به گزارش خبرآنلاین روزنامه همشهری نوشت: حالا که نتایج طرح اعلام شده، میتوان دریافت که شهروندان مضطرب حتی پس از آگاه شدن از آسیبدیدگی روانی خود، تمایل چندانی به پیگیری و درمان ندارند.
بیشترین سطح اضطراب نیز در پایتخت گزارش شده و مجموع این دو آمار، نشانگر آسیبدیدگی و درعین حال بیمیلی تهرانیها برای ترمیم آسیبهای روانی خود است. گویا اهالی پایتخت آسیبدیدهتر و خستهتر از آن هستند که بهدنبال «تراپی» باشند.
شرکتکنندگان متأهل و جوان
سنجش سلامت روان پس از وقوع جنگ 40روزه از سوی سازمان بهزیستی کشور و با مشارکت دیگر ارگانها اجرا شد و هدف از آن ارزیابی آسیب وارده بهعلت جنگ بر روان شهروندان بود.
از اول خرداد 1405شهروندان از طریق پیوند ارسال شده با پیامک، به پرسشنامههایی هدایت میشدند که میزان اولیه اضطراب آنها را ارزیابی میکرد. در این سنجش نسبت میان کسانی که شغل آزاد داشتند یا کارمند و خانهدار بودند تقریبا برابر و نسبت سطح تحصیلات زیر دیپلم، دیپلم و کارشناسی هم به یکدیگر نزدیک بود. افراد متاهل بیش از 60درصد شرکتکنندگان را تشکیل میدادند و گروههای سنتی 18تا 25و 36تا 45بیشتر از بقیه در این سنجش شرکت کردند. میزان مردان و زنان شرکتکننده نیز اختلاف چندانی نداشت. این طرح گستردهترین نمونهگیری از وضعیت روانی شهروندان ایرانی پس از یک سال شرایط جنگی است.
ترکیب نیرویانسانی و فناوری
سیدحسن موسویچلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور در گفتوگو با همشهری اعلام کرد: « انجام این طرح در شرایط خاص کشور سرمایهای ارزشمند برای بهزیستی و نظام سلامت کشور محسوب میشود تا بتوان پیامدهای روانشناختی وقوع جنگ را پایش و شناسایی کرد و افراد را به سمت مدیریت خدمات سلامت روان ارجاع داد. در جوامع درگیر با بحرانهای شدید، شیوع اختلالات روانی میتواند تا 2 برابر افزایش پیدا کند. اکنون با استفاده از این تجربه میتوانیم افراد را در شرایط بحرانی سریعتر شناسایی کنیم و مداخله روانشناختی را انجام دهیم.» موسوی چلک میگوید: «پیمایش قبلی بهزیستی هم که بر سالمندان متمرکز بود، نشان داد 70درصد سالمندان در جریان جنگ دچار تشدید اضطراب شدهاند.»
یک پنجم تهرانیها اضطراب دارند
تمام 31استان کشور در طرح سنجش سلامت روان شرکت کردند و مطلوبترین وضعیت برای استانی است که کمترین درصد افراد دارای اضطراب (پرخطر) را داشته باشد. آمارهای بهدست آمده نشان میدهد در استانهای پرجمعیت و شهرهای بزرگ میزان آسیب روانی زیاد است. یکپنجم تهرانیها اضطراب زیاد دارند و از بین این گروه، فقط یکپنجم مایل هستند که مشکل خود را بهصورت جدی پیگیری کنند. پس از تهران نوبت به خراسان رضوی با کمتر از10درصد افراد دارای اضطراب میرسد و اصفهان بعد از آن قرار دارد. در انتهای نمودار، 3 استان خراسان شمالی، سمنان و اردبیل با کمتر از یکدرصد افراد پراضطراب و کمتر از یکدرصد افراد مایل به پیگیری وضعیت روانی قرار گرفتهاند. گویا هرقدر میزان آسیب بیشتر باشد آگاهی از ضرورت درمان هم افزایش پیدا میکند اما این آگاهی باعث نمیشود که همه افراد آسیب دیده میل به پیگیری داشته باشند.
شهروندان پیگیر درمان روانی خود نیستند
هرقدر که مراحل اجرایی طرح سنجش سلامت روان پیشرفت میکرد تعداد کسانی که در آن باقی میماندند کمتر میشد. شهروندانی که دارای اضطراب تشخیص داده شدند در مراحل بعدی دائما کمتر میشدند و از بین 70هزار مورد تشخیص داده شده نزدیک به 11هزار مراجعه عملی به مراکز مشاوره ثبت شد. ارقام بهدست آمده نشان میدهد که شهروندان تمایل چندانی به پیگیری نیازهای درمانی روانی خود نشان نمیدهند. شاید حوزه سلامت روان از سوی عموم مردم چندان نیازمند درمان فوری تصور نمیشود.

