به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، داریوش بزرگ، شاهنشاه ایران، بیش از هر چیز به دلیل سازماندهی هوشمندانه امپراتوری پهناور هخامنشی و تقسیم آن به ساتراپیها شناخته میشود. بااینحال، دستاوردهای داریوش به این موارد محدود نبود. یکی از اقدامات کمتر شناختهشده او حفر کانال باستانی سوئز بود.
داریوش پس از تثبیت سلطه خود بر مصر در اواخر قرن ششم پیش از میلاد، دستور ساخت کانالی میان رود نیل و دریای سرخ را صادر کرد. این کانال میتوانست
ارتباط مصر با دیگر بخشهای امپراتوری ایران را آسانتر کند. اگرچه کانال داریوش به عنوان یک آبراه دائمی باقی نماند، این دستاورد مهندسی شایسته توجه بیشتری است.
اثر مُهری مومی از مُهر داریوش بزرگ، تبس، مصر، حدود قرن ششم تا پنجم پیش از میلاد.منبع: موزه بریتانیا
بلندپروازیهای یک شاه هخامنشی
داریوش اول، که بیشتر با نام داریوش بزرگ شناخته میشود، سومین فرمانروای امپراتوری هخامنشی بود و از سال ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد حکومت کرد. در دوران سلطنت او، قلمروی امپراتوری از دره سند در شرق تا دریای اژه، مصر و لیبی در غرب گسترش یافت.
هنگامی که داریوش اول به تخت سلطنت نشست، امپراتوری هخامنشی بزرگترین قدرت سیاسی خاورمیانه به شمار میرفت. مصر نیز به تصرف ایرانیان درآمده بود. این سرزمین از نظر تولید غلات و همچنین کنترل دسترسی به شرق دریای مدیترانه، اهمیت فراوانی برای امپراتوری داشت.
داریوش از سازندگان بزرگ تاریخ ایران بود. یکی از مهمترین طرحهای عمرانی او، ایجاد ارتباط میان رود نیل و دریای سرخ بود. تا پیش از آن، کالاهایی که میان مصر و دریای سرخ جابهجا میشدند، از مسیرهای زمینی عبور میکردند. پیمودن این راهها به شمار زیادی حیوان بارکش و نیروی انسانی نیاز داشت و تأمین آب و حفظ امنیت مسیر نیز دشواریهای خاص خود را به همراه داشت.
بااینحال، مسیر آبی مستقیمی میان خلیجفارس و دریای مدیترانه وجود نداشت. کشتیها میتوانستند از رود نیل به سمت پاییندست حرکت کنند و به دریای مدیترانه برسند. از سوی دیگر، کشتیهایی که از مصر وارد دریای سرخ میشدند، میتوانستند به سوی دریای عرب حرکت کنند و سرانجام به خلیج فارس برسند.
داریوش میدانست که نمیتواند فاصلههای گسترده میان ساتراپیهای امپراتوری خود را از میان بردارد، اما میتوانست رفتوآمد میان این سرزمینها و پیمودن این فاصلهها را آسانتر کند.
تندیس سنوسرت سوم، پادشاه مصر در دوره پادشاهی میانه، حدود سالهای ۱۸۷۴ تا ۱۸۵۵ پیش از میلاد.منبع: موزه بریتانیا
فرعونهایی که پیش از داریوش برای این کار تلاش کرده بودند
اندیشه اتصال رود نیل به دریای سرخ، پیش از داریوش نیز مطرح شده بود. نویسندگان باستان در دورههای بعد، نخستین تلاش برای انجام این کار را به فرمانروایی افسانهای به نام سسوستریس نسبت دادند. برخی مورخان معتقدند منظور از این فرمانروا، سنوسرت سوم، فرعون مصر در دوره پادشاهی میانه بوده است. او در قرن نوزدهم پیش از میلاد زندگی میکرد و فرمانروایی داشت. اطلاعات چندانی درباره تلاش سنوسرت سوم در دست نیست، اما شواهد باستانشناختی نشان نمیدهند که او در حفر این کانال موفق شده باشد. ارسطو زمانی ادعا کرد که همین فرمانروا، از بیم ورود آب شور دریا به رود نیل و غیرقابلشرب شدن آب آن، داوطلبانه عملیات حفر کانال را متوقف کرد.
«یکی از پادشاهان آنان کوشید کانالی به سوی آن حفر کند؛ زیرا اگر تمام این منطقه قابلیت کشتیرانی پیدا میکرد، سود فراوانی برای آنان داشت. گفته میشود سسوستریس نخستین پادشاه باستانی بود که چنین تلاشی کرد، اما دریافت که سطح دریا از سطح زمین بالاتر است. بنابراین، او و پس از او داریوش، حفر کانال را متوقف کردند تا آب دریا با آب رودخانه درنیامیزد و آن را فاسد نکند.»
ارسطو، هواشناسی، کتاب اول، بخش ۱۴
تلاش دیگری که اطلاعات مستندتری درباره آن وجود دارد، در دوران فرمانروایی فرعون نخو دوم صورت گرفت؛ پادشاهی که حدود سالهای ۶۱۰ تا ۵۹۵ پیش از میلاد بر مصر حکومت میکرد. هرودوت مینویسد که نخو دوم حفر کانال را آغاز کرد و بیش از ۱۰۰ هزار کارگر در جریان این تلاش جان باختند. البته باید این رقم را با تردید جدی در نظر گرفت، زیرا هرودوت به بزرگنمایی اعداد و ارقام شهرت دارد.
درمجموع، داریوش میراثدار سنتی طولانی از تلاشها برای اتصال رود نیل به دریای سرخ بود.
نمای ماهوارهای رود نیلمنبع: ویکیمدیا کامنز
چالشهای ساخت کانال
حفر کانالی در شمالشرقی مصر کار آسانی نبود. در دوران باستان، چشمانداز میان رود نیل و دریای سرخ ترکیبی پیچیده از بستر رودخانهها، دشتهای کمارتفاع، فرورفتگیهای طبیعی، دریاچهها و بیابانها بود. مسیری که از طریق وادی تومِیلات دو پهنه آبی را به یکدیگر مرتبط میکرد، در تمام طول خود قابلیت کشتیرانی نداشت. وادی تومِیلات درهای است که از دلتای نیل به سمت شرق و در جهت تنگه سوئز امتداد مییابد. بخش غربی این دره در محدوده دشت سیلابی نیل قرار داشت، در حالی که نواحی شرقی آن بهمراتب خشکتر بودند.
رسوبگذاری مشکل بزرگتری بود. رود نیل مقادیر زیادی گلولای و رسوبات با خود حمل میکرد. این مواد سرانجام هر کانالی را که به رودخانه متصل بود، مسدود میکردند. رسوبات اغلب سریعتر از آن انباشته میشدند که بتوان آنها را خارج کرد. پاکسازی کانال نیز باید به دست کارگرانی انجام میشد که ابزارهای دستی و نسبتاً ابتدایی در اختیار داشتند. از سوی دیگر، جریان آب با استفاده از کانالها و خاکریزهای سادهای کنترل میشد که همیشه قابلاعتماد نبودند. اجرای چنین طرح عظیمی به نیروی کار گستردهای نیاز داشت که باید دستمزد و غذای آنها تأمین میشد.
علاوه بر این، جریان آب باید در وضعیت کاملاً مناسبی قرار میگرفت. آب ناکافی به این معنا بود که کشتیها نمیتوانستند در کانال حرکت کنند. آب بیش از حد نیز موجب افزایش رسوبگذاری و احتمال وقوع سیلاب میشد. با وجود این، مسیر وادی تومِیلات نقطه شروع مهمی به شمار میرفت. هدف نهایی، تبدیل آبراهههای موجود به کانالی قابلاستفاده برای کشتیرانی بود؛ بهگونهای که نیاز به حفاریهای اضافی تا حد امکان کاهش یابد.
داریوش بزرگ چگونه کانال سوئز باستانی را ساخت؟
داریوش بزرگ دریافت که با بهرهگیری از ویژگیهای جغرافیایی منطقه میتوان کانال سوئز را حفر کرد. نیازی نبود آبراههای تازه در سراسر تنگه سوئز حفر شود. کانال داریوش از رود نیل در بخش شرقی دلتای آن آغاز میشد و به سمت شرق، از میان وادی تومِیلات امتداد مییافت؛ سپس به دریاچههای منطقه تنگه سوئز میرسید و درنهایت به دریای سرخ متصل میشد. این مسیر تا جایی که امکان داشت، از عوارض طبیعی زمین پیروی میکرد و در بخشهایی که چنین امکانی وجود نداشت، حفاریهای جدید انجام میشد.
نخستین اقدام، برقراری ارتباط کانال با رود نیل بود. داریوش این کار را در نزدیکی سکونتگاه بوباسْتیس، در شرقیترین شاخه رودخانه، انجام داد. از آنجا، مسیر کانال در امتداد وادی تومِیلات تا تلالمسخوطه و لبه شرقی دلتای نیل ادامه مییافت.
داریوش خود روند حفر کانال را در مجموعهای از کتیبهها ثبت کرد که در امتداد آن نصب شده بودند. پنج سنگنوشته مهم از این مجموعه شناسایی شدهاند. اهمیت این کتیبهها در آن است که منبعی مستقیم از دوران داریوش به شمار میروند، نه روایتی که نویسندگان یونانی در دورههای بعد نقل کرده باشند.
تعیین ابعاد دقیق کانال دشوار است. هرودوت ادعا میکرد که عرض کانال به اندازهای بود که دو کشتی سهپارویی میتوانستند با پاروهای باز از کنار یکدیگر عبور کنند. او همچنین نوشته است که پیمودن طول کانال چهار روز زمان میبرد و طول آن هزار استادیا بود. برای درک بهتر این اندازه، باید دانست که عرض کشتیهای سهپارویی باستانی حدود چهار تا شش متر بود. هزار استادیا نیز معادل کمی بیش از ۱۵۰ کیلومتر است.
