به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، مجسمه آزادی که ۳۰۵ فوت و ۶ اینچ (حدود ۹۳ متر) بالاتر از بندر نیویورک سر برافراشته، یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای آمریکاست. این مجسمه الهام‌بخش ساخت شمار بی‌شماری از ماکت‌ها و یادگاری‌های کوچک بوده و در آثار گوناگونی به آن اشاره شده است؛ از پوسترهای تبلیغاتی برای فروش اوراق قرضه جنگی گرفته تا صحنه پایانی فیلم «سیاره میمون‌ها» محصول سال ۱۹۶۸. در آن صحنه، فضانوردی که در آینده‌ای دور به زمین بازمی‌گردد، مجسمه را می‌بیند که بخشی از آن زیر شن‌وماسه مدفون شده است.

با این حال، مجسمه‌ای که امروزه در سراسر جهان شناخته شده است، مسیری عجیب و تا حدی اتفاقی را برای رسیدن به جایگاه نمادین خود پشت سر گذاشت. ایده ساخت آن را مجسمه‌ساز فرانسوی، فردریک آگوست بارتولدی، مطرح کرد؛ هنرمندی که پیش از ورود به ایالات متحده در سال ۱۸۷۱، حتی یک‌بار هم به این کشور سفر نکرده بود. او به آمریکا آمده بود تا آمریکایی‌ها را متقاعد کند از رؤیای او برای ساخت مجسمه‌ای عظیم و باشکوه حمایت مالی کنند.

طرح بارتولدی برای مجسمه آزادی از ایده‌ای قدیمی‌تر الهام گرفته بود؛ ایده ساخت پیکره زنی عظیم که در دست خود فانوسی حمل می‌کرد و قرار بود در ورودی کانال سوئز قرار گیرد. او نام طرح پیشنهادی خود را «آزادی، روشنگر جهان» گذاشت. این پیکرهT زنی را به تصویر می‌کشید که تاجی با پرتوهای نور بر سر داشت و در یک دست مشعلی برافراشته و در دست دیگر لوحی نگه می‌داشت. بارتولدی ابتدا پارک مرکزی نیویورک (سنترال پارک) را به‌ عنوان مکان احتمالی نصب مجسمه بررسی کرد، اما سرانجام جزیره‌ای را برگزید که در آن زمان «جزیره بدلو» نام داشت.

بارتولدی برای تبلیغ ایده خود سراسر ایالات متحده را از واشنگتن دی‌سی تا لس‌آنجلس پیمود، اما چون نتوانست حمایت دولت آمریکا را جلب کند، به فرانسه بازگشت. او در آن‌جا همکاری با دوستش، ادوارد دو لابولای، را آغاز کرد؛ کسی که سال‌ها در اندیشه ساخت یادمانی مشترک برای فرانسه و آمریکا بود.

آلن کراوت، مورخ دانشگاه آمریکایی، در پادکستی با عنوان «برافراشتن مشعل» که برای موزه مجسمه آزادی تهیه شده است، می‌گوید: «لابولای از ستایشگران بزرگ ایالات متحده بود. او به‌ویژه از نتیجه جنگ داخلی آمریکا، یعنی آزادی چهار میلیون برده، و همچنین از روابط دیرینه ایالات متحده با فرانسه بسیار خرسند بود.»

در سال ۱۸۷۵، لابولای اتحادیه فرانسوی‌ـ‌آمریکایی را با هدف جمع‌آوری ۲۵۰ هزار دلار برای تأمین هزینه ساخت مجسمه بارتولدی تشکیل داد. قرار بود آمریکایی‌ها نیز به نوبه خود، هزینه ساخت پایه مجسمه را تأمین کنند.

اما جلب حمایت مردم آمریکا، به‌ویژه ساکنان شهر نیویورک که قرار بود مجسمه در آن‌جا نصب شود، چندان آسان نبود. در سال ۱۸۷۶، بارتولدی برای برانگیختن اشتیاق عمومی بیشتر، دست و مشعل مجسمه را در نمایشگاه صدمین سالگرد استقلال آمریکا در فیلادلفیا به نمایش گذاشت. هنگامی که تردیدکنندگان در نیویورک پرسیدند چرا بخش بیشتری از پیکره مجسمه به نمایش گذاشته نشده است، بارتولدی به‌ طور ضمنی اشاره کرد که شاید مجسمه تکمیل‌شده را به‌ جای نیویورک در فیلادلفیا نصب کند.

براساس اطلاعات کتابخانه عمومی نیویورک، نیویورکی‌ها که نمی‌خواستند در این رقابت عقب بمانند، به‌سرعت موافقت کردند دست و مشعل مجسمه در میدان مدیسون به نمایش گذاشته شود تا ضمن تبلیغ این طرح، مردم را به کمک مالی بیشتر ترغیب کند.

