به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، حاتم عبدالعظیم، استاد فقه و اصول، در گفت‌وگو با پادکست «صلة النوافذ» با اشاره به جنگ‌ها و بحران‌های جاری در جهان اسلام گفت: فاصله گرفتن از ابعاد تمدنی قرآن موجب شده است مسلمانان نتوانند از آموزه‌های دینی خود برای تحلیل درست تحولات سیاسی، اجتماعی و بین‌المللی بهره بگیرند.

بنابر روایت ایکنا، به گفته این استاد مصری، قرآن انسان را به سه مسئولیت مهم فرا می‌خواند: عبادت خداوند، آبادانی زمین و خدمت به همه انسان‌ها. از این منظر، نمی‌توان رسالت دینی مسلمانان را تنها به انجام مناسک عبادی و رعایت اخلاق فردی محدود کرد.

قرآن و ضرورت مقابله با فساد و بی‌عدالتی در جهان

عبدالعظیم با استناد به آیات ۱۵۱ و ۱۵۲ سوره شعراء بر ضرورت مقابله با اسراف، فساد و تخریب منابع طبیعی تأکید کرد.

او با اشاره به آیه «وَلَا تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ، الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ وَلَا یُصْلِحُونَ» گفت: یکی از مسئولیت‌های جامعه اسلامی، ایستادگی در برابر رفتارهایی است که به تخریب محیط زیست، انحصار ثروت و به خطر افتادن زندگی ملت‌ها منجر می‌شود.

این استاد فقه و اصول برای توضیح معیارهای دوگانه اخلاقی در جهان معاصر، به جنگ غزه اشاره کرد و گفت: در جریان این جنگ، گروه‌هایی در اروپا برای نجات حیوانات کارزارهایی برگزار کردند و در یک مورد حدود ۷۰۰ الاغ را به آلمان منتقل کردند؛ در حالی که زنان، کودکان، سالمندان و دیگر غیرنظامیان فلسطینی زیر بمباران قرار داشتند.

وی با تأکید بر ارزش حمایت از حیوانات پرسید: چگونه ممکن است برای نجات حیوانات اقداماتی گسترده انجام شود، اما برای نجات انسان‌ها و توقف جنگ، واکنشی متناسب شکل نگیرد؟

عبدالعظیم این وضعیت را نمونه‌ای از وارونگی معیارهای اخلاقی دانست و تأکید کرد که قرآن برای اصلاح چنین انحراف‌هایی و بازگرداندن انسان به جایگاه واقعی خود نازل شده است.

 چرا مسلمانان باید قرآن را فراتر از عبادت و اخلاق فردی بازخوانی کنند؟

چگونه استعمار به جدایی دین از سیاست و جامعه دامن زد؟

این استاد دانشگاه بخشی از فاصله گرفتن مسلمانان از ابعاد اجتماعی و سیاسی اسلام را ناشی از جریان شرق‌شناسی در دو تا سه قرن گذشته دانست.

به گفته عبدالعظیم، یکی از رویکردهای این جریان، ارائه تعریفی محدود از اسلام و تقلیل آن به مجموعه‌ای از باورهای فردی، مناسک عبادی و توصیه‌های اخلاقی بوده است؛ نگرشی که به‌تدریج به برخی مؤسسات علمی و دانشگاه‌های جوامع اسلامی نیز راه پیدا کرده است.

او با اشاره به دیدگاه‌های دیوید مارگولیوث، شرق‌شناس انگلیسی، گفت: یکی از محورهای این رویکرد، جدا کردن اسلام به‌عنوان یک دین از خلافت به‌عنوان یک نظام سیاسی و همچنین تفکیک مفهوم امت اسلامی از پیوندهای اجتماعی و اعتقادی مسلمانان بوده است.

در چنین برداشتی، اسلام به دلیل آموزه‌های معنوی و اخلاقی مورد ستایش قرار می‌گیرد، اما تجربه تاریخی دولت‌های اسلامی بیشتر با تأکید بر جنگ‌ها و منازعات قدرت ارزیابی می‌شود.

عبدالعظیم این شیوه قضاوت را ناعادلانه دانست و گفت: نمی‌توان کمال آموزه‌های اسلام را بر اساس متن قرآن سنجید، اما برای ارزیابی نظام سیاسی و تمدنی مسلمانان، تنها خطاهای تاریخی پیروان این دین را ملاک قرار داد.

وی تأکید کرد که تجربه تاریخی مسلمانان باید با معیارهای دینی ارزیابی شود و نباید اشتباهات حکومت‌ها و افراد به‌عنوان تعریف نهایی اسلام معرفی شود.

