به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا، ماتریالیسم تاریخی نظریهای است که توسط کارل مارکس و فردریش انگلس مطرح شد. بر اساس این نظریه، شرایط مادی زندگی و شیوه تولید اقتصادی (مانند ابزار کار و روابط میان انسانها در تولید)، زیربنای اصلی تحولات تاریخ، سیاست، حقوق و فرهنگ در جوامع انسانی است.
کتاب «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» تالیف آلن وودز و ترجمه امیرحسین اسپهبدی از سوی انتشارات روزآمد به بازار کتاب آمد. این کتاب بهعنوان بخش نخست یک مجموعه دنبالهدار نوشته شده و هدف آن توضیح روش مارکسیستی تحلیل تاریخ است. نویسنده در همان صفحات آغازین تأکید کرده است که علت نهایی تغییرات اجتماعی باید در تحولات شیوۀ تولید جستوجو شود نه در ایدهها و نیتهای فردی. این کتاب بر پایۀ متنی مقدماتی با عنوان «مارکسیسم چیست؟» تنظیم شده که در نسخۀ اصلی در کنار مباحث ماتریالیسم دیالکتیکی و اقتصاد مارکسیستی قرار دارد.
در کتاب «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» خواننده با مفاهیم کلیدی مانند نیروهای تولیدی، روابط تولیدی، روبنا، نبرد طبقاتی و نقشآگاهی آشنا میشود. وودز با ارجاع مکرر به نوشتههای مارکس و انگلس، از ایدئولوژی آلمانی و نقد اقتصاد سیاسی تا مانیفست کمونیست تلاش کرده است نشان دهد که چگونه میتوان تاریخ را نه مجموعهای از وقایع پراکنده بلکه فرایندی قانونمند فهم کرد. در این مسیر، او به بحثهای کلاسیک دربارۀ رابطۀ اقتصاد و سیاست، جبرگرایی، ارادۀ آزاد و نقش افراد بزرگ در تاریخ نیز پرداخته است.
کتاب درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی در فصلهای متعدد پیش میرود: از طرح پرسش تاریخ چیست؟ و نقد کاریکاتوری از مارکسیسم تا مباحثی مانند مراحل سیر تکامل تاریخ، جامعۀ اولیۀ بشری، انقلاب نوسنگی، شیوۀ تولید آسیایی، بردهداری، فئودالیسم، ظهور بورژوازی، سرمایهداری در افول، سوسیالیسم یا بربریت و در پایان پرسشهایی در باب ماتریالیسم تاریخی. مقدمۀ مترجم نیز با طرح پیوند میان دیالکتیک هگل، تکامل زیستی داروین و تحلیل تاریخی مارکس، زمینۀ نظری کتاب را روشن کرده است.
در بخش نخست این کتاب با عنوان «تاریخ چیست؟» میخوانیم: «چرا باید بپذیریم که کل جهان، از کوچکترین ذرات گرفته تا دورترین کهکشانهای شناخته شده و فرایندی که تکامل انواع گونهها را در برمیگیرد، دارای قوانین است، اما به دلایلی نامعلوم، تاریخ بشر فاقد آن قوانین دانسته میشود؟
روش مارکسیستی، آن جریانی را تحلیل میکند که زیربنای توسعۀ جامعۀ بشری از ابتداییترین جوامع قبیلهای تا جوامع مدرن امروزی است. این مسیر پرپیچوخم که مارکسیسم طی میکند، مفهوم ماتریالیستیِ تاریخ است.
کسانی که تکامل جوامع بشری را فاقد قانون میدانند، نگرشی موضوعی و عبرتآموز به تاریخ دارند؛ اما در پس پردۀ این وقایعِ انتزاعی، لازم است مراحل گذار از یک جامعه به جامعهای دیگر را درک کنیم و موتور اصلیِ این تکامل را بشناسیم.
کارل مارکس و فریدریش انگلس
پیش از مارکس و انگلس، به تاریخ به صورت مجموعهای از حوادث غیرمرتبط یا از منظری فلسفی و تصادفی نگریسته میشد. هیچ نگرشِ کلی نسبت به تاریخ وجود نداشت و آن را فاقد قوانین درونی میدانستند. با تبیین این واقعیت که تکامل جامعة بشری وابسته به تکامل نیروهای تولیدی است، مارکس و انگلس برای نخستین بار مطالعة علمی تاریخ را بنا نهادند.
این روش علمی ما را قادر میسازد تاریخ را نه مجموعهای از رویدادهای غیرمرتبط و غیرقابل پیشبینی، بلکه به عنوان مسئلهای قابل فهم و جریانهایی به هم مرتبط درک کنیم. تاریخ، مجموعهای از کنشها و واکنشهاست که در قالب سیاست، اقتصاد و دیگر عرصههای تکامل اجتماعی رخ میدهند. قراردادن مجموعة روابط دیالکتیکی میان همه این پدیدهها کار ماتریالیسم دیالکتیک است. بشر پیوسته به واسطۀ کار طبیعت را تغییر میدهد و در نتیجه این تغییر، خود نیز دستخوش دگرگونی میشود.»
در ادامه نویسنده در فصلی دیگر به «مراحل سیر تکامل تاریخ» میپردازد: «بهطورکلی، تمام تاریخ بشر به نبرد برای قرار گرفتن در سطحی بالاتر از حیوان خلاصه میشود. این نبرد طولانی از هفت میلیون سال پیش و زمانی آغاز شد که اجداد شبه انسان ما برای نخستین بار در حالت ایستاده قرار گرفتند و توانستند دستهایشان را برای انجام کارهای اولیه باز کنند، از آن زمان به بعد، مراحل موفقیتآمیز تکامل اجتماعی بر مبنای تغییرات در توسعه نیروهای تولیدیِ کار- که به آن قدرت برتری بر طبیعت گفته میشود- رشد کرد.
جامعۀ انسانی از میان مراحلی گذر کرده که به وضوح قابل تشخیص است. هر مرحله بر مبنای شیوهای معین از تولید است، که خودش را به صورت روابط طبقاتی درون یک سیستم معین بیان میکند. این روابط بیشتر در یک چشمانداز اجتماعی مشخص، نظیر روانشناسی، اخلاق، حقوق و مذهب ظاهر میشوند.
رابطه بین پایههای اقتصادی جامعه و روبنای آن (ایدئولوژی، اخلاق، حقوق، هنر، دین، فلسفه و غیره) نه ساده و مستقیم، بلکه بسیار پیچیده و حتی متضاد است. این ارتباطات نامرئی میان نیروهای تولیدی و نوع رابطة بین طبقات در ذهن مردان و زنان در حالت آشفته و منقلب منعکس میشود. ایدهها، که ریشه در گذشته کهن دارند، میتوانند در یک مجموعة ذهنی برای مدت طولانی باقی بمانند و پس از پافشاری در بنیان واقعی که از آن رشد یافت، ناپدید میشوند. این یک رابطه دیالکتیکی است که به طور مفصل توسط مارکس توضیح داده شد:
«در مورد قلمروهای ایدئولوژی که هنوز هم در هوا، مذهب، فلسفه و غیره اوج میگیرند، اینها [ایدئولوژیها] دارای سهام ماقبل تاریخند که اکنون وجود دارد و در دوره تاریخی به تسخیر درآمده است، چیزی که امروزه آن را یاوهای بیش نمیدانیم. این تصورات گوناگونِ غلط از موجود بشری، ارواح، نیروهای جادویی و غیره در بیشتر موارد بر پایه اقتصادی منفی قرار دارند.
اما توسعه آهسته اقتصادیِ دوره پیشاتاریخی تکمیل شده و همچنین تا حدی مشروط و حتی معلول تصورات غلط از طبیعت است. حتی اگر ضرورت اقتصادی نیروی اصلی پیشبرندة توسعه دانش طبیعی باشد و بیش از این نیز امکان داشته باشد، مطمئنا تلاش در پیدا کردن دلایل اقتصادی برای مزخرفات بدوی بسیار مهم است.»
تاریخ علم، تاریخ پاکسازی تدریجی این یاوهها یا جایگزینی آنها با مزخرفاتی تازه اما کمپوچتر است. افرادی که با این مسئله مواجه میشوند، خود به قلمروهایی ویژه در تقسیم کار بدل میشوند و به نظر میرسد که در زمینهای مستقل کار میکنند. تا آنجا که گروهی مستقل را در تقسیم کار اجتماعی تشکیل میدهند و تولیدات آنها –شامل خطاهایشان- تحت تاثیر توسعه کلی اجتماعی و حتی اقتصادی واکنش نشان میدهد. اما همه آنها یکسان تحت توسعة اقتصادی قرار دارند.(مارکس و انگلس، نامههای منتخب، صص۳-۴۸۲)»
این کتاب تصویری فشرده از یکی از مهمترین مفاهیم در سنت مارکسیستی ارائه میدهد. نویسنده در این اثر رابطه تاریخ، شیوه تولید، نبرد طبقاتی و نقش آگاهی را واکاوی میکند و تلاش میکند منطق درونی تحولات اجتماعی را توضیح دهد. ساختار کتاب بر پایه یک متن کلاسیک مقدماتی شکل گرفته که برای آشنایی با ماتریالیسم تاریخی تنظیم شده است.
کتاب «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» تالیف آلن وودز و ترجمه امیرحسین اسپهبدی با ۱۱۲ صفحه، شمارگان ۱۰۰ نسخه و بهای ۳۶۵ هزار تومان از سوی انتشارات روزآمد منتشر شد.


