به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، گاهی این پرسش مطرح میشود که آیا دینداری با پیشرفت در جهان امروز سازگار است یا پایبندی به باورهای دینی میتواند مانعی در مسیر علم، نوآوری و توسعه اقتصادی باشد. پاسخ به این پرسش، به نوع نگاه ما به دین و همچنین تعریفی که از پیشرفت داریم، بستگی دارد.
پیشرفت جوامع تنها به رشد اقتصادی و توسعه فناوری محدود نمیشود؛ آموزش، اخلاق عمومی، مسئولیتپذیری، عدالت اجتماعی و اعتماد متقابل نیز در شکلگیری جامعهای پویا نقش دارند. از این منظر، نمیتوان بدون بررسی نقش باورهای دینی در زندگی فردی و اجتماعی، دینداری را بهطور کلی در تقابل با پیشرفت قرار داد.
بنابر روایت مهر، در گفتوگو با محمدرضا پیسپار، استاد حوزه و دانشگاه، به بررسی نسبت دین و پیشرفت، نقش ایمان در تقویت انگیزههای انسانی و چگونگی استفاده از ظرفیتهای اخلاقی و اجتماعی دین برای توسعه ایران پرداخته است.
چرا برخی دین و پیشرفت را در مقابل یکدیگر قرار میدهند؟
محمدرضا پیسپار در پاسخ به این پرسش، بر ضرورت تفکیک میان آموزههای دینی و برداشتهای محدود یا نادرست از دین تأکید میکند.
به گفته او، دین را نباید صرفاً مجموعهای از مناسک فردی یا توصیههایی متعلق به گذشته دانست. در سنت اسلامی، عقلورزی، علمآموزی، عدالت، تلاش، آبادانی و مسئولیت انسان در برابر جامعه از جایگاه مهمی برخوردارند. بر همین اساس، ایمان دینی میتواند بهجای ایجاد ایستایی، زمینهساز حرکت، اصلاح و مسئولیتپذیری باشد.
در جامعه ایران نیز بسیاری از افراد از باورهای دینی خود برای کار، یادگیری، کمک به دیگران و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی انگیزه میگیرند. بنابراین، تعمیم مفهوم واپسگرایی به همه اشکال دینداری، بدون توجه به تفاوت میان باورهای دینی و شیوههای عمل افراد، تصویری کامل از واقعیت ارائه نمیدهد.
از سوی دیگر، نمیتوان هر رفتار نادرستی را به نام دین پذیرفت یا مسئولیت آن را صرفاً با ارجاع به باورهای دینی توجیه کرد. بررسی نقش دین در پیشرفت، مستلزم توجه همزمان به آموزهها، برداشتها و رفتارهای واقعی افراد و نهادهاست.
آیا پایبندی به سنتهای دینی مانع پذیرش تحولات جدید میشود؟
پایبندی به ارزشهای گذشته لزوماً به معنای مخالفت با آینده نیست. هر جامعهای برای پیشرفت به ارزشهایی پایدار نیاز دارد؛ ارزشهایی مانند صداقت، عدالت، وفای به عهد، مسئولیتپذیری و احترام به حقوق دیگران که در دورههای مختلف زندگی اجتماعی اهمیت خود را حفظ میکنند.
پیسپار معتقد است دینداری میتواند به تقویت چنین ارزشهایی کمک کند. فردی که کار را مسئولیتی اخلاقی میداند، ممکن است برای یادگیری مهارتهای جدید و انجام درست وظایف خود انگیزه بیشتری پیدا کند. همچنین کسی که عدالت را یک اصل دینی میشمارد، میتواند در برابر تبعیض و فساد احساس مسئولیت بیشتری داشته باشد.
با این حال، پایبندی به دین نباید به معنای ثابت نگه داشتن تمام شیوههای زندگی در گذشته تلقی شود. جوامع برای پاسخگویی به نیازهای تازه، به شناخت شرایط جدید، بهرهگیری از دانش بشری و بازنگری در برداشتهای خود نیاز دارند.
از این رو، حفظ ارزشهای بنیادین و پذیرش تحولات علمی و اجتماعی الزاماً با یکدیگر تعارض ندارند. آنچه اهمیت دارد، توانایی ایجاد پیوند میان هویت فرهنگی و دینی از یک سو و شناخت نیازهای امروز از سوی دیگر است.