این استاد فقه و اصول همچنین با اشاره به فروپاشی خلافت عثمانی گفت: استعمار برای جایگزین کردن مفهوم امت اسلامی، بر قومیت‌گرایی و مرزبندی‌های ملی تأکید کرد.

به اعتقاد او، در بخش بزرگی از تاریخ اسلام، عرب‌ها، ترک‌ها، کردها، آلبانیایی‌ها، ایرانیان و دیگر گروه‌های قومی در چارچوب یک جامعه سیاسی و تمدنی مشترک زندگی و فعالیت می‌کردند.

وی افزود: اسلام برتری قومی را به رسمیت نمی‌شناسد و هویت‌های ملی و قومی، در صورت تقویت همکاری و همبستگی، می‌توانند بخشی از مفهوم گسترده‌تر امت اسلامی باشند، نه جایگزین آن.

نگاه قرآن به منابع طبیعی؛ تفاوت با نظریه کمیابی

عبدالعظیم یکی دیگر از تفاوت‌های مهم میان نگرش قرآنی و برخی دیدگاه‌های رایج در جهان غرب را در نحوه نگاه به منابع طبیعی و هدف زندگی انسان دانست.

به گفته او، در نگرش قرآنی، زمین برای تأمین نیازهای موجودات آفریده شده و منابع آن ظرفیت بهره‌برداری برای تأمین زندگی را دارند؛ در حالی که نظریه کمیابی، در برخی برداشت‌ها، رقابت برای تصاحب منابع را به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل می‌کند.

او توضیح داد: هنگامی که رفاه نامحدود به‌عنوان هدف زندگی تعریف شود و منابع نیز ناکافی تلقی شوند، تصاحب ثروت دیگران، جنگ، رقابت تسلیحاتی و حتی نابودی ملت‌ها ممکن است به‌عنوان ابزار دستیابی به رفاه توجیه شوند.

این استاد دانشگاه با اشاره به توسعه سلاح‌های کشتارجمعی و رقابت هسته‌ای تأکید کرد که پیشرفت فناوری به‌تنهایی نمی‌تواند تضمین‌کننده پیشرفت تمدنی باشد.

به باور او، فناوری زمانی می‌تواند در خدمت بشریت قرار گیرد که با معیارهای اخلاقی و انسانی همراه باشد؛ در غیر این صورت، به ابزاری برای سلطه و تهدید زندگی انسان‌ها تبدیل خواهد شد.

عبدالعظیم همچنین با اشاره به تاریخ شکل‌گیری ایالات متحده و خشونت‌های صورت‌گرفته علیه بومیان آمریکا، میان ارزش‌هایی مانند آزادی، برابری و حقوق بشر در اسناد بنیان‌گذار این کشور و عملکرد تاریخی آن فاصله‌ای عمیق مشاهده کرد.

وی این مسئله را نشانه‌ای از انحراف تمدن‌ها از ارزش‌هایی دانست که در ابتدا برای خود تعریف کرده‌اند.

او در ادامه تأکید کرد که در نگاه اسلامی، قدرت نظامی نباید به ابزاری برای نابودی ملت‌ها تبدیل شود. آموزه‌های اسلامی درباره منع کشتن زنان، سالمندان، راهبان و کشاورزان در شرایط جنگ، نمونه‌ای از محدودیت‌های اخلاقی در اعمال قدرت است.

به گفته این استاد فقه و اصول، ارزش واقعی یک تمدن را نباید تنها با میزان ثروت، قدرت نظامی یا پیشرفت فناوری سنجید، بلکه میزان منفعت آن برای انسان‌ها نیز باید در ارزیابی جایگاه تمدنی آن مورد توجه قرار گیرد.

 چرا مسلمانان باید قرآن را فراتر از عبادت و اخلاق فردی بازخوانی کنند؟

استخلاف در قرآن؛ چرا انسان مالک مطلق منابع نیست؟

عبدالعظیم برای تبیین مسئولیت انسان در جهان، سه محور اساسی در آموزه‌های قرآن را مورد توجه قرار داد: رابطه انسان با خداوند و انجام تکالیف دینی، آبادانی زمین و مفهوم استخلاف.

به توضیح او، استخلاف به این معناست که انسان مالک مطلق منابع، دانش، ثروت و زمان خود نیست، بلکه در برابر نحوه استفاده از این امکانات مسئولیت دارد.

بر اساس این نگاه، ثروت نباید صرفاً برای انباشت یا مصرف تجملی به کار گرفته شود، بلکه باید در مسیر تأمین نیازهای مشروع، کاهش محرومیت و آبادانی جامعه قرار گیرد.

این استاد دانشگاه با اشاره به آموزه‌های دینی درباره انفاق و پرهیز از احتکار ثروت گفت: برخورداری از امکانات زندگی با مسئولیت اجتماعی منافاتی ندارد، اما انسان نباید در استفاده از داشته‌های خود، نیازهای دیگران و مصالح جامعه را نادیده بگیرد.

او تأکید کرد که این آموزه‌ها تنها توصیه‌هایی برای تقوای فردی نیستند، بلکه می‌توانند مبنای شکل‌گیری یک نظام اقتصادی و اجتماعی عادلانه باشند.

چه عواملی باعث رشد یا سقوط تمدن‌ها می‌شوند؟

این استاد فقه و اصول در ادامه، با تشریح مفهوم «سنن الهی» گفت: تحولات تاریخی را نمی‌توان صرفاً بر اساس جمعیت، میزان ثروت یا قدرت نظامی ملت‌ها تحلیل کرد.

به گفته او، برای شناخت عوامل پیشرفت یا افول تمدن‌ها باید به کیفیت اندیشه‌های بنیادین، میزان پایبندی جامعه به ارزش‌های خود، توانایی پرورش رهبران شایسته و وجود رقابت سازنده توجه کرد.

عبدالعظیم با مقایسه دوران شکل‌گیری اسلام با امپراتوری‌های ایران و روم گفت: جامعه مسلمانان در سال‌های نخست از نظر جمعیت و امکانات نظامی بسیار کوچک‌تر از قدرت‌های بزرگ آن زمان بود، اما در فاصله‌ای نسبتاً کوتاه توانست به قدرتی اثرگذار تبدیل شود.

وی گسترش قلمرو مسلمانان در شام، عراق و ایران را نمونه‌ای از اهمیت عوامل اعتقادی و اجتماعی در تحولات تاریخی دانست.

او همچنین با اشاره به تاریخ امپراتوری ایران گفت: این حکومت در آغاز، به‌ویژه در دوره کوروش، با اصلاح برخی بی‌عدالتی‌ها و بازگرداندن حقوق ملت‌های تحت سلطه، از ظرفیت‌های تمدنی برخوردار شد.

به اعتقاد عبدالعظیم، یکی از نشانه‌های افول تمدن‌ها، کنار رفتن شایستگی و جایگزین شدن افراد ناتوان و قدرت‌طلب در جایگاه‌های مدیریتی است.

وی همچنین انحصار قدرت جهانی و تلاش برای حذف رقیبان را از عوامل تضعیف تمدن غرب دانست و گفت: رقابت سازنده موجب می‌شود جوامع توانایی‌های خود را حفظ و تقویت کنند؛ اما تصور بی‌رقیب ماندن و رسیدن به پایان تاریخ می‌تواند به رکود و فرسایش درونی منجر شود.

گردش قدرت در تاریخ؛ چرا مسلمانان نباید ناامید باشند؟

عبدالعظیم با اشاره به آیه ۱۴۰ سوره آل‌عمران، «وَتِلْکَ الْأَیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ»، بر تغییرپذیری قدرت در تاریخ تأکید کرد.

بر اساس این آیه، روزهای پیروزی و شکست میان ملت‌ها و جوامع در گردش است و هیچ قدرتی برای همیشه در جایگاه برتر باقی نمی‌ماند.

این استاد فقه و اصول همچنین مفهوم «دفع» را یکی از سازوکارهای اصلاح زندگی بشر دانست و گفت: رقابت و مقابله با سلطه، در صورتی که بر ارزش‌های انسانی استوار باشد، می‌تواند به سود کل بشریت تمام شود؛ زیرا انحصار قدرت زمینه‌ساز فساد و تضعیف توانایی‌های تمدنی است.

وی در پایان با انتقاد از گسترش ناامیدی در جوامع مسلمان تأکید کرد که ضعف و عقب‌ماندگی کنونی نباید به این باور منجر شود که امکان تغییر شرایط وجود ندارد.

عبدالعظیم بازخوانی عمیق قرآن و احیای ابعاد تمدنی آن را ضرورتی اساسی برای جهان اسلام دانست و گفت: رسالت مسلمانان باید فراتر از مسائل فردی باشد و در مسیر ارائه راه‌حل برای مشکلات بشریت، کاهش زمینه‌های جنگ و منازعه و ایجاد نظمی مبتنی بر عدالت و منفعت عمومی قرار گیرد.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین