به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، گاهی انسان حقیقت را میبیند، دلایل آن را میشنود و حتی درستی آن را درک میکند؛ اما باز هم حاضر به پذیرش نیست. چه عاملی باعث میشود برخی افراد در برابر روشنترین نشانههای حق مقاومت کنند؟ از نگاه استاد شهید مرتضی مطهری، یکی از مهمترین موانع حقیقتپذیری، بیماری اخلاقیِ «لجاجت و عناد» است؛ حالتی که بهتدریج چشم دل را بر واقعیتها میبندد و انسان را از مسیر هدایت دور میکند.
بسمالله الرحمن الرحیم
«بَلْ لَجُّوا فِی عُتُوٍّ وَنُفُورٍ»
سوره ملک، آیه ۲۱
لجاجت؛ حجابی که مانع دیدن حقیقت میشود
همه انسانها در برابر حقیقت واکنش یکسانی ندارند. برخی با شنیدن یک دلیل روشن، آماده بازنگری در باورهای خود میشوند؛ اما گروهی دیگر، حتی در برابر استدلالهای محکم و هشدارهای روشن، بر موضع پیشین خود پافشاری میکنند.
تفاوت این دو گروه را باید در روحیه حقپذیری جستوجو کرد. انسانی که از غرضورزی، خودخواهی و تعصب فاصله گرفته است، میتواند حقیقت را بشنود و در برابر آن تسلیم شود؛ اما کسی که گرفتار لجاجت و عناد است، پیش از آنکه به سخن حق گوش دهد، در برابر آن موضع میگیرد.
در چنین شرایطی، مشکل اصلی کمبود دلیل و برهان نیست؛ بلکه مانعی درونی وجود دارد که اجازه نمیدهد حقیقت آنگونه که هست دیده شود.
مولانا نیز با اشاره به همین مسئله، نقش غرضورزی را در پوشیده ماندن حقیقت چنین بیان میکند:
«چون غرض آمد هنر پوشیده شد
صد حجاب از دل به سوی دیده شد»
چرا انسان در برابر حقیقت لجاجت میکند؟
لجاجت زمانی شکل میگیرد که انسان بهجای جستوجوی حقیقت، بر اثبات درستی موضع خود اصرار داشته باشد. در این حالت، پذیرش اشتباه برای او دشوار میشود؛ زیرا گمان میکند عقبنشینی از باورهای پیشین، نوعی شکست یا تحقیر است.
به همین دلیل، ممکن است حتی روشنترین استدلالها نیز نتوانند او را متقاعد کنند. او بهجای آنکه سخن را بر اساس درستی یا نادرستی آن بسنجد، تلاش میکند از باور و موقعیت قبلی خود دفاع کند.
این همان نقطهای است که لجاجت به مانعی جدی در مسیر معرفت و هدایت تبدیل میشود.
اسلام؛ یعنی تسلیم در برابر حقیقت
یکی از نکات بنیادین در اندیشه دینی، معنای واژه «اسلام» است. اسلام از ریشه «سِلم» و «تسلیم» گرفته شده و بر پذیرش و تسلیم در برابر خداوند و حقیقت الهی دلالت دارد.
از این منظر، مرز اساسی میان ایمان و سرکشی را باید در نوع مواجهه انسان با حقیقت جستوجو کرد.
انسان مؤمن کسی است که وقتی حقانیت حقیقتی برایش آشکار شد، در برابر آن موضع انکار و مقاومت نمیگیرد؛ بلکه با فروتنی آن را میپذیرد. در مقابل، روحیه عناد و سرکشی سبب میشود انسان حتی پس از آشکار شدن حقیقت، همچنان بر مخالفت خود پافشاری کند.
بنابراین، مسئله تنها دانستن حقیقت نیست؛ بلکه مهمتر از آن، داشتن آمادگی روحی برای پذیرفتن و تسلیم شدن در برابر آن است.
چرا موعظه و استدلال بر انسان لجوج اثر نمیگذارد؟
انذار، پند و استدلال زمانی میتوانند در انسان اثرگذار باشند که زمینه پذیرش درونی وجود داشته باشد. اگر فردی از پیش تصمیم گرفته باشد که هیچ سخن مخالفی را نپذیرد، طبیعی است که حتی منطقیترین استدلالها نیز تأثیر چندانی بر او نخواهند داشت.
لجاجت، نوعی حجاب درونی است که قدرت تشخیص و پذیرش را تضعیف میکند. چنین انسانی بهجای آنکه از دلیل برای رسیدن به حقیقت استفاده کند، از توانایی ذهنی خود برای توجیه مخالفتها و حفظ موضع خویش بهره میگیرد.
از همین رو، مبارزه با لجاجت پیش از هر چیز به اصلاح درون، کنار گذاشتن تعصب و تقویت روحیه حقیقتجویی نیاز دارد.
چگونه میتوان از دام لجاجت رها شد؟
نخستین گام برای رهایی از لجاجت، پذیرفتن این احتمال است که ممکن است انسان در برخی باورها و قضاوتهای خود اشتباه کرده باشد.
فروتنی در برابر حقیقت، شجاعت اعتراف به خطا و آمادگی برای اصلاح دیدگاهها، از مهمترین ویژگیهای انسان حقطلب است.
کسی که حقیقت را بر خواستهها، تعصبات و منافع شخصی خود مقدم میدارد، زمینه بیشتری برای رشد معرفتی و معنوی خواهد داشت.
سخن پایانی؛ حقیقتپذیری، شرط اساسی هدایت
از منظر اندیشه دینی و آموزههای شهید مرتضی مطهری، یکی از مهمترین موانع هدایت انسان، لجاجت و عنادی است که او را از تسلیم در برابر حقیقت بازمیدارد.
ممکن است انسان از نظر علمی و ذهنی با دلایل فراوانی روبهرو شود، اما اگر روحیه حقپذیری نداشته باشد، این دلایل راهی به جان او پیدا نمیکنند.
حقیقتجویی تنها به معنای شنیدن و دانستن نیست؛ بلکه به معنای آمادگی برای پذیرفتن، حتی زمانی است که حقیقت با خواستهها، عادتها و باورهای پیشین ما سازگار نباشد.
در نهایت، آنچه انسان را به حقیقت نزدیک میکند، صرفاً برخورداری از دانش و استدلال نیست؛ بلکه روحیه تسلیم، فروتنی و رهایی از لجاجت در برابر حق است.
منبع:حوزه

