به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، گاهی یک بیت شعر می‌تواند خاطره‌ای تاریخی را به تجربه‌ای عاطفی و نزدیک تبدیل کند. شعر در فرهنگ ایرانی، از دیرباز زبانی برای بیان عشق، اندوه و فقدان بوده است؛ زبانی که در آیین‌های مذهبی نیز جایگاهی ویژه دارد. مرثیه‌ها با روایت مصائب اهل‌بیت(ع)، نه‌تنها یاد یک واقعه را زنده نگه می‌دارند، بلکه آن را به نسل‌های بعد منتقل می‌کنند.

بنابر روایت مهر، نوحه «یا فاطمه(س)، من عقده دل وا نکردم» از آثار شناخته‌شده در سنت مرثیه‌خوانی است که با صدای سلیم موذن‌زاده اردبیلی اجرا شده است. این اثر در قالب گفت‌وگویی عاطفی با حضرت فاطمه زهرا(س)، از غربت آن حضرت و دلتنگی حضرت زینب(س) سخن می‌گوید. محور اصلی شعر، خاطراتی از زندگی خانوادگی، فقدان مادر و جست‌وجوی نشانی از مزار ایشان است.

شعر و مرثیه؛ پیوندی دیرینه در فرهنگ سوگواری

شعر در فرهنگ ایرانی تنها وسیله‌ای برای بیان زیبایی‌های ادبی نبوده است؛ بسیاری از تجربه‌های انسانی، از عشق و امید تا رنج و فقدان، در قالب شعر بیان شده‌اند. در مراسم سوگواری نیز مرثیه‌ها به ابزاری برای بازگویی مصائب و انتقال احساسات جمعی تبدیل شده‌اند.

در سنت مرثیه‌خوانی شیعی، شاعر گاهی به جای روایت یک واقعه از بیرون، زبان یکی از شخصیت‌های آن را انتخاب می‌کند. این شیوه، مخاطب را به فضای عاطفی روایت نزدیک‌تر می‌سازد و امکان می‌دهد مصیبت از زاویه‌ای شخصی‌تر بازگو شود.

در نوحه «یا فاطمه(س)، من عقده دل وا نکردم»، این زاویه روایت با دلتنگی حضرت زینب(س) برای مادر پیوند خورده است. خاطراتی مانند شانه کردن موها، پاک کردن اشک‌ها و مراقبت از فرزندان، به تصویرهایی محوری در شعر تبدیل می‌شوند؛ تصویرهایی که فقدان مادر را از سطح یک روایت تاریخی به تجربه‌ای انسانی نزدیک می‌کنند.

روایت دلتنگی حضرت زینب(س)؛ مرثیه‌ای درباره غربت حضرت زهرا(س)

 غربت حضرت زهرا(س) و راز ماندگاری مزار پنهان

رحلت پیامبر اسلام(ص)، آغاز دوره‌ای دشوار در زندگی حضرت فاطمه زهرا(س) بود. در منابع تاریخی و روایی شیعه، از اندوه ایشان پس از فقدان پدر، ماجرای فدک و حوادث مربوط به خانه آن حضرت سخن گفته شده است. بر اساس روایت مشهور شیعی، حضرت زهرا(س) در فاصله‌ای کوتاه پس از رحلت پیامبر(ص)، به شهادت رسیدند. درباره برخی جزئیات حوادث و زمان دقیق شهادت، روایت‌های متفاوتی در منابع تاریخی وجود دارد.

مشخص نبودن قطعی محل دفن حضرت زهرا(س) نیز در فرهنگ شیعی به یکی از نشانه‌های غربت ایشان تبدیل شده است. این موضوع در مرثیه‌ها، افزون بر جنبه تاریخی، معنایی عاطفی و مذهبی پیدا می‌کند و یاد مظلومیت آن حضرت را زنده نگه می‌دارد.

نوحه با این دو مصراع آغاز می‌شود:

«یا فاطمه(س) من عقده دل وا نکردم

گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم»

در این ابیات، پنهان بودن مزار حضرت زهرا(س) به محور دلتنگی تبدیل می‌شود. گوینده شعر در جست‌وجوی نشانی از مادر است، اما این جست‌وجو به نتیجه نمی‌رسد. از همین رو، ناتوانی در یافتن مزار، در روایت مرثیه به نمادی از اندوهی ماندگار تبدیل می‌شود.

در ادامه، شعر به امید ظهور حضرت مهدی(عج) و آشکار شدن نشانی از مزار حضرت زهرا(س) اشاره می‌کند:

«چشم‌انتظارم مهدی بیاید

تا تربتت را پیدا نماید»

این ابیات، دلتنگی را با امید مذهبی پیوند می‌دهند؛ امید به پایان غربت و روشن شدن حقیقتی که در حافظه شیعیان جایگاهی ویژه دارد.

خاطرات مادرانه در روایت حضرت زینب(س)

بخش دیگری از نوحه، فضای خانه و رابطه میان فرزندان حضرت زهرا(س) را به تصویر می‌کشد:

«در کودکی شد قسمت من خانه‌داری

هم خانه‌داری می‌کنم، هم سوگواری

گریه‌ام برای نور دو عینت

هر شب دهم آب دست حسینت»

در این بخش، شعر بر دو تجربه هم‌زمان تأکید می‌کند: ادامه زندگی روزمره و تحمل اندوه فقدان مادر. اشاره به امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نیز فضای خانوادگی روایت را پررنگ‌تر می‌کند.

مصراع مربوط به آب دادن به امام حسین(ع)، تصویری از مراقبت و مهر در فضای خانه ارائه می‌دهد. برای مخاطبی که با روایت کربلا آشناست، این تصویر می‌تواند یادآور مصائب بعدی امام حسین(ع) و مسئله تشنگی در آن واقعه نیز باشد. بدین ترتیب، مرثیه از خاطرات خانوادگی آغاز می‌کند و با یادآوری نام امام حسین(ع)، پیوند عاطفی میان سوگ حضرت زهرا(س) و خاطره کربلا را پیش چشم مخاطب می‌گذارد.

از شانه کردن موها تا تنهایی پس از فقدان مادر

یکی از بخش‌های محوری نوحه، تقابل میان خاطرات گذشته و تنهایی پس از فقدان مادر است:

«دیشب نشستی گیسوم را شانه کردی

امشب در آغوش لحد کاشانه کردی

دیشب گرفتی اشکم ز دیده

امشب ز داغت رنگم پریده

دیشب دعا کردی اجل جانت بگیرد

امشب دعا کن زینب بمیرد

دیشب تو بودی مادر کنارم

امشب به دیوار سر می‌گذارم»

تکرار واژه‌های «دیشب» و «امشب»، ساختار عاطفی این بخش را شکل می‌دهد. در یک سوی این تقابل، خاطره نوازش‌های مادرانه و حضور او در کنار دختر قرار دارد و در سوی دیگر، تنهایی پس از مرگ و ناتوانی از بازگشت به روزهای گذشته.

شانه کردن موها و پاک کردن اشک‌ها، رفتارهایی ساده و روزمره‌اند؛ اما در متن مرثیه، به نشانه‌هایی از محبت و امنیت تبدیل می‌شوند. با فقدان مادر، همین خاطرات معمولی معنایی تازه پیدا می‌کنند و نبودن او را ملموس‌تر می‌سازند.

مصراع «امشب به دیوار سر می‌گذارم» نیز تصویری از تنهایی می‌سازد. در روایت شاعرانه نوحه، دیوار جایگزین آغوش مادر نیست، اما نشانه‌ای از فقدان تکیه‌گاهی است که پیش‌تر در دسترس دختر قرار داشت.