چگونه دینداری میتواند به پیشرفت جامعه کمک کند؟
پیشرفت اقتصادی و اجتماعی به سرمایه، فناوری، برنامهریزی و مدیریت کارآمد نیاز دارد؛ اما نقش انگیزههای انسانی را نیز نمیتوان نادیده گرفت. امید، پشتکار، مسئولیتپذیری و تمایل به همکاری از عواملی هستند که میتوانند بر کیفیت فعالیتهای فردی و جمعی تأثیر بگذارند.
از دیدگاه پیسپار، ایمان دینی میتواند یکی از منابع شکلگیری این انگیزهها باشد. باور به معنادار بودن زندگی، احساس مسئولیت در برابر خداوند و دیگر انسانها و ارزشمند دانستن تلاش، ممکن است به افراد کمک کند تا در مواجهه با دشواریها انگیزه خود را حفظ کنند.
همچنین تأکید بر کمک به محرومان، دستگیری از نیازمندان و پرهیز از خودخواهی میتواند زمینه مشارکت اجتماعی و تقویت همبستگی میان افراد را فراهم کند.
البته برخورداری از باورهای دینی بهتنهایی تضمینکننده رفتار مسئولانه یا موفقیت اجتماعی نیست. تبدیل ارزشها به رفتار عملی، فراهم بودن شرایط مناسب و وجود سازوکارهای کارآمد برای حل مشکلات جامعه نیز اهمیت دارند. بنابراین، ظرفیتهای مثبت دین زمانی میتوانند در مسیر پیشرفت اثرگذار باشند که از سطح شعار فراتر بروند و در رفتار فردی و اجتماعی نمود پیدا کنند.
نقش دینداری در توسعه و حل مشکلات ایران چیست؟
جامعه ایران برای مواجهه با مشکلات اقتصادی، افزایش بهرهوری، مقابله با فساد، کاهش آسیبهای اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی به مجموعهای از عوامل نیاز دارد. دانش تخصصی، مدیریت مؤثر، سیاستگذاری درست و استفاده از تجربههای موفق، از الزامات توسعه هستند. در کنار این عوامل، اخلاق عمومی و مسئولیتپذیری اجتماعی نیز اهمیت دارند.
یکی از ظرفیتهای قابل توجه دینداری، نقش آن در شکلگیری فعالیتهای داوطلبانه و کمکهای مردمی است. حمایت از خانوادههای نیازمند، مشارکت در امور خیریه، کمک به آسیبدیدگان و فعالیتهای اجتماعی نمونههایی از اقداماتی هستند که میتوانند با انگیزههای دینی و اخلاقی ارتباط داشته باشند.
به باور پیسپار، این ظرفیتها در صورت همراهی با برنامهریزی مناسب و شناخت دقیق نیازهای جامعه، میتوانند به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کنند.
از سوی دیگر، ارزشهایی مانند امانتداری، رعایت حقوق دیگران و پرهیز از فساد، در روابط اقتصادی و اجتماعی اهمیت دارند. تقویت این ارزشها میتواند به بهبود روابط میان افراد و افزایش اعتماد متقابل کمک کند؛ هرچند مقابله مؤثر با فساد و ایجاد سلامت اقتصادی، علاوه بر اخلاق فردی، به قوانین شفاف، نظارت مؤثر و نهادهای پاسخگو نیز نیاز دارد.
بر این اساس، استفاده از ظرفیتهای اخلاقی و اجتماعی دین برای حل مشکلات ایران، به معنای جایگزین کردن باورهای دینی بهجای دانش، مدیریت و سیاستگذاری نیست؛ بلکه میتوان این ظرفیتها را در کنار سایر عوامل ضروری توسعه در نظر گرفت.
آیا دینداری با علمگرایی و نوآوری سازگار است؟
علمآموزی و نوآوری به آموزش باکیفیت، پرسشگری، پژوهش مستمر، بررسی شواهد و آمادگی برای اصلاح دیدگاهها نیاز دارند. دینداری بهخودیخود مانع پذیرش این الزامات نیست و افراد دیندار نیز میتوانند علم را راهی برای شناخت بهتر جهان و یافتن پاسخ برای مسائل انسانی بدانند.