مجسمه آزادی؛ از ساخت تا تبدیل‌شدن به نمادی جهانی دست عظیم و مشعل مجسمه آزادی اثر بارتولدی، در نمایشگاه صدمین سالگرد استقلال آمریکا در فیلادلفیا، ۱۸۷۶.
بخش میریم و ایرا دی. والاکِ هنر، چاپ‌ها و عکس‌ها / کتابخانه عمومی نیویورک

در دهه ۱۸۸۰ میلادی، کمیته آمریکایی مجسمه آزادی برای تأمین هزینه ساخت پایه مجسمه، از راه فروش ماکت‌های کوچک این اثر که هنوز در مرحله طراحی بود، کمک مالی جمع‌آوری کرد. قیمت این یادگاری‌ها از یک دلار برای ماکتی شش اینچی (حدود ۱۵ سانتی‌متری) تا پنج دلار برای نمونه‌ای به ارتفاع یک فوت (حدود ۳۰ سانتی‌متر) متغیر بود. این ماکت‌ها در قالب کارزاری سراسری در آمریکا به فروش می‌رسیدند.

این تلاش‌ها موجب شد نمونه‌های مینیاتوری مجسمه آزادی در سراسر ایالات متحده و جهان پراکنده شوند و به تثبیت جایگاه این مجسمه در ذهن مردم به‌ عنوان نمادی از آمریکا کمک کردند.

براساس کتاب دانشنامه دستاوردهای معماری و مهندسی نوشته کریستین گارنو و دونالد لنگمید، برنامه‌های دیگری نیز برای جمع‌آوری کمک مالی برگزار شد؛ از مراسم باشکوه نمایشی گرفته تا مسابقات مشت‌زنی.

اما لازاروس، شاعر آمریکایی، شعری با عنوان «کلوسوس جدید» سرود که در سال ۱۸۸۳ در نمایشگاه هنری با هدف جمع‌آوری کمک مالی خوانده شد. دو دهه بعد، این شعر بر لوحی برنزی در دیوار داخلی پایه مجسمه حک شد.

فراخوان تأثیرگذار لازاروس با این عبارت که «خستگان و تهی‌دستانت را به من بسپار؛ توده‌های درهم‌فشرده‌ای را که مشتاقانه در آرزوی نفس کشیدن در آزادی‌اند»، به مجسمه آزادی معنایی فراتر از بزرگداشت دموکراسی آمریکایی بخشید. این شعر، مجسمه را با موج مهاجرانی پیوند داد که در اواخر قرن نوزدهم وارد آمریکا می‌شدند و آرزوی ساختن زندگی بهتر را در سر داشتند.

بری مورنو، مورخ و سرپرست موزه ملی مهاجرت جزیره الیس، در پادکست «برافراشتن مشعل» می‌گوید:

«لابولای از آمریکا به‌ عنوان نمادی از امور نیک و ارزشمند استفاده می‌کند. او بارتولدی را ابزاری می‌بیند که از طریق آن می‌تواند به هدف خود، یعنی اهدای یک هدیه، دست یابد.»

مجسمه آزادی؛ از ساخت تا تبدیل‌شدن به نمادی جهانی کارگران در حال چکش‌کاری ورقه‌های مس برای ساخت مجسمه آزادی، حدود سال ۱۸۸۳.
کتابخانه عمومی نیویورک

هنگامی که حتی این تلاش‌های گسترده و تحسین‌برانگیز برای جمع‌آوری کمک‌های مالی نیز کافی نبود، جوزف پولیتزر، ناشر روزنامه عامه‌پسند نیویورک ورلد، برای نجات این پروژه وارد عمل شد. پولیتزر در مارس ۱۸۸۵ مقاله‌ای در روزنامه خود منتشر کرد و از خوانندگان خواست برای تأمین هزینه ساخت پایه مجسمه، کمک‌های مالی بیشتری بپردازند. او در این مقاله یادآور شد که هزینه ساخت خود مجسمه را «توده‌های مردم فرانسه تأمین کرده‌اند؛ کارگران، صاحبان مشاغل، دختران فروشنده در فروشگاه‌ها، صنعتگران و همه مردم، فارغ از طبقه اجتماعی یا موقعیت‌شان».

پولیتزر تأکید کرد که آمریکایی‌ها نیز باید سهم خود را ادا کنند. این کارزار موفقیت‌آمیز بود و روزنامه توانست برای تکمیل پروژه، ۱۰۰ هزار دلار جمع‌آوری کند که بخش عمده آن از کمک‌های یک‌دلاری یا کمتر تأمین شد.

کارزار تکمیل پایه مجسمه... به تلاش و پیگیری فراوان نیاز داشت. بااین‌حال، درنهایت به آمریکایی‌ها کمک کرد تا با وجود ساخته‌شدن مجسمه در آن سوی اقیانوس اطلس، احساس مالکیت و پیوند بیشتری با آن پیدا کنند.

