مبلغ – سرویس جامعه: یکی از چالش‌های بنیادین انسان معاصر، ترویج نوعی بی‌تفاوتی شیک زیر نقاب مدارای افراطی و نسبی‌گرایی اخلاقی است. در جهان امروز که شبکه‌های اجتماعی احساسات عمومی را بمباران می‌کنند، گاهی این پیام القا می‌شود که فرد آگاه نباید نسبت به هیچ رفتاری موضع تند یا انزجار داشته باشد. این رویکرد خنثی، جامعه را به بستری بی‌دفاع در برابر نفوذ فساد اداری، تباهی اقتصادی و انحطاط فرهنگی تبدیل می‌کند. جامعه‌شناسان انتقادی سال‌هاست هشدار می‌دهند که حذف عواطف بنیادین از حوزه عمومی، سرمایه اجتماعی را نابود می‌سازد. یک ارگانیسم زنده همان‌گونه که برای جذب مواد مغذی نیاز به اشتها دارد، برای بقای خود نیازمند سیستم دفاعی قوی برای دفع سموم است. ساختار جمعی انسان‌ها نیز دقیقاً بر پایه همین دو قطب پیش می‌رود؛ کشش به سمت پاکی و انزجار فعال از تباهی.

وقتی در شهری، شهروندان در مواجهه با دست‌اندازی به اموال عمومی یا اختلاس‌های کلان، شانه بالا بیندازند و احساس خشم مقدس یا انزجار درونی در آنان برانگیخته نشود، چرخه نظارت همگانی فلج خواهد شد. بی‌تفاوتی، گران‌ترین هزینه‌ای است که یک ملت می‌پردازد. نقطه مقابل این وضعیت رخوت‌بار، جامعه‌ای است که نبض هیجان‌های مشترک آن منظم می‌زند؛ یعنی برای ایثار، شجاعت، تولید پاک و خدمت بی‌منت سرشار از محبت و تجلیل است و در عین حال، در برابر فریب، رانت‌خواری و خیانت، احساس بیزاری و بیگانگی نشان می‌دهد. این قطب‌بندی عاطفی نه تنها نشانه خشونت یا تعصب کور نیست، بلکه شاخص سلامت روانی و فرهنگی یک ملت محسوب می‌شود.

جامعه‌شناس نامدار آلمانی، امیل دورکیم، در تبیین انسجام اجتماعی نشان می‌دهد که وجدان جمعی یک جامعه، مجموعه‌ای از باورها و احساسات مشترک میان شهروندان است. هنگامی که یک هنجار بنیادین شکسته می‌شود، جامعه با برانگیختن خشم جمعی و واکنش عاطفی منفی، مرزهای ارزش‌های خود را بازسازی می‌کند. اگر این انزجار عمومی محو شود، وجدان جمعی مضمحل شده و آسیب‌های هنجاری موسوم به آنومی تمام ساختارهای حقوقی و مدنی را در خود می‌بلعد. بنابراین، عاطفه جمعی، پلیس درونی یک تمدن است که پیش از مداخله قوانین خشک قضایی، مسیر انحراف را می‌بندد.

در تمدن اسلامی، این اصل اساسی زیست انسانی نه به شکل گزاره‌های انتزاعی، بلکه به عنوان ستون خیمه باورهای دینی فرمول‌بندی شده است. اسلام دین تعادل جاذبه و دافعه است. مفاهیم بلندی چون تولی و تبری، پیش از آنکه آداب آیینی باشند، استراتژی جامعه‌شناختی برای حفظ هویت جمعی به شمار می‌روند. مؤمن در دستگاه تربیتی اهل بیت، انسانی خنثی و بی‌رگ نیست؛ او کانون محبت به همه نیکی‌ها و منبع دافعه شجاعانه در برابر ظلم و آلودگی است. این پیوند احساسی به گونه‌ای است که پیشوایان دین، تمام حقیقت شریعت را در همین قطب‌بندی عاطفی خلاصه کرده‌اند.

