به گزارش خبرآنلاین امیرعلی ابوالفتح در روزنامه اطلاعات نوشت:
نتایج این انتخابات میتواند تصویری از روند دو سال آینده آمریکا را ترسیم کند که در پایان این زمان، انتخابات ریاستجمهوری برگزار میشود تا جانشین دونالد ترامپ مشخص شود. به همین دلیل، انتخابات ۲۰۲۶ از اهمیت فراوانی برخوردار است.
در این انتخابات، همه ۴۳۵کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵کرسی از ۱۰۰کرسی سنا به رأی گذاشته میشوند. همچنین، انتخابات فرمانداری در دهها ایالت برگزار خواهد شد.
مهمترین ویژگی انتخابات امسال، همزمانی آن با جنگ آمریکا علیه ایران و پیامدهای اقتصادی، امنیتی و سیاسی این جنگ است؛ بحرانی که به یکی از موضوعات مهم رقابتهای انتخاباتی تبدیل شده است.
در حال حاضر جمهوریخواهان اکثریت هر دو مجلس کنگره را در اختیار دارند، اما برتری آنها چندان زیاد نیست. در مجلس نمایندگان، دموکراتها برای به دست آوردن اکثریت به کسب چهار کرسی خالص بیشتر نیاز دارند. در سنا نیز جمهوریخواهان با ۵۳کرسی در برابر ۴۷کرسی در اختیار دموکراتها و مستقلهای همسو با آنها، اکثریت شکنندهای دارند. دموکراتها برای تغییر توازن قدرت در این مجلس نیز باید چهار کرسی خالص به دست آورند.نظرسنجیهای منتشرشده در هفتههای پایانی رقابتها نشان میدهند که دموکراتها در سطح ملی از موقعیت مناسبی برخوردارند. پیروزی دموکراتها در یکی یا هر دو مجلس میتواند قدرت مانور دولت ترامپ را محدود کند.
در چنین شرایطی، تصویب بودجه، پیشبرد طرحهای اقتصادی و مهاجرتی و تأیید برخی انتصابهای مهم با دشواری بیشتری روبرو خواهد شد. همچنین، کمیتههای کنگره میتوانند نظارت و تحقیق درباره عملکرد دولت را افزایش دهند. در مقابل، اگر جمهوریخواهان اکثریت خود را حفظ کنند، ترامپ فرصت بیشتری برای ادامه برنامههای سیاسی خود خواهد داشت.از این منظر، انتخابات میاندورهای رقابتی میان دو حزب نیست، بلکه آزمونی برای تعیین حدود قدرت رئیسجمهوری در ساختار سیاسی آمریکا محسوب میشود.
از سوی دیگر، موضوع حمله آمریکا به ایران به یکی از موضوعات مهم انتخابات ۲۰۲۶ تبدیل شده است، اقتصاد همچنان نقش اساسی در تصمیم رأیدهندگان دارد. تورم، هزینه مسکن، قیمت مواد غذایی، بیمه درمانی و بهویژه قیمت بنزین از جمله نگرانیهای اصلی شهروندان آمریکایی به شمار میآید.
دونالد ترامپ در جریان رقابتهای سیاسی خود وعده داده بود که با کاهش هزینههای زندگی، تقویت تولید داخلی و تغییر سیاستهای تجاری، شرایط اقتصادی را بهبود بخشد. با این حال، افزایش هزینههای انرژی و فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ با ایران، تحقق این وعدهها را دشوارتر کرده است.
در چنین شرایطی، دموکراتها تلاش میکنند افزایش قیمتها را به تصمیمهای دولت ترامپ و پیامدهای جنگ مرتبط کنند. در مقابل، جمهوریخواهان بر ضرورت مقابله با تهدیدهای امنیتی و جلوگیری از آنچه دستیابی ایران به سلاح هستهای عنوان می کنند، تأکید دارند.با این حال، برای بسیاری از رأیدهندگان، مسأله اصلی نه اهداف اعلامشده جنگ، بلکه تأثیر مستقیم آن بر قدرت خرید و وضعیت اقتصادی خانوادههایشان است. همین مسأله باعث شده است که سیاست خارجی از یک موضوع عمدتاً امنیتی به عاملی مؤثر بر زندگی روزمره شهروندان تبدیل شود.
یکی از مهمترین تفاوتهای انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶با بسیاری از انتخابات پیشین آمریکا، نقش مستقیم جنگ با ایران در شکلدهی به فضای سیاسی کشور است. این جنگ که از ۲۸فوریه ۲۰۲۶آغاز شد، علاوه بر پیامدهای نظامی و دیپلماتیک، به مسألهای مهم در رقابت میان جمهوریخواهان و دموکراتها تبدیل شده است. افزایش قیمت انرژی، نگرانی از گسترش درگیری و پرسش درباره اهداف و هزینههای جنگ، دولت ترامپ را در موقعیت دشواری قرار دادهاست.
نخستین تأثیر جنگ، افزایش فشار اقتصادی بر رأیدهندگان است. اختلال در بازار جهانی نفت و ناامنی در تنگه هرمز؛ یکی از مسیرهای راهبردی انتقال انرژی جهان، بر قیمت نفت و سوخت تأثیر گذاشته است. افزایش هزینه انرژی نیز بهطور مستقیم و غیرمستقیم هزینه حملونقل، تولید و توزیع کالاها را بالا میبرد. در نتیجه، حتی شهروندانی که علاقه چندانی به سیاست خارجی ندارند، ممکن است پیامدهای جنگ را هنگام پرداخت هزینه بنزین، خرید مواد غذایی یا تأمین مخارج خانوار احساس کنند.این شرایط فرصتی برای دموکراتها فراهم کرده است تا دولت ترامپ را به فاصله گرفتن از وعدههای اقتصادی خود متهم کنند.
استدلال آنها این است که سیاست خارجی دولت نهتنها نتوانسته است از افزایش هزینههای زندگی جلوگیری کند، بلکه با تشدید تنشهای منطقهای، فشار بیشتری بر خانوادههای آمریکایی وارد کرده است. گزارشهای اواخر اکتبر نیز نشان میدهند که نگرانیهای اقتصادی و افزایش قیمت سوخت از عوامل مهم تهدیدکننده موقعیت انتخاباتی جمهوریخواهان هستند.
دومین تأثیر جنگ، افزایش پرسشها درباره ضرورت و اهداف مداخله نظامی است. بخشی از جامعه آمریکا نسبت به ورود کشور به یک جنگ طولانی دیگر در خاورمیانه بدبین است. تجربه جنگهای عراق و افغانستان، هزینههای مالی و انسانی مداخلات نظامی و نگرانی از گرفتار شدن نیروهای آمریکایی در یک درگیری فرسایشی، زمینه چنین مخالفتهایی را تقویت کردهاست.
برای دموکراتها، این وضعیت فرصتی فراهم میکند تا درباره هزینههای جنگ، نظارت کنگره بر تصمیمهای نظامی دولت و ضرورت دستیابی به راهحل دیپلماتیک بحث کنند. با این حال، همه مخالفان جنگ الزاماً به دموکراتها رأی نمیدهند. برخی رأیدهندگان محافظهکار نیز ممکن است از ادامه مداخله نظامی ناراضی باشند، اما همچنان به دلیل مسائل اقتصادی، مهاجرت یا دیدگاههای فرهنگی از جمهوریخواهان حمایت کنند.
سومین تأثیر جنگ، دشوارتر شدن موقعیت سیاسی شخص ترامپ است. در انتخابات میاندورهای، رأیدهندگان معمولاً عملکرد رئیسجمهوری را ارزیابی میکنند و حزب حاکم، اغلب بخشی از حمایت خود را از دست میدهد. اگر جنگ به افزایش قیمتها و کاهش محبوبیت رئیسجمهوری منجر شود، با این روند تشدید میشود. با این وجود، نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا حتی اگر به واگذاری کنترل کنگره این کشور به حزب دموکرات منجر شود، در حد محدودی می تواند بر روند جنگ و احتمال حمله مجدد آمریکا به ایران اثر بگذارد. اگر دموکراتها کنترل مجلس نمایندگان را به دست آورند، احتمال افزایش جلسات نظارتی، بررسی هزینههای نظامی و مطالبه توضیحات بیشتر از دولت وجود دارد. آنها همچنین میتوانند از اختیارات بودجهای و نظارتی کنگره برای اعمال فشار سیاسی استفاده کنند. با این حال، محدودیتهای قانونی و سیاسی کنگره به این معناست که تغییر فوری سیاست نظامی دولت تضمینشده نیست.
در صورت پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس، فشار بر دولت ترامپ برای توضیح اهداف جنگ، هزینههای آن و راهبرد خروج از درگیری میتواند افزایش یابد. در مقابل، اگر جمهوریخواهان اکثریت خود را حفظ کنند، ترامپ ممکن است نتیجه را نشانهای از حمایت سیاسی از سیاستهای خود معرفی کند.
با این همه، رئیسجمهوری آمریکا که فرمانده کل نیروهای مسلح این کشور نیز به شمار می آید، همچنان اختیارات قابلتوجهی در سیاست خارجی، از جمله راه انداختن جنگ در دیگر مناطق جهان دارد. بنابراین، حتی تغییر اکثریت کنگره نیز لزوماً به معنای پایان جنگ یا تغییر فوری رویکرد واشنگتن در قبال ایران نخواهد بود.