پیسپار با تأکید بر جایگاه علم و تفکر در سنت اسلامی، معتقد است میان ایمان دینی و جستوجوی دانش، تعارضی ذاتی وجود ندارد. بر این مبنا، یادگیری و تلاش برای حل مشکلات جامعه میتواند بهعنوان بخشی از مسئولیت اخلاقی انسان در نظر گرفته شود.
در حوزه اقتصاد نیز ارزشهایی مانند درستکاری، امانتداری و رعایت حقوق دیگران میتوانند به شکلگیری روابط سالمتر کمک کنند. با این حال، این ارزشها جایگزین سیاستگذاری اقتصادی مبتنی بر شواهد، مدیریت تخصصی، رقابت سالم و زیرساختهای مناسب نمیشوند؛ بلکه در کنار این عوامل میتوانند به بهبود عملکرد جامعه کمک کنند.
برای ایران، مسئله اصلی الزاماً انتخاب میان دین و پیشرفت نیست. میتوان از ظرفیتهای علمی و تخصصی کشور بهره گرفت و همزمان به نقش اخلاق، مسئولیتپذیری و کرامت انسانی نیز توجه داشت.
چگونه میتوان از نگاه تقابلی میان دین و پیشرفت عبور کرد؟
برای عبور از این نگاه، ابتدا باید از قضاوت کلی درباره دینداری فاصله گرفت و به تفاوت میان باور، برداشت و رفتار توجه کرد. ایمان دینی زمانی میتواند نقشی سازنده در جامعه داشته باشد که با تلاش برای یادگیری، انجام درست وظایف، رعایت حقوق دیگران و مشارکت در حل مسائل عمومی همراه شود.
همچنین لازم است درباره نقش دین در پیشرفت، بهجای تکیه صرف بر ادعاهای کلی، به نتایج عملی توجه کنیم. تقویت اخلاق عمومی، کاهش تبعیض، افزایش مسئولیتپذیری و گسترش فعالیتهای اجتماعی، از جمله حوزههایی هستند که میتوان نقش ارزشهای دینی و اخلاقی را در آنها بررسی کرد.
در عین حال، نباید همه مشکلات توسعه را به فاصله گرفتن از ارزشهای دینی یا ضعف اخلاق فردی نسبت داد. مسائل اقتصادی و اجتماعی معمولاً مجموعهای از عوامل مدیریتی، نهادی، فرهنگی و ساختاری دارند و برای حل آنها به راهکارهای متناسب با هر مسئله نیاز است.
دینداری چه زمانی میتواند به نیرویی برای پیشرفت تبدیل شود؟
پرسش اصلی این نیست که جامعه برای پیشرفت باید دین را کنار بگذارد یا به گذشته بازگردد؛ بلکه این است که چگونه میتوان میان باورهای دینی، عقلانیت، علمآموزی و نیازهای امروز جامعه پیوندی مؤثر برقرار کرد.
ایمان دینی، در صورتی که با احترام به حقوق دیگران، پذیرش اهمیت دانش، مسئولیتپذیری و تلاش برای عدالت همراه باشد، میتواند به تقویت انگیزههای فردی و همبستگی اجتماعی کمک کند. در مقابل، هر برداشتی از دین که به توجیه فساد، نادیده گرفتن حقوق مردم یا مخالفت بیدلیل با دانش و تجربه بینجامد، نیازمند بررسی و نقد جدی است.
در نهایت، دینداری را نمیتوان بهطور ذاتی مانعی برای پیشرفت دانست؛ همانطور که صرف برخورداری از باورهای دینی نیز تضمینکننده توسعه نیست. پیشرفت پایدار به ترکیبی از علم، مدیریت کارآمد، نهادهای پاسخگو، اخلاق عمومی و مشارکت اجتماعی نیاز دارد.
ایمان دینی میتواند در کنار این عوامل، منبعی برای امید، مسئولیتپذیری و خدمت به دیگران باشد. بهرهگیری از این ظرفیتها، همراه با توجه به واقعیتهای جامعه و الزامات علم و توسعه، میتواند به ساختن ایرانی آبادتر، عادلانهتر و برخوردار از امید بیشتر به آینده کمک کند.

