به گزارش خبرآنلاین، ورود لانا نسیبه، دستیار وزیر امور خارجه امارات متحده عربی در امور سیاسی و سفیر پیشین این کشور در سازمان ملل متحد به عرصه رقابت برای تصدی عالیترین کرسی این نهاد بینالمللی، ابعادی فراتر از مناسبات مرسوم دیپلماتیک پیدا کرده است.
بررسی مجاری انتشار اخبار این نامزدی نشان میدهد که ردپای شرکتهای مشاورهای و لابیگری حرفهای در شکلدهی به افکار عمومی بینالمللی کاملاً مشهود است.
یکی از سرنخهای عینی در این پرونده، نقشآفرینی مستقیم شرکت بینالمللی Teneo است؛ موسسهای که یان هرومادکو، از مدیران ارشد اجرایی آن، مسئولیت ارسال مستقیم بیانیه اعلام نامزدی و سند چشمانداز نسیبه را به تحریریه خبرگزاریها و خبرنگاران ارشد بر عهده داشت.
این شرکت پیش از این نیز سابقه ارائه خدمات ارتباطاتی به ابوظبی، از جمله قراردادی یک میلیون و ۶۰۰ هزار دلاری در جریان برگزاری کنفرانس اقلیمی کاپ۲۸ را در کارنامه خود دارد که منابع مالی آن از سوی بازوی انرژیهای تجدیدپذیر شرکت ملی نفت امارات تامین شده بود.
غزه در ویترین تیترها؛ سودان در حاشیه اخبار
شگرد ارتباطاتی این کارزار در گزینش مضامین و چینش واژگان تیترها نمایان شده است.
روزنامه بریتانیایی گاردین با تیتر «دیپلمات اماراتی که به رساندن کمک به غزه کمک کرد، وارد رقابت دبیرکلی سازمان ملل متحد شد»، خط خبری اصلی را کلید زد.
این قاببندی در شرایطی شکل گرفت که برت مکگورک، مشاور ارشد پیشین امنیت ملی آمریکا، جایگاه امارات به عنوان یکی از تامینکنندگان اصلی کمکهای انسانی به غزه را به اقدامات نسیبه نسبت داده بود.
نسیبه در پیشبرد مذاکرات قطعنامه ۲۷۲۰ شورای امنیت در دسامبر ۲۰۲۳ نقشی فعال داشت؛ اما تمرکز انحصاری بر این پرونده در تیتر رسانهها، کارکردی آشکار در به محاق بردن پروندههای مناقشهبرانگیز سیاست خارجی ابوظبی دارد.
نسیبه در مذاکرات مربوط به قطعنامه ۲۷۲۰ شورای امنیت سازمان ملل، مصوب دسامبر ۲۰۲۳، نقش داشت؛ قطعنامهای که با هدف تسهیل و افزایش کمکهای بشردوستانه به غزه تصویب شد. با این حال، نقش یک دیپلمات در مذاکره برای تصویب قطعنامه با مسئولیت مستقیم در تأمین یا تضمین ورود کمکها یکسان نیست. نسبتدادن دستاوردهای گسترده بشردوستانه به یک فرد، بدون توضیح نقش سایر بازیگران و موانع اجرای تصمیمها، میتواند تصویری سادهشده از واقعیت ایجاد کند.
در واقع، این دستاورد بشردوستانه به سپری محافظ در برابر انتقادات تند بدل شده و پرسشهای بنیادین درباره سایر عملکردهای منطقهای امارات را به گوشه و کنار گزارشها رانده است.
پرونده سودان؛ جنایاتی که در سایه قرار گرفتند
در نقطه مقابل تصویر خیرخواهانهای که از نامزد امارات ساخته شده، حمایتهای نظامی و تدارکاتی ابوظبی از نیروهای پشتیبانی سریع سودان (RSF) قرار دارد.
هیئت کارشناسان سازمان ملل متحد در گزارش رسمی ژانویه ۲۰۲۴ خود، مستندات انتقال تسلیحات از امارات به این شبهنظامیان را «معتبر» ارزیابی کرد؛ گروهی که واشنگتن و نهادهای حقوق بشری رسماً آنها را به ارتکاب جنایت علیه بشریت و نسلکشی متهم ساختهاند.
نسیبه در دوران ماموریت خود به عنوان نماینده رسمی کشورش، همواره در خط مقدم دفاع دیپلماتیک از مواضع ابوظبی و انکار این اتهامات ایستاده بود.
بنابراین هدایت توجه رسانهها به تحولات غزه، اقدامی هدفمند برای جلوگیری از موشکافی کارنامه او در پرونده سودان و کاستن از فشار افکار عمومی در خصوص تعهد وی به موازین حقوق بشر و بیطرفی دبیرکل آینده به شمار میرود.
اعتراض به نقض گردش جغرافیایی و ادعای استقلال
نامزدی دیرهنگام نسیبه مناسبات سیاسی درون سازمان ملل متحد را نیز برهم زده است.
جامعه کشورهای آمریکای لاتین و کارائیب (CELAC) با ارسال نامهای اعتراضی به شورای امنیت یادآور شدهاند که طبق عرف غیررسمی گردش منطقهای، نوبت تصدی دبیرکلی به این قاره تعلق دارد و حضور نماینده امارات درست زمانی کلید خورده که اجماع روی نامزدی ربکا گرینسپن از کاستاریکا در حال تکمیل بود.
از سوی دیگر، کارزار حامی نسیبه برای مهار اتهام تعارض منافع، بلافاصله در بیانیههای توزیعشده ادعا کرد که وی از سمتهای دولتی خود مرخصی گرفته و در صورت انتخاب، با استقلال کامل فعالیت خواهد کرد.
با این حال، گرفتن مرخصی اداری بههیچعنوان پاسخگوی ابهامات ساختاری درباره میزان وابستگی یک مقام ارشد به ساختار حاکمیتی حامی خود نیست.
تکرار الگوی سفیدشویی سیاسی شیخنشینها
بهرهگیری از شرکتهای لابیگری غربی و مهندسی تصویر در رسانهها، الگوی همیشگی دولتهای نفتخیز حاشیه خلیج فارس برای فرار از هزینههای اعتباری سیاستهای پرمناقشه است.
همانگونه که عربستان سعودی پس از ماجرای قتل جمال خاشقجی با قراردادهای سنگین تبلیغاتی و بهرهگیری از حوزه ورزش و سرگرمی درصدد ترمیم وجهه بینالمللی خود برآمد، دستگاه دیپلماسی امارات نیز اکنون تمامی ظرفیتهای ارتباطاتیاش را به کار گرفته است.
این تلاش هماهنگ نشان میدهد که چگونه قدرت مالی و قراردادهای روابط عمومی میتوانند با دگرگون ساختن اولویتهای خبری، افکار عمومی را به سمت روایتی سفارشی سوق دهند.
شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل متحد اکنون در برابر تصمیمی تاریخی قرار دارند: اینکه آیا کرسی عالیترین نهاد بینالمللی باید به دیپلماتی سپرده شود که کارزار رسانهایاش پیش از اثبات شایستگی، در پی لاپوشانی جنایات متحدانش در آفریقاست، یا استقلال، سابقه شفاف و عدالت جغرافیایی معیار انتخاب دبیرکل بعدی خواهد بود.
۴۲/۴۲