قطعهای از سنگنوشته شلوف، مصر، حدود سالهای ۵۲۲ تا ۴۸۶ پیش از میلاد.منبع: موزه لوور
سنگنوشتههای داریوش بزرگ
سنگنوشته شلوف مشهورترین کتیبه از میان سنگنوشتههایی است که داریوش در امتداد کانال سوئز باستانی برپا کرد. نام این سنگنوشته از محل کشف آن گرفته شده است. این اثر اکنون در موزه لوور نگهداری میشود؛ البته آنچه باقی مانده، تنها قطعهای از سنگنوشته اصلی است.
این سنگنوشته ساختاری پیچیده داشت. یک سوی آن حاوی متنی به خط هیروگلیف مصری بود و سوی دیگر، کتیبهای شاهانه از امپراتوری هخامنشی را در سه زبان فارسی باستان، ایلامی و بابلی در بر میگرفت که هر سه با خط میخی نوشته شده بودند. چنین روشی در یادمانهای سلطنتی هخامنشیان کاملاً رایج بود.
این سنگنوشته از جنس گرانیت ساخته شده بود. متن فارسی باستان آن نسبتاً روشن و مستقیم است: داریوش به عنوان پادشاهی معرفی میشود که مصر را فتح کرد و فرمان حفر کانال را صادر کرد. نسخه مصری کتیبه نیز نام مقامهایی را ثبت کرده است که برای نظارت بر عملیات ساخت کانال اعزام شده بودند. همچنین در این متن به کشتیهایی اشاره شده است که کالاها را به ایران منتقل میکردند.
«داریوش، شاه، میگوید: من پارسی هستم. از پارس حرکت کردم و مصر را فتح کردم. فرمان دادم این کانال را از رودخانهای که نیل نام دارد و در مصر جریان دارد، تا دریایی که از پارس آغاز میشود، حفر کنند. پس هنگامی که این کانال، مطابق فرمان من، حفر شد، کشتیها از مصر از طریق این کانال به پارس رفتند؛ همانگونه که قصد داشتم.»
سنگنوشته شلوف
نکته قابلتوجه در این کتیبه آن است که داریوش مدعی فتح مصر میشود؛ در حالی که مصر درواقع در سال ۵۲۵ پیش از میلاد، به دست کمبوجیه دوم، پادشاه پیشین هخامنشی، فتح شده بود. داریوش ترجیح داد فتح مصر را نیز، نه فقط حفر کانال سوئز باستانی را، بخشی از دستاوردهای سلطنتی خود معرفی کند.
نقشبرجسته داریوش بزرگ، تخت جمشید، حدود ۵۰۰ پیش از میلاد
میراث کانال سوئز در دوران هخامنشیان
کانال سوئز باستانی طرحی نبود که قرار باشد ایران را به قدرتی دریایی تبدیل کند که هیچ رقیبی نداشته باشد. این کانال صرفاً حملونقل کالا میان شرق مدیترانه و سرزمینهای دورتر در شرق را تسهیل میکرد. این آبراه از نظر نظامی نیز ظرفیتهایی داشت؛ زیرا دسترسی ایرانیان به دریای سرخ را بدون نیاز به دریانوردی در اطراف شبهجزیره عربستان فراهم میکرد. با این حال، شواهدی در دست نیست که نشان دهد چنین استفادهای به طور منظم صورت میگرفته است.
این کانال پس از سقوط امپراتوری ایران نیز به حیات خود ادامه داد و در دوره دودمان بطلمیوسی بازسازی شد. بطلمیوس دوم فیلادلفوس، که از سال ۲۸۳ تا ۲۴۶ پیش از میلاد فرمانروایی کرد، دستور بازسازی کانال و گسترش آن تا دریای سرخ را صادر کرد. این آبراه در دوره رومیان نیز همچنان مورد استفاده قرار میگرفت.
تراژان، امپراتور روم که از سال ۹۸ تا ۱۱۷ میلادی حکومت کرد، فرمان داد این آبراه دوباره بازگشایی و مسیر آن اصلاح شود. مسیر جدید رومی در نزدیکی قاهره به سمت جنوب امتداد مییافت. این امتداد را آمنیـس تراژانوس (Amnis Traianus) یا «کانال تراژان» مینامیدند.
پس از فتح مصر به دست مسلمانان در قرن هفتم میلادی، فرمانده مسلمان، عمرو بن عاص، دستور داد کانال بار دیگر بازگشایی شود. اما در قرن هشتم میلادی، ابوجعفر منصور، خلیفه عباسی، فرمان داد آن را مسدود کنند. هدف او جلوگیری از انتقال تدارکات به دشمنانی در مکه و مدینه بود که علیه حکومت عباسی شورش کرده بودند.
با مسدود شدن کانال، ارتباط آبی میان رود نیل و دریای سرخ عملاً قطع شد؛ وضعیتی که تا زمان ساخت کانال سوئز مدرن در قرن نوزدهم میلادی ادامه یافت.
منبع: www.thecollector.com

