به گزارش خبرآنلاین، نشریه نیویورکر در یادداشتی تحلیلی به قلم یک روزنامهنگار اسپانیایی، به بررسی تحول فکری مایکل والزر، فیلسوف و نظریهپرداز آمریکایی در قبال جنگ غزه پرداخته است. والزر که اکنون ۹۰ سال سن دارد، استاد ممتاز موسسه مطالعات پیشرفته در پرینستون و سردبیر پیشین مجله چپگرای دیسنت است. او با نگارش کتاب «جنگهای عادلانه و ناعادلانه» در نزدیک به ۵۰ سال پیش، تلاش کرد تا مرزهای حق و باطل را در علل و نحوه هدایت جنگها ترسیم کند. این کتاب پس از جنگ ویتنام نوشته شد و هنوز هم در بسیاری از مدارس نظامی از جمله وستپوینت به عنوان متن درسی تدریس میشود.
اصول بنیادین «جنگهای عادلانه و ناعادلانه» پیچیده نیست. بر اساس این کتاب، دفاع از کشور در برابر تهاجم عادلانه است، اما بمباران کورکورانه شهرها برای وادار کردن دشمن به تسلیم، ناعادلانه تلقی میشود. در نظریه او، عدالت در آغاز جنگ که همان حق دفاع است، از عدالت در نحوه جنگیدن و رعایت حقوق غیرنظامیان کاملاً مجزا در نظر گرفته میشود. با این حال، تحولات پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳ میلادی در سرزمینهای اشغالی و نوار غزه، این فیلسوف یهودی را در مسیر یک بازنگری عمیق و دردناک قرار داد.
از توجیه اولیه تا اعتراف به محاصره ناعادلانه
والزر که همواره حامی موجودیت تلآویو بوده است، در روزهای نخست پس از هفتم اکتبر حق این رژیم را برای پاسخگویی به رسمیت شناخت، اما خیلی زود محاصره طولانیمدت غزه را یک اقدام کاملاً ناعادلانه توصیف کرد. او با استناد به متون مذهبی یهودیت تاکید کرد که محاصره کامل یک شهر ممنوع است و همواره باید مسیری برای خروج غیرنظامیان باز گذاشته شود. والزر در ماههای ابتدایی جنگ معتقد بود که اصل جنگ تلآویو عادلانه است و پنهان شدن نیروهای مقاومت در میان غیرنظامیان، اجتناب از تلفات را غیرممکن کرده است، اما با گذشت زمان و افزایش تصاعدی آمار کشتهشدگان، لحن و نگاه این فیلسوف نیز تغییر کرد.
والزر در ماههای ابتدایی جنگ معتقد بود که اصل جنگ تلآویو عادلانه است و پنهان شدن نیروهای مقاومت در میان غیرنظامیان، اجتناب از تلفات را غیرممکن کرده است، اما با گذشت زمان و افزایش تصاعدی آمار کشتهشدگان، لحن و نگاه این فیلسوف نیز تغییر کرد.
نخستین نشانههای این تغییر در سپتامبر ۲۰۲۴ و پس از انفجار پیجرها در لبنان و سوریه نمایان شد. این رویداد که به کشته و مجروح شدن هزاران نفر از جمله کودکان منجر شد، والزر را واداشت تا در مقالهای در نیویورکتایمز این اقدام را یک حمله تروریستی و احتمالاً جنایت جنگی بخواند که تندترین انتقاد او از مقامات تلآویو تا آن زمان به شمار میرفت.
فروپاشی مرزهای نظریه دفاع مشروع
با طولانی شدن جنگ و مشخص شدن ابعاد ویرانیها، والزر به تدریج با ایده موشه یعلون، وزیر دفاع پیشین اسرائیل همسو شد که معتقد بود این مناقشه به دو جنگ مجزا تبدیل شده است؛ یک دفاع مشروع در ابتدا و یک جنگ ناعادلانه برای پاکسازی قومی در شمال غزه در مقطع کنونی. والزر در گفتگو با خبرنگار نیویورکر اعتراف کرد که همواره سعی داشته قضاوت درباره مشروعیت جنگ و نحوه جنگیدن را از یکدیگر جدا نگه دارد، اما اکنون این دیوار در ذهن او در حال فروپاشی است.

او با صدایی آمیخته به تسلیم گفت که کشتار مداوم و بیرحمانه در غزه، اساساً کل این جنگ را به یک جنگ ناعادلانه تبدیل کرده است. این چرخش تاریخی در تفکر کسی رخ میدهد که نیم قرن از استقلال این دو مفهوم دفاع کرده بود. او اکنون استدلال میکند که همانطور که در موارد اضطراری مربوط به بقا، حقانیت هدف میتواند اقدامات غیراخلاقی را توجیه کند، در نقطه مقابل نیز، عبور از مرزهای کشتار شدید میتواند حقانیت اولیه هدف را به طور کامل از بین ببرد.
انتقاد صریح در قلب اسرائیل
اوج این تحول فکری زمانی آشکار شد که والزر در کنفرانسی که به افتخار او در قدس برگزار شده بود، سخنرانی کرد. او در برابر حضاری که برخی از آنها منتقدان سرسخت او بودند، با صراحت حملات اخیر به غزه را با هدف غیرقابل سکونت کردن این منطقه توصیف کرد و تاکید داشت که تلآویو محاصره را به گونهای مدیریت کرده است که هیچ پایانی برای رنج و هیچ تسکینی برای آوارگان متصور نیست.
او در این سخنرانی تاریخساز افزود که تلاش برای پیروزی، زمانی که هیچ راهی برای پیروز شدن جز نابودی غزه و بیرون راندن تمام یا بیشتر مردم آن وجود ندارد، یک تلاش کاملاً جنایتکارانه است. این سخنان در سالنی که به احترام او سکوت کرده بود بازتابی گسترده یافت و والزر در پایان از مقامات تلآویو خواست تا پیش از آنکه نهادهای بینالمللی به حساب آنها رسیدگی کنند، خودشان به محاسبه اعمالشان بپردازند.
سرخوردگی از توجیهات و وفاداری به اصول
در پایان گفتوگوها میان روزنامهنگار و فیلسوف، والزر به سرخوردگی خود از رویکردهای دولت جدید آمریکا در قبال ونزوئلا و ایران اشاره کرد و کاربرد ادبیات جنگ عادلانه توسط مقامات تندرو را مورد انتقاد قرار داد. او همچنین از جریان چپگرای آمریکا که اکنون تنها در یک جبهه میجنگند و اصول پیشین خود را فراموش کردهاند، ابراز بیگانگی کرد، اما بزرگترین درگیری او درونی و با وجدان خودش بود.
او اعتراف کرد که در قضاوت درباره ویرانگری جنگ غزه بیش از حد کند عمل کرده است. والزر گفت دوستان اسرائیلیاش مدام به او اطمینان میدادند که ارتش در انتخاب اهداف خود دقت میکند، اما او دیر متوجه شد که این ادعاها حقیقت نداشته و سیاستی پنهان برای غیرقابل سکونت کردن بخشهایی از غزه در جریان بوده است. با وجود این حسرت و تاخیر در قضاوت، والزر در ۹۰ سالگی همچنان بر این باور است که تلاش کرده تا گفتگویی را پایهگذاری کند که در نهایت به پایان دادن به جنگها کمک کند. فیلسوفی که نیم قرن پیش برای توجیه دفاع نظریهپردازی کرده بود، اکنون به نمادی از وجدان بیدار در برابر جنایاتی تبدیل شده است که چارچوبهای تئوریک خودش را نیز در هم شکسته است.

