مذهبی نمیدانند.
شبکه ABC استرالیا در گزارشی در نوامبر ۲۰۲۳ با عنوان «آیا اگر مذهبی نباشید هم میتوانید دیوالی را جشن بگیرید؟» با شماری از هندیتباران استرالیایی گفتوگو کرد. برخی از مصاحبهشوندگان، از جمله افرادی که خود را غیرمذهبی معرفی میکردند، توضیح داده بودند که دیوالی را برای حفظ ارتباط با فرهنگ خانوادگی و میراث هندی جشن میگیرند. آنها ممکن بود چراغ روشن کنند، شیرینی بخورند و دوستانشان را دعوت کنند، بیآنکه مناسک مذهبی سنتی را اجرا کنند.
این گزارش همچنین به دیدگاه یک پژوهشگر هندی اشاره میکند که دیوالی را جشنی با ابعاد همزمان دینی و فرهنگی میداند. از این منظر، جداکردن کامل دین از فرهنگ در مورد بسیاری از جشنهای هندی دشوار است. بااینحال، همین ویژگی امکان مشارکت افراد با باورهای متفاوت را فراهم میکند.
در اینجا نیز باید میان دو نوع مشارکت تفاوت گذاشت. فردی که به دعوت دوست هندو در مراسم دیوالی شرکت میکند و درباره معنای جشن میآموزد، در حال برقراری ارتباط فرهنگی است. اما شرکتی که صرفاً از چراغها و نمادهای دیوالی برای فروش محصولات خود استفاده میکند، الزاماً در چنین گفتوگویی مشارکت ندارد. یک نماد میتواند همزمان در خدمت ارتباط فرهنگی و تبلیغات تجاری قرار بگیرد؛ اما این دو کارکرد را نباید یکی دانست.
مرز میان قدردانی فرهنگی و تصاحب مناسک
در بحث مشارکت غیرپیروان، اصطلاح Cultural Appropriation یا «تصاحب فرهنگی» اهمیت دارد. این اصطلاح به وضعیتی اشاره میکند که در آن عناصر یک فرهنگ، بهویژه فرهنگ گروهی که از نظر قدرت اجتماعی یا اقتصادی در موقعیت ضعیفتری قرار دارد، از زمینه اصلی خود جدا و توسط گروهی دیگر مورد استفاده قرار میگیرند؛ گاه بدون شناخت کافی، بدون احترام به معنای آن عناصر و بدون توجه به کسانی که حامل آن سنتاند.
بااینحال، هرگونه اقتباس یا مشارکت در فرهنگ دیگری را نمیتوان تصاحب فرهنگی نامید. پژوهشی که آنگلا گراسیا کروز، یوری سئو و دایان اسکاراتابو در سال ۲۰۲۴ در Journal of Consumer Research منتشر کردند، نشان میدهد که مرز میان قدردانی فرهنگی و تصاحب فرهنگی محل مناقشه است. افراد ممکن است مصرف عناصر فرهنگی دیگران را راهی برای بیان هویت و علاقه خود بدانند، در حالی که منتقدان بر پیامدهای اجتماعی، نابرابری قدرت و حذف صاحبان اصلی آن فرهنگ تأکید کنند.
برای تشخیص این دو وضعیت، چند پرسش راهگشاست: آیا مشارکت با دعوت و رضایت جامعه میزبان انجام میشود؟ آیا فرد یا سازمان درباره معنای نمادها و مناسک شناخت کافی دارد؟ آیا به حساسیتهای اعتقادی و فرهنگی صاحبان آن سنت توجه میشود؟ آیا استفاده از این عناصر به سودآوری یک برند منجر میشود، در حالی که جامعه مبدأ از آن منفعتی نمیبرد یا حتی با تحریف سنت خود مواجه میشود؟
این معیارها به معنای آن نیست که فقط پیروان یک دین حق حضور در مناسبتهای آن را دارند. بسیاری از سنتهای دینی خود بر مهماننوازی، دعوت و ارتباط با دیگران تأکید میکنند. در عین حال، دعوت به یک مراسم به معنای مجازبودن هر نوع استفاده از نمادهای آن نیست. حضور محترمانه در افطار با تقلید تمسخرآمیز از مناسک روزهداری تفاوت دارد؛ شرکت در جشن دیوالی با استفاده تبلیغاتی از نمادهای مقدس هندوها نیز یکسان نیست.
مناسبت مشترک، باور مشترک نیست
گسترش مشارکت در مناسبتهای دینی را میتوان بخشی از تغییرات جوامع چندفرهنگی دانست. مهاجرت، ارتباطات دیجیتال، گردشگری و حضور گروههای مختلف در فضای عمومی، مرز میان مناسبتهای متعلق به یک جامعه و تجربه مشترک شهروندان را جابهجا کردهاند. این تحول میتواند فرصتی برای شناخت بیشتر و کاهش فاصله اجتماعی باشد؛ بهویژه زمانی که افراد از طریق دعوت و ارتباط مستقیم با صاحبان یک سنت، با معنای آن آشنا میشوند.
اما نباید از این مشارکتها نتیجه گرفت که تفاوتهای اعتقادی در حال ناپدیدشدناند یا مناسک دینی به جشنهایی بیمحتوا تبدیل شدهاند. برای مسیحیای که کریسمس را بهعنوان یادبود تولد مسیح برگزار میکند، این مناسبت همچنان معنایی الهیاتی دارد؛ همانطور که رمضان برای مسلمان روزهدار صرفاً یک جشن فرهنگی یا فرصت دورهمی نیست و دیوالی نیز برای بسیاری از هندوها با باورها و مناسک دینی مشخصی پیوند دارد.
شاید بتوان گفت جامعه چندفرهنگی زمانی به گفتوگوی واقعی نزدیک میشود که افراد بتوانند در شادی و مناسبت یکدیگر سهیم شوند، بیآنکه تفاوتهایشان را پنهان کنند یا آنها را به تزئیناتی بیمعنا فروبکاهند. احترام به یک سنت، الزاماً به معنای پذیرفتن باورهای آن نیست؛ همانطور که مشارکت در یک جشن نیز نباید به تصاحب نمادهای آن تبدیل شود.
کریسمس برای غیرمسیحیان، رمضان برای غیرمسلمانان و دیوالی برای غیرهندوها میتوانند فرصتهایی برای همدلی و شناخت باشند؛ به شرط آنکه حضور در این مناسبتها از سطح مصرف یک تجربه جذاب فراتر برود و با کنجکاوی، آگاهی و احترام به معنایی همراه شود که برای صاحبان آن سنت اهمیت دارد. گفتوگوی فرهنگی نه با حذف تفاوتها، بلکه با بهرسمیتشناختن آنها شکل میگیرد.