نگاهی به متون اصیل حدیثی نشان می‌دهد که دینداری بدون انزجار از زشتی‌ها و بدون دلبستگی به راستی‌ها، پوستی بدون مغز است. امام باقر علیه‌السلام در گفتگویی راهگشا با یکی از یاران خود، دین را با محوریت محبت و گرایش قلبی بازتعریف می‌کند و نشان می‌دهد که گوهر ایمان از جنس عاطفه هدفمند است:

عَنْ زِیَادٍ الْحَذَّاءِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ قَالَ: یَا زِیَادُ وَیْحَکَ وَ هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ؟ أَلَا تَرَی إِلَی قَوْلِ اللَّهِ: إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ.

ترجمه: زیاد حذاء نقل می‌کند که امام باقر علیه‌السلام به او فرمود: ای زیاد، وای بر تو! مگر دین چیزی جز محبت است؟ آیا به سخن خداوند توجه نکرده‌ای که می‌فرماید: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد.

الکافی، ثقة الاسلام الکلینی، جلد ۸، صفحه ۸۰

تکمیل‌کننده این نگاه، بیانی است که از رسول گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله و امام صادق علیه‌السلام به تواتر نقل شده و معتبرترین دستاویز ایمان را صراحتاً محبت به پاکی‌ها و برائت از پلیدی‌ها برمی‌شمارد. این روایت گران‌سنگ، محکم‌ترین ریسمان ارتباط بنده با حق را نه در ظاهرسازی‌های فردی، بلکه در هم‌جهت کردن عواطف با ارزش‌های الهی و اجتماعی می‌داند:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لِأَصْحَابِهِ: أَیُّ عُرَی الْإِیمَانِ أَوْثَقُ؟ فَقَالُوا: اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَعْلَمُ، وَ قَالَ بَعْضُهُمُ: الصَّلَاةُ، وَ قَالَ بَعْضُهُمُ: الزَّکَاةُ، وَ قَالَ بَعْضُهُمُ: الصِّیَامُ، وَ قَالَ بَعْضُهُمُ: الْحَجُّ وَ الْعُمْرَةُ، وَ قَالَ بَعْضُهُمُ: الْجِهَادُ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: لِکُلِّ مَا قُلْتُمْ فَضْلٌ وَ لَیْسَ بِهِ، وَ لَکِنْ أَوْثَقُ عُرَی الْإِیمَانِ الْحُبُّ فِی اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِی اللَّهِ، وَ تَوَالِی أَوْلِیَاءِ اللَّهِ وَ التَّبَرِّی مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ.

ترجمه: پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله به یارانش فرمود: کدام‌یک از دستاویزهای ایمان محکم‌تر است؟ گفتند: خدا و پیامبرش داناترند؛ برخی گفتند نماز، برخی زکات، برخی روزه، برخی حج و عمره و برخی جهاد. رسول خدا فرمود: برای هر آنچه گفتید فضیلتی است اما محکم‌ترین دستاویز این‌ها نیست؛ بلکه محکم‌ترین دستگیره ایمان، دوست داشتن برای خدا، خشم و بیزاری برای خدا، دوستی با دوستان خدا و برائت از دشمنان خداست.

الکافی، ثقة الاسلام الکلینی، جلد ۲، صفحه ۱۲۵

در منطق قرآن کریم نیز جامعه‌ای که در آن مرزبندی‌های اخلاقی بر پایه انزجار از طغیان و وابستگی به حق نباشد، در لبه سقوط قرار دارد. در آیه ۲۵۶ سوره مبارکه بقره، پذیرش حاکمیت الهی بلافاصله پس از نفی کفر و بیزاری از طغیان مطرح می‌شود:

فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی لَا انْفِصَامَ لَهَا وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.

ترجمه: پس هر کس به طاغوت و گردنکشان کفر ورزد و به خدا ایمان آورد، به محکم‌ترین دستگیره چنگ زده است که هرگز گسستنی برای آن نیست، و خداوند شنوا و داناست.

این هندسه دقیق مفهومی گواهی می‌دهد که حیات اجتماعی پایدار، محصول هم‌پوشانی قانون و احساس مسئولیت اخلاقی است. اگر شهروندان یک سرزمین، فضیلت را عاشقانه پاس بدارند و از ستم و اختلاس و دروغ از بن دندان بیزار باشند، جامعه در برابر هرگونه ویروس تباهی مصون می‌ماند. تبدیل این آموزه‌های وحیانی به فرهنگ روزمره عمومی، نیاز مبرم دوران ما برای نجات زیست جمعی از باتلاق بی‌تفاوتی مدرن است.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین