نیمه دوم سال مصادف است با آغاز جشنوارههای سینمایی در تهران. از جشنواره فیلم کوتاه گرفته تا جشنواره سینما حقیقت و فیلم فجر.جشنوارههایی که به جای آنکه در قلب این تهران رمانتیک برگزار شوند؛ چند سالی است پناه بردهاند به یکی از ساختمانهای بیهویت و متظاهر شهر تهران در حاشیه بزرگراهی با ترافیک همیشگی. ساختمانی که با هر بار حضور در آن احساس حضور در کمیته مشترک ضد خرابکاری – همان موزه عبرت- به من دست داده است.
جشنواره فیلم کوتاه تهران آخرین رویداد برگزار شده در این به اصطلاح پردیس سینمایی است.سینمای کوتاه که برای سالهای طولانی با حضور منتقدان شاخص و سینماگران کنجکاو محلی برای کشف استعدادهای جدید سینمای ایران بود؛حالا با کوچ به این پردیس ترسناک حساب خودش را از تهرانی که ما میشناسیم جدا کرده است.آخرین بار در چه دورهای منتقدانی مانند: جواد طوسی،احمد طالبی نژاد، طهماسب صلح جو،خسرو دهقان و... در پردیس سینمایی ملت حاضر شدند تا به تماشای آثار کوتاه و مستند بنشینند؟! رفت و آمد به این پردیس مستلزم برنامهریزی دقیق و اختصاص یک روز کامل است.باید پیش از آغاز ترافیک نیایش رفت و در ساعتهای پایانی شب پس از روان شدن حرکت نسبی اتوموبیلهای داخل این اتوبان بازگشت.آن هم با صرف هزینهای چند صد هزار تومانی برای تاکسی اینترنتی تازه اگر سفرای محترم! ناز نکنند و سفر را بپذیرند.
پردیس ملت با شهر تهران دوست نیست و انگار تکهای جدا از تهرانی است که ما میشناسیم. انگار ساختمانی است که از دبی پرواز کرده و در نقطهای شمالی جا خوش کرده است.
جشنوارههایی که این روزها پردیس ملت را برای برگزار شدن انتخاب میکنند؛ یک ویژگی مهم دیگر هم دارند: علاوه بر چای و کیک و میان وعده و نهار و شام، «منتقد و نویسنده» را هم با خودشان به اینجا میآورند! در همین مدت کوتاه برگزاری جشنواره فیلم کوتاه کمتر مطلب مستقل و جذابی را میبینیم که رسانهها بدون «وظیفه» درباره این رویداد منتشر کردهاند.نقد و تحلیل حرفهای جای خود را به «سفارش» مطلب با حق الزحمه مکفی! داده و جریان آزاد تحلیل آثار تبدیل شده به چیزی شبیه به مغازههای پاساژ علاالدین که هرکس در آن فضاهای یک وجبی،میزی اجاره کرده و پشت آن ایستاده و مشغول است به کاسبی.حجم کمی این تولیدات در فضای مجازی و صدا و سیما بالا است اما کیفیت؟! تاسف برانگیز است. حتی یک خبرنگار تلویزیونی هم در این میانه میشود تهیه کننده برنامهای درباره فیلم کوتاه اما دریغ که نه گویش درستی دارد و نه حتی میتواند جمله بندیهای مناسبی را برای نقد و تحلیل سینمای کوتاه به کار بگیرد.
اینگونه میشود که منتقد و سینمایی نویس حرفهای بی انگیزه میشود که پا در این بازار مکاره مبتنی بر «عدد و رقم» بگذارد. تازه حتی اگر رنج رسیدن به پردیس ملت را هم بر خود هموار کند، باید از قبل بلیت رزرو کرده باشد و برای یک لیوان چای در صفهای طویل بایستند و.... اینگونه میشود که فیلمساز کوتاه میماند با حجمی از مطالب تمجید آمیز بیکیفیت که ارزیابی واقع بینانهای هم برایش به همراه ندارد.
با پایان جشنواره سفره برچیده میشود تا جشنوارهای دیگر و تکرار هم رویه غلط.
* فیلم ساز و نویسنده