مگنوسون‌ـ‌کَنِدی، محیط‌بان ارشد سازمان پارک‌های ملی آمریکا، در پادکست «برافراشتن مشعل» می‌گوید:

«مجسمه آزادی واقعاً متعلق به مردم بود؛ چراکه مردم ایالات متحده و مردم فرانسه در ساخت آن مشارکت داشتند. نه ثروتمندان بسیار متمول و نه قدرتمندان بانفوذ، بلکه مردم عادی بودند که با کمک‌های مالی خود، هزینه ساخت مجسمه آزادی و پایه آن را تأمین کردند.»

مجسمه آزادی؛ از ساخت تا تبدیل‌شدن به نمادی جهانی مراحل ساخت مجسمه آزادی بر روی صفحه نخست مجله ساینتیفیک امریکن، حدود سال ۱۸۸۶.
فوتو ۱۲ / یوآی‌جی / گتی ایمیجز

مجسمه آزادی در سال ۱۸۸۵، در قالب ۳۵۰ قطعه، به نیویورک رسید. سرهم‌کردن قطعات آن یک سال طول کشید، زیرا پایه مجسمه هنوز تکمیل نشده بود. سرانجام، در [۲۸] اکتبر ۱۸۸۶ [۶ آبان ۱۲۶۵]، مراسم رونمایی رسمی از مجسمه آزادی برگزار شد. در جریان این مراسم، تشویق‌های پیاپی جمعیت به مدت ۱۵ دقیقه ادامه یافت و سخنرانی کوتاه رئیس‌جمهور، گروور کلیولند، را به تأخیر انداخت. او در این سخنرانی اعلام کرد: «این مجسمه مشعلی را در بلندی نگه داشته است که راه رهایی انسان از بندها را روشن می‌کند.»

شکوه این مجسمه عظیم، بلافاصله آن را به یکی از جاذبه‌های گردشگری تبدیل کرد. بری مورنو در کتاب مصور خود درباره تاریخ مجسمه آزادی که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، توضیح می‌دهد که تصویب قانون ارسال کارت‌پستال‌های خصوصی در سال ۱۸۹۸ از سوی کنگره نیز به افزایش شهرت آن کمک کرد. این قانون به شرکت‌های خصوصی اجازه می‌داد با رعایت معیارهای مشخصی در زمینه اندازه و کیفیت، کارت‌پستال تولید کنند. بازدیدکنندگان از مجسمه آزادی، کارت‌پستال‌های رنگی و ارزان‌قیمت آن را می‌خریدند و برای دوستان و همسایگان خود می‌فرستادند.

بازار کارت‌پستال‌های مجسمه آزادی چنان سودآور شد که ۱۱ سال بعد، چاپخانه‌داران آمریکایی توانستند کنگره را متقاعد کنند واردات کارت‌پستال‌های خارجی را که تصویر مجسمه آزادی و دیگر «مناظر شاخص آمریکایی» را نشان می‌دادند، ممنوع کند.

در جریان جنگ جهانی اول، مجسمه آزادی به نمادی برجسته‌تر از آمریکا تبدیل شد. این مجسمه ازجمله آخرین مناظری بود که سربازان آمریکایی هنگام حرکت با کشتی به سوی اروپا برای شرکت در جنگ می‌دیدند و پس از پایان مأموریت‌شان، از نخستین چشم‌اندازهایی بود که هنگام بازگشت به میهن با آن روبه‌رو می‌شدند.

افتتاح موزه جدید مجسمه آزادی در جزیره لیبرتی در سال ۲۰۱۹، با هزینه‌ای بالغ بر ۱۰۰ میلیون دلار که از محل کمک‌های مالی خصوصی تأمین شد، جایگاه این مجسمه را به‌ عنوان یادمانی محبوب مردم سراسر جهان بیش از پیش تقویت کرد.

هم‌زمان با افتتاح موزه در ماه مه ۲۰۱۹، بنیاد مجسمه آزادی و جزیره الیس اپلیکیشنی با استفاده از فناوری واقعیت افزوده اپل طراحی کرد. همچنین پادکست «برافراشتن مشعل» برای غنی‌ تر کردن تجربه بازدیدکنندگان از موزه تهیه شد.

در این موزه، مجموعه‌ای شامل هشت فیلم کوتاه از شبکه HISTORY نیز به نمایش درآمده است. این فیلم‌ها روند جمع‌آوری کمک‌های مالی و ساخت مجسمه آزادی، تبدیل‌شدن آن به نمادی از میهن و دموکراسی در دوران جنگ و اهمیت جهانی آن به‌ عنوان نمادی از برابری و مهاجرت را روایت می‌کنند.

آلن کراوت می‌گوید: «مجسمه آزادی پیکره‌ای است که می‌توان معانی گوناگونی به آن بخشید. این مجسمه می‌تواند به تجسم تعاریف مختلفی تبدیل شود که مردم از مفهوم خودِ آزادی در ذهن دارند.»

منبع: www.history.com

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین