به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایبنا؛ انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملّی جمهوری اسلامی ایران، کتاب «روزگار بیپناهی؛ مازندران و گرگان از پایان جنگ جهانی دوم تا کودتای ۲۸ مرداد (۱۳۳۵-۱۳۳۲)» را در ۵۲۰ صفحه چاپ و روانه بازار نشر کرد. تحقیق و تدوین این اثر را مصطفی نوری، پژوهشگر سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، انجام داده است. با انتشار این اثر تعداد منشورات سازمان به ۱۶۸۷ عنوان رسید.
در سوم شهریور ۱۳۲۰ ارتش متفقین وارد ایران شد و یک دوره پرآشوب و ناآرامی را از نظر سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی در تاریخ ایران رقم زد. در این روزگارِ نوظهور علاوه بر بحران دموکراسیخواهی که با باز شدن فضای سیاسی زمینه بروز و ظهور یافته بود، مجموعهای از عناصر نوظهور اجتماعی و عوامل مسبوق به سابقه محلی که بهطور کلی میتوان آن را میراث برجایمانده از ادوار گذشته خواند، در بلایا و مصائبی که بر جامعه سایه افکنده بود، تأثیر مستقیم گذاشتند. در این راستا، کتاب روزگار بیقراری به تحولات مازندران، گرگان و ترکمنصحرا در خلال سالهای ۱۳۲۵-۱۳۲۰، یعنی روزگار اشغال ارتش سرخ پرداخته است.
ارتش سرخ در بهار ۱۳۲۵ نواحی شمال را ترک کرد، اما این به آن معنی نبوده که زندگی مردم بهراحتی به دوران قبل از اشغال برگردد. میراث برجای مانده از جنگ جهانی دوم، سالها بر زندگی مردم سایه افکنده بود. روزگارِ بیپناهی، حکایت مردمی است که روزگارِ پرآشوب جنگ جهانی دوم و اشغال سرزمین آبا و اجدادیشان را به دست ارتش سرخ پشتسر نهادند و میبایست سالیان متمادی اثرات این اشغال را به دوش بکشند. تصویری که از مردم این سرزمین در این اثر ارائه شده، همچون کسی است که زخمِ ناسورِ تنش هر از گاه سر باز میکند و جگرش را به آتش میکشد. این وضعیت کموبیش ادامه داشت تا اینکه در آغاز دهه سی ماجرای ملی شدن صنعت نفت تبعات دیگری را بر آن افزود.
روزگار بیپناهی که در شش فصل و دوازده ضمیمه تدوین شده، تصویری کموبیش روشن از جنبههای مختلف زندگی مردم مازندران، گرگان و دشت در نیمه دوم دهه بیست و دوران نهضت ملی نفت، یعنی سالهای ۱۳۲۵ تا ۱۳۳۲، ارائه شده است.
مصطفی نوری
فصل نخست، به تحولات سیاسی در خلال دوران خروج اشغالگران سرخ تا ترور محمدرضاشاه در زمستان ۱۳۲۷ میپردازد. چگونگی تخلیه قوای ارتش سرخ از شهرهای مازندران و گرگان و شرح مراسم تودیع آنها در شهرهای مختلف، ادامه یافتن فعالیتهای انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی تا یکی دو سال بعد و ورود نظامیان ایران پس از نزدیک به پنج سال به مناطق شمالی برای اعاده امنیت بعد از بازگشت قوای سرخ، سرکوب تودهایها و برقراری حکومتنظامی در آن حدود، گسترش فعالیتهای حزب دموکرات قوامالسلطنه و برگزاری انتخابات مجلس پانزدهم و اِعمال موج جدیدی از فشارها به هواداران حزب توده پس از سقوط کابینه قوام، از مباحث اصلی فصل اول با عنوان «تلاش برای بقاء» است.
«ضربه مُهلک» عنوان فصل دوم است که با حادثه سرنوشتساز ترور محمدرضاشاه در پانزدهم بهمن ۱۳۲۷ در دانشگاه تهران آغاز میشود. انحلال حزب توده در پی این ترور، بازداشت هواداران این حزب در شهرهای شمالی، جرم تلقی شدن حمل و توزیع روزنامهها و اعلامیههای حزب توده، تبعید عدهای از ترکمنها به کرمان تبعید، ماجرای عبور غیرقانونی از مرزها، چگونگی انتخابات مجلس شانزدهم، وضعیت کارگران تحت تأثیرِ اجرای نخستین برنامه عمرانی ایران موسوم به برنامه هفتساله و بروز تنش در میان آنها که منجر به واقعه شاهی در اردیبهشت ۱۳۲۹ شد، و مبارزه سپهبد رزمآرا با تودهایهای صفحات شمالی در این فصل گنجانده شده است.
دکتر مصدق
فصل سوم این اثر با عنوان «پنجه در پنجه رقیب» رقابتی را به تصویر کشیده که ثمرهاش تشدید بیپناهی است. معرفی اجمالی جبهه ملی، حزب زحمتکشان ملت ایران نیروی سوم، مکتب پانایرانیسم و حزب توده، فعالیتهای مربوط به ملی شدن نفت در مازندران، تلاش احزاب وابسته به حزب توده، وضعیت کارگران کارخانههای مازندران، تلاش تودهایها برای اظهارنظر درباره ملی شدن نفت، نخستین حرکت هماهنگ در شهرهای گرگان و مازندران در حمایت از دکتر مصدق و ناآرامی در کارخانههای مازندران، تلاش برای برگزاری پنجمین سالگرد کشتهشدگان خوزستان در تیرماه ۱۳۲۵ و واکنش ترکمنها در برابر این تلاش و کشمکش بر سر برگزاری جشن سالروز مشروطیت بین تودهایها و مقامات دولتی، کوشش برای نفوذ در مناطق تنکابن تا گنبدکاووس توسط هواداران حزب توده در تابستان ۱۳۳۰، مسافرت آیتالله کاشانی به مازندران، شرح چگونگی برگزاری گردهمایی در هواداری از دولت دکتر مصدق و نیز گردهماییهای مخالفان توسط جمعیت ایرانی هواداران صلح در روزگاری که دکتر مصدق در سفر آمریکا به سر میبرد، از مباحث مهم و کلیدی این فصل است.
فصل چهارمِ با عنوان «در کشاکشِ بیم و امید» به بازگشت دکتر مصدق از سفر آمریکا در اول آذرماه ۱۳۳۰ و اعلام تصمیم او برای برگزاری انتخابات، بررسی وضعیت انتخابات در چهار حوزه بابل، ساری، گرگان و دشتگرگان در خلال ماههای پایانی ۱۳۳۰، حمایت از دکتر مصدق در شهرهای مازندران و گرگان، فعالیتهای تبلیغاتی حزب توده و احزابی نظیر حزب ملت ایران بر بنیاد پانایرانیسم، زد و خوردهای جناحهای سیاسی در بابل، به عنوان ناآرامترین شهر شمالی ایران، و انعکاس واقعۀ سی تیر ۱۳۳۱ در شهرهای مازندران و گرگان اختصاص دارد.
بررسی حوادث و رویدادهای مازندران و گرگان در خلال روزهای بین واقعه ۳۰ تیر ۱۳۳۱ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با عنوان «برگی از تاریخ» موضوع فصل پنجم است. در این دوره زمانی مسائلی نظیر برگزاری مراسم برای کشتهشدگان واقعه سی تیر، ظهور گروههای جدید سیاسی، قتل یک تودهای در آغاز فصل پاییز، درگیری بین تودهایها و هواداران حزب زحمتکشان در چالوس، کشاکش بین هواداران دولت با حزب توده و هواداران دربار در ماههای پایانی سال ۱۳۳۱ و بسط دامنه نفوذ حزب توده در مدارس مازندران و گرگان، ماههای پایانی زمامداری دکتر مصدق، صفبندیهای جدید بین نیروهای سیاسی در مازندران، هواداری حزب توده از خواسته دولت دکتر مصدق درباره تصویب گزارش هیأت هشتنفری و نیز واقعه خونین ۲۹ خرداد بابل، اتفاقات کودتای ۲۸ مرداد و پس از آن در صفحات شمال ایران و تسویهحسابهایی که حکومت پادگانی سرلشکر زاهدی با مخالفان بهخصوص با تودهایها داشت، گزارش شده است.
برخلاف پنج فصل قبل که در پیوند نزدیک با مسائل و رویدادهای سیاسی قابل فهم است، فصل ششم با عنوان «مردم بینوا» به فراز و فرود زندگی مردم عادی و فرودست مازندران و گرگان توجه دارد و بحرانهای مالی مربوط به نهضت ملی شدن نفت نیز در نظر دارد. گرانی افسارگسیخته و کمبود و بینظمی در تأمین مایحتاج اولیه زندگی زیر عنوان «سفرههای تهی»، ناامنی آن صفحات به واسطه تحرکات تفنگداران محلی، فراز و فرود روابط بین مالک و زارع، و نظری به وضعیت بهداشت و درمان مردم، تلاش در راستای بهبود وضع زندگی بهخصوص در شهرها، کوشش برای بالا بردن سطح سواد و فرهنگ عمومی با گسترش مدارس و اجرای قانون تعلیمات اجباری، و گزارش وقوع بلایای طبیعی که با شرایط اقلیمی مازندران و گرگان ارتباط مستقیم دارد، از مباحث تلخ و شیرین فصل پایانی کتاب است.
مشرف نفیسی
مبارزه برای استقلال کشور و تعمیم بهداشت و فرهنگ، دلایل انتشار مجله صفا، اوضاع مازندران، گزارش دکتر فربدلیپ از اوضاع بانک صنعتی، جریان مشروح مسافرت اعلی حضرت همایونی به مازندران، مسببان عواقب وخیم و اوضاع رقتبار مازندران، گزارش خبرنگاران از واقعه مرزی ۲۸ مرداد به اداره تبلیغات، پیشامدهای مرزی، مناسبات ایران و شوروی، مصاحبه با دکتر مشرف نفیسی مدیرعامل سازمان برنامه، جریان انتخابات مازندران، و پیرامون واقعه شاهی عناوین و مباحث ضمائم دوازدهگانه روزگار بیپناهی است.
تنظیم گاهشمار حوادث، تصاویر رنگی اسناد و عکسها، بهویژه نمایههای تخصصی هشتگانه، شامل: کسان؛ جایها؛ ادارات، مؤسسات، نهادها و سازمانها؛ احزاب، گروهها و دستجات سیاسی؛ طوایف و گروهها؛ کتابها؛ روزنامهها؛ و رویدادهای سیاسی؛ به انضمام چکیده لاتین، در غنای کتاب و تسهیل در استفادۀ پژوهشگران، سهم چشمگیری دارند.
چاپ سوم کتاب «روزگار بیقراری»، با تحقیق و تدوین مصطفی نوری، در ۵۲۰ صفحه با اصلاحات و ساختاری جدید از سوی انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران منتشر شد.