پیراهن خونین؛ یادگاری در متن مرثیه

در ادامه شعر، پیراهن خونین به‌عنوان یادگاری از مادر مطرح می‌شود:

«دادی به دست زینبت با آه و زاری

پیراهن خونین خود را به یادگاری

اون پیراهن را هرگز نشویم

تا عطر مادر از اون ببویم»

پیراهن در این بخش، نقش نشانه‌ای از حضور غایب را بر عهده دارد؛ چیزی که باقی مانده و می‌تواند خاطره صاحبش را زنده کند. در بسیاری از روایت‌های سوگ، اشیا و یادگارهای شخصی به بازماندگان امکان می‌دهند پیوند عاطفی خود را با فرد ازدست‌رفته حفظ کنند.

در این مرثیه نیز پیراهن، هم یادآور مهر مادرانه است و هم نشانه‌ای از رنج و مصیبت. تأکید بر نشستن عطر مادر بر لباس، دلتنگی را به تجربه‌ای ملموس تبدیل می‌کند؛ تلاشی برای حفظ آخرین نشانه‌های حضور کسی که دیگر نمی‌توان او را در آغوش گرفت.

 از خاطرات خانه تا یاد کربلا

نوحه در بخش پایانی بار دیگر به رابطه حضرت زهرا(س) و امام حسین(ع) بازمی‌گردد:

«دیشب حسینت را نشاندی در کنارت

امشب تو را همدم شده سنگ مزارت»

این ابیات، تقابل میان حضور مادر در کنار فرزند و تنهایی پس از مرگ را ادامه می‌دهند. تصویر سنگ مزار، در کنار خاطره نشستن امام حسین(ع) در کنار مادر، فاصله میان روزهای زندگی خانوادگی و فقدان را برجسته می‌کند.

تکرار نام امام حسین(ع) در بخش‌های مختلف شعر، زمینه پیوند این مرثیه با خاطره کربلا را نیز فراهم می‌سازد. در آغاز، آب دادن به امام حسین(ع) تصویری از مراقبت و محبت خانوادگی است؛ در ادامه، یاد آن حضرت می‌تواند ذهن مخاطب را به مصائب کربلا ببرد.

این پیوند، بدون آنکه روایت اصلی نوحه را از محور دلتنگی حضرت زینب(س) دور کند، لایه دیگری به معنای آن می‌افزاید: خاطرات یک خانواده که در حافظه مذهبی شیعیان با مجموعه‌ای از مصائب تاریخی پیوند خورده است.

چرا نوحه «یا فاطمه، من عقده دل وا نکردم» ماندگار است؟

نوحه «یا فاطمه(س)، من عقده دل وا نکردم» از طریق ترکیب روایت مذهبی با تصویرهای آشنای زندگی خانوادگی، به موضوع فقدان نزدیک می‌شود. شعر به جای آنکه تنها از یک واقعه تاریخی سخن بگوید، مخاطب را با خاطراتی مانند نوازش مادر، پاک کردن اشک‌ها و نگه داشتن یادگاری‌های او روبه‌رو می‌کند.

تقابل «دیشب» و «امشب»، تصویر پیراهن و اشاره به مزار پنهان، عناصر اصلی این روایت را شکل می‌دهند. هر یک از این تصویرها، وجهی از دلتنگی را بازتاب می‌دهد؛ از حسرت حضور مادر تا تلاش برای حفظ خاطره او و امید به پایان غربت.

صدای سلیم موذن‌زاده اردبیلی نیز این مرثیه را در سنت نوحه‌خوانی ایرانی جای می‌دهد؛ سنتی که در آن، شعر و اجرا در کنار یکدیگر به بازگویی مصائب اهل‌بیت(ع) کمک می‌کنند.

در نهایت، محور اصلی این نوحه، رابطه مادر و دختر و تجربه فقدان است؛ روایتی که با یاد حضرت فاطمه زهرا(س) آغاز می‌شود و از خلال خاطرات خانوادگی، دلتنگی حضرت زینب(س) را بازگو می‌کند. همین تمرکز بر جزئیات عاطفی و تصویرهای قابل درک، به شعر امکان می‌دهد خاطره‌ای مذهبی را در قالب مرثیه‌ای درباره محبت، جدایی و یاد مادر روایت کند.

مشاهده خبر در سایت خبرآنلاین